معرفی و دانلود کتاب انگار خودم نیستم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب انگار خودم نیستم
off
٪۴۰

کتاب انگار خودم نیستم

نوع کتاب
۴.۲(از ۲۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
یاسمن خلیلی فرد
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب انگار خودم نیستم

کتاب انگار خودم نیستم نوشتهٔ یاسمن خلیلی فرد است. گروه انتشاراتی ققنوس این رمان ایرانی را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب انگار خودم نیستم

رمان انگار خودم نیستم به روایت داستان آدم­‌هایی می‌پردازد که خودشان را گم کرده‌اند و به‌قدری از خود فاصله گرفته‌اند که دیگر قادر به شناخت خود نیستند. یاسمن خلیلی فرد این داستان را از زبان چند راوی روایت می‌کند و رویدادها را از گذشته به حال پیوند می‌زند تا پازل شخصیتی آن‌ها را تکمیل شود. این اثر در سبک رئالیستی به رشتهٔ تحریر درآمده و رخدادها و دیالوگ­‌های آن با رویدادهای زندگی عادی و روزمره انطباق دارد. نویسنده در این کتاب درصدد آن بوده است که روزمرگی­‌هایی را که به مرور زمان منجر به تحول انسان­‌ها می‌شود، ترسیم کند. تمامی شخصیت‌های این رمان، انسان­‌هایی از جنس افراد طبقهٔ متوسط جامعهٔ مدرن امروزی­‌ هستند. کتاب انگار خودم نیستم روایتی از روزمرگی‌ها و اتفاقات معمول در سه خانوادهٔ ایرانی است که هر کدام درگیری‌های متفاوتی دارند. روند قصه و اتفاقاتی که در زندگی هر کدام از شخصیت‌ها رخ می‌دهد، روحیات و خلقیات هر یک از آن‌ها را دگرگون می‌سازد. یاسمن خلیلی فرد این رمان را باتوجه‌به تحولات زندگی و رفتار انسان‌ها با نگاهی روان‌شناختی به رشتهٔ تحریر در آورده است. این اثر نگاهی به زندگی زنان ایرانی داشته و گرفتاری و دغدغه‌های آنان را نشان می‌دهد.

خواندن کتاب انگار خودم نیستم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران رمان‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب انگار خودم نیستم

«می‌روم نشیمن. قاب عکس را برمی‌دارم. توی عکس می‌خندم. چهار شمع روی کیک هست. عکس بغلی را نگاه می‌کنم. عکس را کتی پارسال از من گرفت که مثلاً به عنوان نمونهٔ عکاسی پرتره ببرد سر کلاس به دانشجوهایش نشان دهد. انگار هیچ‌چیزِ این دو عکس شبیه هم نیست. دختر بیست‌ساله و دختر چهارساله هیچ وجه تشابهی ندارند. انگارنه‌انگار که هر دو عکس متعلق به یک نفر است. دختر چهارسالهٔ قاب عکس اول همیشه دلش می‌خواست هم‌سن‌وسال دختر بیست‌سالهٔ قاب دوم شود. دلش می‌خواست آرایش کند. موها را های‌لایت کند و ابروها را نازک. کفش پاشنه‌بلند پا کند و مثل مادرش تق‌تق صدا بدهد. از این فکر خنده‌ام می‌گیرد. دخترِ چهارسالهٔ قاب اول مهدکودک رفتن را کسر شأن می‌داند و به‌دروغ به همه می‌گوید: «می‌روم دانشگاه!»... دخترِ چهارساله حالا به کجا رسیده؟ دکتر شده یا مهندس؟ نقاش شده یا فیلمساز؟ دوستان دبیرستانش سال دیگر لیسانسشان را هم می‌گیرند اما او چی؟

