
٪۷۰
معرفی کتاب اتاق شگفتی ها
«اتاق شگفتیها» نوشته ژولین ساندرل، نویسنده جوان و موفق فرانسوی، از پرفروشترین رمانهای سال ۲۰۱۸ فرانسه است.
تلما برای یک شرکت تولیدکننده محصولات آرایشی کار میکند و مدیر یک گروه پانزده نفره ساخت شامپو است. او در پی دستاوردهای موفقیتآمیزش در پی ساختن شامپویی برای رفع شوره سر به عنوان پاداش اضافهحقوق و مرخصی گرفته و با پسرش لویی، به تفریح میرود، اما لویی در یک حادثه به شدت آسیب میبیند و به کما میرود:
«دو دندهٔ ترکخورده و یک پای شکسته. شکستگی باز نبود. به من گفته بودند که تنها تحرک نداشتن کافی خواهد بود و من بلافاصله، در جواب پرسیده بودم که این تحرک نداشتن وقتی که او نمیتواند جستوخیز کند، چه معنایی دارد. پرستار از آن نگاههای پرمعنا به من انداخت و طبعاً، این شوخی بیجایی بود، درآمده از دهان مادری نگران. مادری بودم گیج و سرگردان، درمانده و غصهدار. نمیدانم. تمام اینها غیرواقعی به نظر میآمد.
این چیزی جز یه کابوس نیست، تلما. تو از خواب بیدار میشی و لویی رو کنارت میبینی که یه حلقه از موهاش روی چشمهای سیاهش افتاده، چشمهایی که از بین تمام مژههاش، خنده میباره.»
پس از به کما رفتن لویی، تلما روزهای سخت و پرمشقتی را میگذراند تا این که یک روز لیستی از کارهایی را که لویی دوست داشته انجام دهد، زیر تخت او پیدا میکند، ناگهان در اوج ناامیدی فکری به ذهنش میرسد، شاید با تحقق بخشیدن به رویاهای لویی، بتواند او را بازگرداند.
ژولین ساندرل در «اتاق شگفتیها» به زیبایی تمام، عشق ناب مادرانه را به تصویر کشیده است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب اتاق شگفتی ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | اتاق شگفتی ها |
|---|---|
| موضوع: | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده: | ژولین ساندرل، داوود نوابی |
| انتشارات: | نشر نون |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۷/۱۲/۱۲ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۲.۹۷ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۸۷۴۰۵۳۷ |
| تعداد صفحهها: | ۱۸۴ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۲۹۷۰۰ تومان |
ستون دنیایم باش![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرانک معنوی
جایی که خرچنگ ها آواز می خوانندمحمدامین جندقیان بیدگلی
تمام آنچه که هرگز به تو نگفتممرضیه خسروی
زندگی داستانی ای. جی فیکریگابریل زوین
دروغ های کوچک بزرگلیان موریاتی
و کسی نماند جز ماساناز کریمی
رهایت میکنمکلر مکینتاش
خورشید هم یک ستاره استپگاه ملکیان
با من روراست باشجولیا کلیبورن جانسون
بریت ماری اینجا بودسمانه پرهیزکاری
این داستان یک جورایی بامزهستند ویزینی
تنهای بزرگکریستین هانا
همهجا آتشهای خُردسلست اینگ
درون آبعلی قانع
ما دروغگو بودیمایمیلی لاکهارت
شهر خرسفردریک بکمن
پیش از آنکه بمیرملورن اولیور
اعترافکالین هوور
خشکسالیپگاه ملکیان

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
اَه حرف زدن در مورد کتابی که تاثیر خاصی روی آدم نزاشته واقعا سخته. میدونید ایده ی جالبی داره اما از خیلی لحاظ میتونست جذاب تر باشه... داستان در مورد تلماست. زن خود ساخته ای که شغلش همیشه براش ارجحیت داشته....بیشتر
یک مادر که تمام وقتش رو برای کارش صرف می کنه و یه روز ناگهانی پسرش تصادف بدی می کنه و به کما می ره و چالش این مادر با زندگی ش شروع می شه. کتاب بدی نبود ولی یه...بیشتر
راستش خیلی جذاب نبود از اونایی نبود که غرق داستان بشی و آخرش قابل پیش بینی بود به شخصه میخواستم وسطاش ول کنم و ادامه ندم خوندن این کتابو ولی از اونجایی که دوست ندارم کتابی رو نصفه نیمه رها...بیشتر
به نظرم عالی بود یه طور دیگه به وقایع نگاه کردن.
🌙 تِلما. تلما مادر لوییـه. لویی یه پسر دوازده و نیم سالهست و کلی برای زندگیش شور و شوق داره. تلما یه مادر مشغول به کاره. اینقدر مشغول که حواسش خیلی از پسرش پرت میشه.. و لویی هم با اسکیت بردش میره...بیشتر
تا فرصت هست زندگی کنیم...
ارزش یک بار خوندنو داره، با تموم شدنش این جمله اومد تو ذهنم مادرها این موجودات عجیب و دوستداشتنی!
موضوع داستان خوب بود حتی تا اواسط کتاب داستان جذاب پیش میره، ولی یهو انگار با ورود چند نفر به داستان از موضوع اصلی کمی فاصله گرفته می شه و خیلی معمولی داستان پایان می گیره و حتی قابل پیشبینی.
به نظر من خوب بود زیادی عیر واقعی و دور از ذهن نبود
در ابتدا که کتاب رو مطالعه کردم به نظرم یک مقدار کسل کننده اومد و داستانش کاملا مشابه چند فیلمی بود که با یک سری ویش لیست سفری رو آغاز میکرد و خلاصه یک خط داستانی کاملا تکراری اما به...بیشتر
تلما مادری تنهاست که با پسرش لوئیز زندگی میکند. غرق در کار و موفقیت های شغلی... تا این که یک روز صبح لوئیز درست جلو چشم های تلما تصادف کرده و به کما میرود. تلما یکی دو روز بعد، اتفاقی دفتر یادداشتی...بیشتر
قلم داستان ضعیف بود. یا شاید هم ترجمه خوب در نیومده بود. زیاد با تلما احساس همذات پنداری نداشتم. ولی با این حال، با ماجراجویی هاش شاد شدم و خصوصا از توکیو رفتنش با مادرش لذت بردم. آخر داستان هم...بیشتر