معرفی و دانلود کتاب بی پدر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بی پدر
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب بی پدر

رمان

نوع کتاب
۳.۹(از ۲۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مژده سالارکیا
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بی پدر

کتاب بی پدر نوشتهٔ مژده سالارکیا است. نشر چشمه این رمان معاصر ایرانی را روانهٔ بازار کرده است. این اثر یکی از کتاب‌های مجموعهٔ «کتاب‌های قفسهٔ آبی» (آثار ژانری، قصه‌گو و جریان‌محور) است.

درباره کتاب بی پدر

کتاب بی پدر رمانی ایرانی است که در ۲۱ فصل نوشته شده است. این رمان درمورد خانواده‌ای عجیب است که حتی مردگانشان نیز دست از سر ماندگان بر نمی‌دارند. مژده سالارکیا رمان «بی‌پدر» را با الهام از قصهٔ «فرود»، پسر سیاوش در شاهنامهٔ فردوسی نوشته و توضیح داده است که قصد داشته این رمان را با زیرساخت اسطوره‌ای بنویسد و بحث خاک و خون را مطرح کند. مهم‌ترین منبع الهام این نویسنده برای این هدف، شاهنامهٔ فردوسی می‌شود؛ چراکه وقتی شاهنامه را می‌خوانیم می‌بینیم که آن چیزی که در شاهنامه گفته شده هنوز و هر روز در زندگی امروز ما و فرهنگ ما درحال بازتولیدشدن است. به‌گفتهٔ این نویسنده، این رمان ماجراجویانه است و برای کشف حقیقت در آن حرکت بسیاری گنجانده شده است؛ همچنین گفته است که پدر در این رمان، یک مفهوم جنسیت‌زده نیست و از اول رمان، ما پدری را می‌بینیم که خانواده را رها کرده و رفته است.

رمان «بی‌پدر» قصهٔ دختری است که کارِ گویندگی می‌کند و روزگار می‌گذراند. او در سالگرد فوت زنی به نام «جَریره»، قصهٔ خود را آغاز می‌کند؛ قصهٔ زنی که آغاز راهی است برای کشف سرنوشت‌های معمایی روابط خانوادهٔ او. قصهٔ پدر، مادر، بمباران‌های دههٔ ۱۳۶۰ در تهران و آدم‌هایی که تلاش می‌کنند از قاب عکس‌های خود بیرون بیایند و خود را از نو ثابت کنند. این دختر با بازگشت به ملک پدری، راهی سفری می‌شود در زمان که به‌تدریج او را از انواع اتفاق‌هایی که بر سرش آمده آگاه می‌کند و این میان «پدر» نقشی متفاوت و شگفت‌آور دارد.

خواندن کتاب بی پدر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب بی پدر

«نگران من که نیست، نگران رضایت ندادنم است. صبحی که از این‌جا رفتم، سری هم به بیمارستان زدم. بهار آن‌جا نبود. دکترش هم نبود. رهام داشت به مُردنش ادامه می‌داد. تنها اتفاق بادوام در زندگی رهام همین مُردن است. هر وقت چیزی به دست می‌آورد، قرار بود از دست بدهد. اگر من رضایت بدهم، همین مُردن را هم از دست می‌دهد. قلبش می‌رود توی قفسهٔ سینهٔ یک نفر دیگر و زنده می‌ماند. همان‌طور که توی مرصادالعباد آمده بود که «گِل دل از ملاط بهشت بیاوردند و به آب حیات ابدی سرشتند و به آفتاب سیصد و شصت نظر بپروردند.» آن وقت حیات ابدی می‌آید سراغش و او زنده می‌ماند تا چند سال دیگر… تا وقتی که صاحب جدید قلب هم بمیرد. یک چیزی توی دلم می‌گوید کاش رهام نمی‌مُرد. نمی‌خواهم بمیرد. برای من اهدای قلبش هم زنده‌اش نمی‌کند. برای من دلِ جدا از گِل اهمیتی ندارد. امروز همهٔ وجود رهام همین تکه‌پاره‌های مهم است و این تکه‌پاره‌ها بدون تن رهام به هیچ کارِ من نمی‌آید. او پشت شیشه خوابیده بود و من داشتم به او نگاه می‌کردم که هیچ کار مفیدی توی زندگی‌اش نکرده بود. من چی؟ من کاری کرده بودم؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بی پدر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بی پدر
عنوان دیگر:رمان
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مژده سالارکیا
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۰۴/۰۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۰.۴۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۰۱۰۹۸۸۴
تعداد صفحه‌ها:۱۵۲ صفحه
قیمت کتاب:۵۴۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کتاب‌های قفسه‌ی آبی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Bardia Adibi
۱۴۰۲/۰۶/۰۱

واقعا کتاب جذابی هست.