زل می‌زنم به دختر چهارساله. چشمانش می‌خندند. انگار دلش به همان کیک زشت خامه‌ای خوش است که مثلاً قرار بوده باگزبانی باشد و به همه‌چیز شبیه است جز باگزبانیِ بیچاره و تازه رنگش هم به جای طوسی قهوه‌ای است. دختر بیست‌ساله نمی‌خندد. نه‌فقط لب‌هایش که چشم‌هایش هم نمی‌خندند. دختر قاب اول هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد روزی سروکلهٔ یکی مثل کتی در زندگی‌اش پیدا شود. اصلاً دختر قاب اول کتی را چه می‌شناخت؟! یعنی آن موقع بابا یواشکی با کتی قرار می‌گذاشت؟ تلفنی با هم حرف می‌زدند؟ بابا به او می‌گفت عاشقش است؟... دختر چهارسالهٔ قاب اول حتی اگر کتی را می‌شناخت, باز هم فرقی به حالش نمی‌کرد. او چه می‌فهمید نامادری چیست؟! نامادری برای دخترک فقط در کارتون سیندرلا معنا پیدا می‌کرد. طبق آن الگو نامادری‌ها زشت بودند. چانه‌شان تیز بود و بالای لبشان خال گوشتی داشتند. لاغرمردنی بودند و بدقواره و بیشتر شبیه جادوگر تا آدمیزاد و کتی هرگز شباهتی به نامادری کلیشه‌ای کارتون‌های والت‌دیزنی نداشت.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب انگار خودم نیستم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:انگار خودم نیستم
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:یاسمن خلیلی فرد
انتشارات:گروه انتشاراتی ققنوس
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۱۱/۰۸
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۳۹ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۲۷۸۳۴۰۰
تعداد صفحه‌ها:۴۴۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۵۳۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی انگار خودم نیستم

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 4691014
۱۴۰۴/۰۹/۳۰

عالی بود. قلم یاسمن خلیلی‌فرد رو خیلی دوست دارم. هر کتابی ازش ببینم بی‌شک به سراغش میرم این داستان از جنس زندگی بود و ادمهاش شبیه خیلی از ادمهایی که هر روز دور و برمون می‌بینیم. عالی و توصیه ‌ میکنمش

۰
☆Kamand☆
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۶

بچه ها بهتون پیشنهاد میکنم حتماااا بخونید، اما ایراد کار سن اونهاست (شخصیت ها) که شما میتونید خودتون سنشون رو پایینتر تصور کنید اصلا نحوه نوشتن نویسنده طوریه که انگار خیلی جوونن شخصیت ها به ویژه کامروز اما بعد اومده...بیشتر

۰
آهو
۱۴۰۵/۰۱/۰۲

اولین کتابی که از خانم خلیلی‌فرد خواندم و بی‌نهایت از نثر، نگارش و فضاسازی کتاب لذت بردم حتماً تمامی کتابهای دیگرشان را هم گوش می‌کنم🫶🏾

۰
کاربر 10424816
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

قلم پخته و خوب نویسنده خواندن این رمان را بسیار شیرین و جذاب کرده است. روابط شخصیت‌ها با یک‌دیگر خیلی موشکافانه و زیبا به تصویر کشیده شده‌است. کتاب انگار خودم نیستم برای من شبیه یک مینی‌سریال با فرمی جذاب بود که به...بیشتر

۰
ترنم.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۶

داستان به طور کل در مورد چند بزرگسال ۵۰ ساله ست که باهم از زمان دانشگاه دوستن و هر کدوم جداگانه با یه مشکل و مسئله بزرگی توی زندگیشون دست و پنجه نرم میکنن و هر کدوم به روش خودشون...بیشتر

۱
کاربر طاقچه
۱۴۰۴/۱۲/۱۵

نویسنده با مهارت به جزییات و زیر و بم‌های زندگی افرادی از طبقه متوسط اجتماعی پرداخته. این‌که زندگی سه زوج به هم گره خورده جذابه و افشا شدن بخشهایی از گذشته‌ی هر کدوم برای مخاطب جذابه و تعلیق ایجاد می کنه. کاراکتر...بیشتر

۰
کاربر 22058089
۱۴۰۴/۱۲/۱۴

قلم این نویسنده عالی است❤️ دوستش داشتم. هر کدام از شخصیتها جذابیت و ویژگی‌های منحصر به فرد خود را داشتند.

۰
کاربر 12100114
۱۴۰۵/۰۳/۰۶

همین لحظه تمام شد و توی فکری عمیق غوطه‌ورم این‌که ما انسان‌ها حتی معمولی‌ترین‌مان چه‌قدر دغدغه داریم، چه‌قدر می‌تونیم شاد یا غمگین باشیم … چه قدر زندگی‌ هر یک از ما در اوج معمولی بودن می‌تونه فراز ‌و نشیب داشته باشه … آموزنده،...بیشتر

۰
کاربر 10410929
۱۴۰۵/۰۲/۲۴

بالاخره رفت یا نه ؟

۰
کاربر 4870287
۱۴۰۵/۰۲/۲۴

قلم نویسنده روان و گیراست و این که در هر بخش، هر یک از راوی‌ها بخشی از راز داستان را افشا می‌کند و این گره گشایی تا فصل بعد همین راوی در آستانه تعلیق قرار می‌گیرد عالی بود. کلاً این روش...بیشتر

۰
کاربر 10417539
۱۴۰۵/۰۳/۰۲

کتاب روان، خوش‌نثر و با یک ترکیب‌بندی جالب و ساختار استخوان‌دار… راوی‌ها در هر بخش تغییر می‌کنند و تعدادشان زیاد است و این بسیار کتاب را جالب می‌کند.

