معرفی و دانلود کتاب پرونده های راکد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پرونده های راکد
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب پرونده های راکد

نوع کتاب
۳.۲(از ۹۴ امتیاز)
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پرونده های راکد

کتاب پرونده های راکد نوشتهٔ سایمون سنت جیمز و ترجمهٔ یاسمن ثانوی است. نشر نون این رمان معمایی و ترسناک را که از پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌‌تایمز بوده، روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب پرونده های راکد

کتاب پرونده های راکد قصهٔ یک وبلاگ‌نویس جنایی را روایت می‌کند که با سرک‌کشیدن در پرونده‌های مختومه، می‌کوشد راز آن‌ها را برملا کند؛ به همین خاطر سراغ قتلی می‌رود که ۴۰ سال پیش رخ داده است، اما هنوز قاتل واقعی آن به دام پلیس نیفتاده. در اولین برخورد با «شی کالینز» هرگز تصورش را هم نمی‌کنید که این منشی ساده، در زمینهٔ وبلاگ‌نویسی درمورد قتل‌ها و رخدادهای جنایی تا چه حد خبره باشد. علاقهٔ فراوان این شخصیت به اخبار جنایی در کودکی او ریشه دارد؛ یعنی زمانی که موفق می‌شود از چنگال یک آدم‌ربا فرار کند و خود را نجات بدهد. او حالا به‌طور غیررسمی به کنکاش در جنایت‌های سال‌های گذشته مشغول شده و این‌بار قرار است سری به پروندهٔ «بث گریر» بزند، اما بث کیست؟

در سال ۱۹۷۷ دو مرد به‌طور ناگهانی به قتل می‌رسند. اخبار این جنایت تا مدت‌ها مردم شهر اورگان را در حیرت فرو می‌برد. نکتهٔ جالب قتل‌ها این است که هر ۲ توسط یک زن انجام شده بودند. «بث گریر» به‌عنوان مظنون پرونده راهی دادگاه می‌شود، اما از آنجا جان سالم به درمی‌برد. دادگاه حکم به تبرئهٔ او می‌دهد. بث در انزوا و گوشه‌گیری به زندگی‌اش ادامه می‌دهد. ملاقات او با شی باعث می‌شود که این وبلاگ‌نویس ماجراجو فکری به ذهنش خطور کند: چه می‌شود اگر بتواند از طریق مصاحبه با بث به اسرار قتل ۲ مرد پی ببرد؟ در کمال ناباوری، بث هم می‌پذیرد که با او گفت‌و‌گو کند و اینگونه رفت‌و‌آمد شی به عمارت بث آغاز می‌شود. ابتدا همه‌چیز برای شی هیجان‌انگیز و جذاب است تا اینکه با سلسلهٔ اتفاقات عجیبی در عمارت روبه‌رو می‌شود.

خواندن کتاب پرونده های راکد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر و قالب رمان معمایی و ترسناک پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب پرونده های راکد

«او دنبال لیلی می‌گشت.

این اولین بار نبود. طی سال‌ها، و در طول دوره‌هایی که لیلی ناپدید شده بود، بث گاهی یک کارآگاه خصوصی را استخدام می‌کرد تا او را پیدا کند. او از پولی که بعد از مرگ جولیان به خودش رسیده بود خرج کرد. اما همیشه بی‌نتیجه بود، چون وقتی لیلی می‌خواست ناپدید شود، به‌راحتی این کار را می‌کرد.

اما باز هم بث دنبال او می‌گشت. وقتی لیلی بعد از مرگ ماریانا دوباره ناپدید شد، بث جست‌وجو کرد. و وقتی حس می‌کرد که خواهرش به او نزدیک است ـ با همان حس اطمینان رؤیاگونه‌ای که سال‌ها با خودش داشت، به ردپای لیلی در چمنزار خیس نگاه می‌کرد ـ حتی سوار ماشین می‌شد و به طرف کلرلیک راهی می‌شد، فکر می‌کرد شاید لیلی را پشت چراغ قرمز یا در پیچ بعدی ببیند.

حالا لیلی نزدیک بود. بث می‌توانست این را حس کند، اما به‌خاطر این نبود که بث امشب رانندگی می‌کرد. داشت می‌رفت چون لیلی یک مرد را کشته بود.

او را کنار جاده رها کرده بود. مثل جولیان توی صورتش شلیک کرده بود. اما لیلی آن مرد را نمی‌شناخت. یک نفر را اتفاقی انتخاب کرده بود و یک پیام هم گذاشته بود: تلخه یا شیرین؟ زن‌ها قابلیت هر جفتش رو دارن.