۰
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۴

تجربه جدیدی از کتابخوانی بود من خیلی دوستش داشتم

۰
Ehsan Jahrooti
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۱

کتاب دارای کشش قوی است که خواننده را تا آخر با خود نگه می‌دارد. کتاب در رفت آمد بین زمان حال و گذشته بسیار به موقع و بجا عمل می‌کند و یک پایان قوی و درست است.

۰
fatemeZarei
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۰۳

شخصیت پردازی و پایان بندی خوبی داشت. خیلی پسندیدم و لذت بردم واقعا

۰
نیلوفر
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

کتاب بسیار جذاب ولی الخی بود. نوع نوشتن کتاب و جابجا شدن زمانها رو خیلی دوست داشتم

۰
مهدیه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

بی نهایت قلم جذابی داره این نویسنده ، حتما بخونیدش

۰
کاربر faty
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۲

توصیه میکنم حتما بخوندیش ..نویسنده ای که شناختی ازش نداشتم و با معرفی دوستان در طاقچه خوندمش.. داستان جذاب و گیرایی داره.. اونقدر که میشه یه روزه خوندش.دختری به اسم صهبا که زندگیش رو بافلش بک هایی که به گذشته...بیشتر

۰
امید
۱۴۰۵/۰۱/۰۷

من به شخصا معتقدم

۰
saba
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۳

متن کتاب خیلی روون و جذاب بود کشش داشت اما موضوع کتاب تلخ و منفی بود

۰
sibsabz88
۱۴۰۲/۰۹/۱۶

داستانی با درون مایه‌ی رئالیسم جادویی. قسمت های پرکشش کتاب بیشتر از بخش‌های حوصله سربره و میتونه ذهن رو درگیر کنه…ولی ازون کتاب‌ها نیست که یک سال و دوسال بعد به یادش بیفتید و طعم خوندنش به دهنتون مزه کنه

۰
مرجان
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۵

کتاب بسیار گنگ و در گذشته سیر می‌کند . حتی روابط بدرستی قابل درک نیست .

۰

بریده‌هایی از کتاب

Zohreh Askari
۵
وقتی می‌گویند عجله نکن، یا اتفاق مهمی نیفتاده یا دیگر نمی‌شود کاری کرد.
rachel
۳
بهار نمی‌داند چه‌طور عشق می‌تواند کاری کند که استخوان‌هایت از شدت دوست داشتن درد بگیرد.
Zohreh Askari
۲
مرگ از یک سنی به بعد کمر آدم را بیش‌تر خم می‌کند: وقتی که خودت نزدیک مرگ شده باشی.
Ailin_y
۱
رهام داشت به مُردنش ادامه می‌داد. تنها اتفاق بادوام در زندگی رهام همین مُردن است. هر وقت چیزی به دست می‌آورد، قرار بود از دست بدهد.
rachel
۰
مرگ از یک سنی به بعد کمر آدم را بیش‌تر خم می‌کند: وقتی که خودت نزدیک مرگ شده باشی.
محبوبه نصیری
۰
«آدمی که بچه از دست بده هار می‌شه. زخم می‌زنه به همه. این زخم‌ها خوب نمی‌شه. مثل زخم‌های آدمی که مرض قند داره. هیچی نیست جز زخم روی زخم.»
محبوبه نصیری
۰
بابا شد بهترین مرد دنیا، مردِ خانواده‌دوست، فداکارترین پدری که می‌شود تصورش کرد. ذره‌بین دست گرفته بودیم تا هر خوبی کوچکی را که در حق‌مان کرده بود بزرگ کنیم. بابا یک‌باره شد همان مرد خوبی که مامان می‌گفت. «مردِ خوب مردِ مُرده‌ست.»
محبوبه نصیری
۰
خاکی که به عمرش جنگ نبیند هیچ‌وقت خراب نمی‌شود.