۰
مثل آب برای شکلات
۱۴۰۵/۰۲/۲۷

کتابی تامل‌برانگیز و سرشار از رویدادهای غیرمنتظره. نمی‌تونم بگم کتاب مملو از هیجان بود ولی تعلیق جذابی رو تا پایانش حفظ کرده بود. شخصیت‌‌ها هر کدام رازی داشتند، هر کدام در طیفی از خاکستری‌ها بودند … هیچ‌کدام کامل و بی‌نقص نبودند و...بیشتر

۰
کاربر 11780746
۱۴۰۵/۰۲/۱۵

خیلی جذاب بود این کتاب. با سطر به سطرش ارتباط برقرار کردم. شاید این داستان شبیه داستان زندگی بسیاری از ما انسانها باشد....همان سختی ها، آشفتگی ها،دوستی ها،رسیدن ها ،جدایی ها ،بودنها و نبودن ها،عشق ها و تنفرها،غم و شادی و...بیشتر

۰
کاربر 3685046
۱۴۰۴/۱۲/۱۹

شخصیت‌های عالی با طراحی خوب و نوع روابط باورپذیر خیلی از خواندنش لذت بردم

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۱۲۱۰۰۱۱۴
۳
‫«از همه غم‌انگیزتر زمانی است که کسی که دوستش داری، هیچ تلاشی برای نگه داشتنت نمی‌کند.»
کاربر ۱۲۱۰۰۱۱۴
۳
لحظه‌ای فکر می‌کنم چه زیباست که کسی در زندگی این‌همه عاشقِ آدم باشد.
ترنم.
۲
انگار تا کسی پیدا می‌شود که حرف‌هایم را درک کند لعیا را می‌بینم که رتبهٔ اول را در مورد توجهِ او بودن دارد. از اعترافاتم حالم بهم می‌خورد. انگار بدترین مدل اعتراف همین است که دستِ خودت را برای خودت رو کنی و از خودت بیشتر بدت بیاید.
کاربر ۱۲۱۰۰۱۱۴
۲
‫بیست‌ویک‌ساله‌ام با کمی خرده که مهم نیست. ترجیح می‌دهم بزرگ‌تر نشوم. عادت دارم اعداد را رو به پایین رُند کنم و نه رو به بالا. از بزرگ شدن واهمه دارم. هرچه بزرگ‌تر شده‌ام تلخی زندگی بیشتر آزارم داده.
کاربر ۱۲۱۰۰۱۱۴
۲
گاهی خاص نبودن و معمولی بودن شانس بزرگی است.
کاربر ۱۲۱۰۰۱۱۴
۲
مگر آدم بدون بدبختی می‌شود؟
ترنم.
۱
این زن کیست؟ عشقم؟ دوستم؟ زنم؟ عادتم؟ گذشته‌ام؟ خودم؟ روحم؟ رؤیایم؟ راست است یا دروغ؟ نمی‌دانم! می‌شود یک آدم همهٔ این‌ها باشد؟ بعید است.
کاربر ۱۲۱۰۰۱۱۴
۱
‫ولیعصرِ یکطرفه را دوست ندارم. صدای بوق ماشین‌ها و شلوغی پیاده‌روها را هم. بوی ذرت مکزیکی و روغن چندبارمصرف توی دماغم پیچیده و بدتر از آن بستنی‌فروش‌ها هستند که یکی‌یکی جلوم سبز می‌شوند، براندازم می‌کنند و می‌پرسند: «بستنی متری بدم خانوم؟!» به بستنی به قول خودشان متری سبز و قرمز در دست دختربچه‌ای نگاه می‌کنم. چطور این بستنیِ تمام‌نشدنی را در هوای به این سردی می‌خورند؟
کاربر ۱۲۱۰۰۱۱۴
۱
بعضی وقت‌ها زندگی یعنی تجربه کردن مکرر تمام کلیشه‌ها.
کاربر ۱۲۱۰۰۱۱۴
۱
‫بابک می‌گوید: «اصولاً ازدواج یعنی نقطهٔ پایان عشق مگر این‌که خلافش ثابت شود.»