بالاخره لیلی به منارهٔ ناقوس خودش راه پیدا کرده بود.

چهار ماه قبل، بث یک تماس از او دریافت کرد، بعد از اینکه او بیشتر از یک سال گم‌وگور شده بود. پشت تلفن که خِرخِر هم داشت به بث گفته بود: «من توی بیمارستانم. اونا اسم واقعی من رو نمی‌دونن. من هیچ مدرک شناسایی‌ای نیاوردم. می‌خوام از اینجا بیام بیرون، بث. می‌خوام بیای و من رو از اینجا دربیاری. خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.»

یعنی این حقیقت داشت؟ همیشه این سؤال درمورد لیلی وجود داشت، اما برای بث مهم نبود. با شنیدن صدای لیلی مبهوت مانده بود، هرچند که یک جور آرامش هم به او دست می‌داد، فارغ از اینکه لیلی دقیقاً کجا بود، حتی اگر در یک بیمارستان گیر افتاده بود. بث با خودش می‌گفت خدا رو شکر که یه نفر مراقبش هست، پس نیازی نیست من مواظبش باشم. یه نفر داره جلوش رو می‌گیره تا به دیگران آسیب نزنه.

این می‌توانست یک دروغ برای جلب ترحم بث باشد، و از آن مهم‌تر، پولش. اما چیزی در صدای لیلی به بث می‌گفت شاید هم این‌طور نباشد. برای اولین بار در عمر بث، لیلی طوری به نظر می‌رسید که انگار واقعاً درمورد چیزی نگران است. درواقع، آخر آن تماس، وقتی لیلی بی‌احساسی را در صدای بث احساس کرد، به التماس افتاد.

می‌خوام بیای و من رو از اینجا دربیاری. خواهش می‌کنم، بث. خواهش می‌کنم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پرونده های راکد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پرونده های راکد
عنوان انگلیسی:The book of cold cases
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:سایمون سنت جیمز
مترجم:یاسمن ثانوی
انتشارات:نشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۱۱/۰۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۷۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۷۵۶۶۶۶۶
تعداد صفحه‌ها:۳۴۲ صفحه
قیمت کتاب:۳۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

shayestehbanoo
۱۴۰۲/۰۵/۱۲

شی کالینز به ظاهر یک بازنده ی به تمام معناست با همه زیبایی که داره طلاق گرفته و منشی یک مرکز پزشکیه ! اما واقعیت شی کالینز پشت وبلاگش پنهان شده ، اون یه وبلاگ نویس قهاره که علاقه ی زیادی...بیشتر

۰
umiumi
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۴

اول از همه باید بدونید که این رمان ghost storyعه و اتفاق‌های ماورایی توش نقش بسزایی دارن. از جهت معمایی بودن، از همون وسط کتاب نویسنده گره‌ی داستان رو باز میکنه که این باعث شد ادامه‌اش برای من خیلی خسته‌کننده...بیشتر

۰
Bibliophile.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۱۹

یه جاهایی از داستان ، مو به تنم سیخ شد ، کلا کتاب آدرِنالین پر کنی بود😅.

۰
طوفان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۸

کتاب خوبه ولی دو ستاره کم دادم به مترجم واحتمال زیادویراستارمربوط میشه ،درمتن کتاب اشاره هایی به کنایه شده که بایدتوضیح داده بشه توسط این عوامل ولی فقط به املای انگلیسیش اکتفاکردند.احیانامترجم ویاویراستارمحترم نبایددرموردقسمتهای ستاره داربه خودشون زحمت میدادندوتحقیق میکردندوبرای...بیشتر

۰
پونه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

کتاب بسیار جالبی بود. البته برای من که ی نوجوان ۱۶ ساله هستم جالب بود ممکنه بقیه سلیقه شون مثل من نباشه اما از نظرم این کتاب ارزش یک بار خوندن رو داره اما بنظرم میتونست یکم بیشتر بین روابط کاراکتر بپردازه مثلا...بیشتر

۰
toruk makto
۱۴۰۲/۰۶/۲۴

خوب بود من‌ دوست داشتم

۰
یار مهربان♡
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۱۷

داستان قشنگی داره ولی یک مقدار زیاد کشدار شده. انتهای داستان هم کمی تخیلی تموم شد. ولی در کل ترجمه و متن و داستان خوب بود👌🏻

۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۱۰

نویسنده سعی کرده بود یک داستان جنایی معمایی و جذابو بنویسه که بنظرم تا حد زیادی موفق شده بود فقط بعضی جاها ماورایی میشد و غیر قابل باور با این حال هیجان انگیز بود.

