با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم

دانلود و خرید کتاب بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم

۳٫۶ از ۷ نظر
۳٫۶ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم  نوشته  دانلد بارتلمه  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم

«بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم» نوشته دونالد بارتلمی(۱۹۸۹-۱۹۳۱)، نویسنده آمریکایی است. این کتاب ۹ داستان کوتاه از این نویسنده را در خود دارد. در بخشی از داستان «مدرسه» از این کتاب می‌خوانیم: «خب، ما همه‌ی بچه‌ها را به کار کاشت درخت‌ها گرفتیم، چون هر جور حساب کردیم دیدیم این هم جزوی از آموزش آنهاست، می‌دانید دیگر، تا ساز و کار ریشه‌ها را ببینند.... و همچنین حس مسئولیت پذیری، مراقبت و مسئولیت فردی را تجربه کنند. می‌دانید که منظورم چیست. و درخت‌ها همگی خشک شدند. پرتقال بودند. نمی‌دانم چرا خشک شدند، همین جوری خشکیدند. شاید مشکل از خاک بود و یا شاید کودی که از گلخانه گرفته بودیم، جنس اعلی نبود. در این باره شکایت کردیم. خب، سی تا بچه داشتیم که هر یکی درخت کوچک خودش را باید می‌کاشت و حالا سی تا درخت خشکیده داشتیم. هرکدام از بچه‌ها به یک تکه چوب قهوه‌ای خیره مانده بود، واقعا غم انگیز بود. اوضاع آن قدرها بد نبود به جز این که دو هفته قبل از ماجرای درخت‌ها، همه‌ی مارها مرده بودند. اما من فکر کردم که مارها- خب، دلیلی که مارها سَقَط شدند این بود که... یادتان هست، دیگ بخار چهار روز به خاطر اعتصاب خاموش مانده بود و این قابل توضیح بود. چیزی بود که می‌شد به خاطر وجود اعتصاب، بچه‌ها را با آن توجیه کنی. خب یعنی، والدین هیچ کدام اجازه‌ی رویارویی با صفوف اعتصابیون را به آن‌ها نمی‌دادند، ولی به هر حال می‌دانستند که اعتصابی در جریان است و این به چه معناست. پس وقتی دوباره مشغول کار شدیم و مارها را در آن وضع پیدا کردیم، آن‌ها خیلی ناراحت نشدند.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
danialabdl
۱۳۹۷/۰۶/۲۴

داستان های واقعا بدیعی داره، و طنز خیلی جالب و‌عمیق. به نظرم این نویسنده دیوانه است و البته این برای نویسنده یه امتیازه.

fatemeh
۱۳۹۸/۰۲/۱۹

چنتاش خیلی خوب بود، چنتاش هم یا نیاز به فکر کردن داره یا خوندن نقد

کاوه
۱۳۹۵/۰۶/۲۰

داستانهای طنز معرکه که البته مفاهیم عمیقی هم دارند.یه داستان درباره چند تا دوسته که فکر میکنن تو عالم دوستی حق دارن یکی از رفقا رو اعدام کنن و البته چون با هم دوستن میخوان مراسم اعدام باشکوهی برپا کنند...

tttt
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

من این کتابو خریدم ولی دانلود نمیشه که بخونم چرا واقعا؟

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
هیو، نگران جمله‌بندی دعوت‌نامه‌ها بود. اگر یکی از دعوت‌نامه‌ها به دست مسئولین می‌افتاد چه؟ شکی نبود که دار زدن کُلبی خلاف قانون است و اگر مسئولین پیش‌پیش از نقشه خبردار می‌شدند، می‌آمدند و گند همه چیز را در می‌آوردند. من گفتم اگرچه دار زدن کُلبی تقریبا بلا شک خلاف قانون است، اما ما از حق و حقوقی اخلاقی برای انجام این کار برخورداریم چون که او دوست ماست، از جهات مختلف و حایز اهمیتی به ما تعلق دارد و علاوه بر این‌ پای‌اش را هم از گلیمش درازتر کرده. ما توافق کردیم جمله‌بندی دعوتنامه‌ها جوری باشد که مدعوین نتوانند سر در آورند دقیقا به چه چیزی دعوت شده‌اند. تصمیم گرفتیم از آن رویداد به عنوان «رویدادی با حضور جناب کُلبی ویلیامز» یاد کنیم.
danialabdl

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۶/۰۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۸۶۷-۰۷-۶
تعداد صفحات۱۱۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۶/۰۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۸۶۷-۰۷-۶