۰
melodious_78
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۲/۳۰

بیشتر کتاب‌های این نشر جزو کتاب‌هایی‌ان که دلم می‌خواد بخونم ولی هم خیلی گرونن و هم حالا که نسخه الکترونیکش موجود جزو کتابخونه بی‌نهایت نیست، لطفا کتاب‌های بیشتری از این نشر بذارید تو ک.بی‌نهایت

۰
ماهی؛
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۲

*بیشتر معمایی و ماوراءالطبیعه هستش تا جنایی! در کل باحال بود و اگه مثل من به این دسته از کتابا علاقه دارید تو لیستتون بذاریدش و بخونید ، توی داستان کنار اومدن با یه سری از تروماها هم هستش که به...بیشتر

۰
Chica
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۹

داستان درمورد زنی به نام شی هست که در کودکی اتفاقاتی براش افتاده که ازش ادم اجتماع گریز و ترسویی ساخته که حالا ناگهان رندگیش درگیر یکی از جنایت هایی میشه که ۴۰ سال قبل اتفاق افتاده.‌.. کتاب در دو زمان...بیشتر

۰
حنا دختری در چمنزار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۲۲

خوب بود رو هم رفته، اما من کتابای خیلی بهترم خوندم. فضاش جالب بود برام.

۱
AnnaTehrani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۷

موضوع جالبی داشت و به عنوان یک کتاب معمایی و جنایی به نظرم داستان پردازی جالبی داشت ، خوندنش رو پیشنهاد میکنم

۰
Ala Musavi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۷

قلم سیمون رو دوست دارم، با کتاب دختران مطرود باهاش آشنا شدم. کتاب ماورایی هست و طبیعتا منطقی نیست اما من لذت بردم. دلم برای بث تنگ میشه... ممنون از نشر نون بابت ترجمه و چاپ این کتاب

۰
رها یاری
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۹

من شخصا نپسندیدم کتاب سطحی بود و حوصله ام رو سر برد

۰

بریده‌هایی از کتاب

یار مهربان♡
۳۰
تقدیم به مادرم که زندگی فرصت خواندن این کتاب را به او نداد.
فاطمه رمضان زاده
۱۶
«به‌خاطر اینه که ما همیشه حق انتخاب نداریم. درواقع، به‌ندرت پیش می‌آد که این حق رو داشته باشیم.»
toruk makto
۱۰
چه فرقی بین یک جانی روانی و کسی وجود دارد که هر روز برای بهتر کردن حال دیگران دروغ می‌گوید؟
nastaran
۶
از آدم‌هایی که زیادی صمیمی می‌شدند خوشم نمی‌آمد.
nastaran
۶
صدایی گفت: «سلام، سردت شده؟» صدای مادرم را شنیدم که گفت: «همیشه با بزرگ‌ترهای خودت مؤدب باش، شی.» این یک دروغ بود، بدترین دروغی که به من گفته شده بود؛ اینکه همیشه بچه‌ها باید با بزرگ‌ترها مؤدب باشند. این دروغ تا امروز من را تسخیر کرده بود
ارغوان صادق
۵
تلخم یا شیرین؟ زن‌ها قابلیت هر جفتش رو دارن
Fateme.A
۴
همه‌چیز سر جایش بود. وقتی کارم تمام شد، دوباره جلوی لپ‌تاپ نشستم. روی کلیدش زدم تا از حالت خواب دربیاید و وارد سایت پرونده‌های راکد شدم. و سفر آن شب به درون تاریکی را شروع کردم.
nastaran
۴
«یعنی واقعاً کار شوهره بوده؟ آخه همه می‌گن اونا زوج عاشقی بودن.» «همیشه همه همین رو می‌گن، و همیشه همه در اشتباهن.»
nastaran
۲
فکر کردم به اینکه چه حسی دارد که با کسی ازدواج کنی که توی پارکینگ بنشیند، کتاب بخواند، منتظر بماند تا عقلت سر جایش بیاید و چیزی که می‌خواهد را به او بدهی، چه او به زبان بیاورد چه نیاورد. ترجیح می‌دادم آن‌قدر مجرد بمانم تا بمیرم.
آلی
۲
خیلی خنده‌دار بود. من نگران تنها ماندن با بث بودم، اما حتی به ذهنم نرسیده بود که اون نگران تنها ماندن با من باشد.