با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب اثر هالی جکسون

کتاب راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب

نویسنده:هالی جکسونمترجم:فرسیما قطبیانتشارات:نشر نونسال انتشار:۱۴۰۰تعداد صفحه‌ها:۱۹۶ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۲از ۹۷ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر نون

سال انتشار۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها۱۹۶ صفحه

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر

معرفی کتاب راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب

راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب اولین کتاب هالی جکسون، نویسندهٔ جوان بریتانیایی است. او با این رمان توانست به نامی آشنا در ژانر معمایی تبدیل شود و کتابش خیلی زود در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفت و چندین هفتهٔ متوالی رتبهٔ اول را از آن خود کرد. کتاب با ترجمهٔ فرسیما قطبی در نشر نون به چاپ رسیده است.

درباره کتاب راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب

پنج سال پیش، دختری به نام آندی بل به قتل رسیده. پلیس باور دارد که سال سینگ این کار را کرده است. همهٔ مردم شهر همین باور را دارند. پرونده بسته شده است... اما پیپا فیتز آموبی که در همین شهر کوچک که قتل در آن اتفاق افتاده بزرگ شده از این موضوع مطمئن نیست. او این پرونده را به‌عنوان موضوع پروژهٔ سال آخر مدرسه‌اش انتخاب می‌کند و شروع به پرده برداشتن از رازهایی می‌کند که فردی در شهر می‌خواهد پنهان بمانند؛ اگر قاتل واقعی هنوز آن بیرون است، برای دور نگه داشتن پیپ از واقعیت تا کجا پیش می‌رود؟

راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب کتابی است با پایان غیر قابل حدس، پر از معما و سؤال، که با بهره‌گیری از زبانی ساده و گاه طنزآمیز قتلی رازآلود را به زیبایی هر چه تمام‌تر روایت می‌کند. این رمان به زبان‌های گوناگون ترجمه شده و در سال ۲۰۲۰ نامزد بهترین رمان معمایی از نگاه خوانندگان گودریدز بوده است.

کتاب راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به رمان‌های معمایی پیشنهاد می شود.

بخشی از کتاب راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب

پیپ ایستاد. بلافاصله، شجاعت بیشتری از نصف بچه‌های شهر در خود احساس کرد و دستش را روی دروازه گذاشت. نگاهش مسیر امتدادیافته را تا در ورودی دنبال کرد. شاید تنها چند قدم به نظر می‌آمد، اما شکافی دلهره‌آور بین جایی که ایستاده بود و آنجا وجود داشت. در نظر گرفته بود که امکان داشت این فکر بسیار بدی باشد. خورشید صبح سوزان بود و پیپ می‌توانست از حالا، چسبناک شدن گودی زانوانش را در شلوار جینش حس کند. فکری بد یا فکری جسورانه. هر چند بزرگ‌ترین نوابغ تاریخ، همیشه، جسارت را برتر از امنیت دانسته‌اند و حرف‌هایشان حتی برای بدترین فکرها، توجیه خوبی است.

اعتنایی به شکاف نکرد و به‌طرف در به راه افتاد. تنها لحظه‌ای مکث کرد تا ببیند مطمئن است یا نه و سپس، سه ضربه به در زد. انعکاس تصویر مضطربش به او خیره شده بود: موهای تیرهٔ بلند که در اثر پرتوِ خورشید، نوک‌هایش کمی قهوه‌ای روشن‌تر بودند؛ صورتی با پوستی سفید، علی‌رغم هفته‌ای که به‌تازگی در جنوب فرانسه گذرانده بود؛ و چشمان زیتونی نافذی که آمادهٔ تأثیر گذاشتن بودند.

صدای افتادن زنجیر و دو بار چرخیدن کلید در قفل آمد و سپس، در باز شد.

پسر که با دستی خم‌شده در را نیمه‌باز نگه داشته بود، گفت: «سلام؟» پیپ پلک زد تا به نگاه خیره‌اش پایان بخشد، اما نمی‌توانست خیره نماند. او خیلی شبیه سال بود: سالی که پیپ از آن‌همه گزارش‌های تلویزیونی و تصاویر روزنامه‌ها می‌شناخت، سالی که داشت رفته‌رفته، در حافظهٔ نوجوانش، کم‌رنگ می‌شد. راوی، مثل برادرش، موی مشکی درهمی داشت که به یک سمت ریخته شده بود و همچنین، ابروی کمانی و پوست بلوطی‌رنگ.

نظرات کاربران

فاطمه.م
۱۴۰۰/۱۱/۰۸

شخصیت اصلی این رمان معمایی/جنایی، دختر هفده ساله باهوشی به نام «پیپا فیتز آمویی» است که پرونده قتل مختومه‌ای را به عنوان پروژه سال آخر دبیرستانش انتخاب می‌کند. مصاحبه او با همکلاسی‌ها، دوستان و همسایگان رازهای تاریکی از زندگی مقتول

- بیشتر
He~ro
۱۴۰۰/۱۰/۱۵

خیلی قشنگههه این کتاب منو معتاد به ژانر معمایی/جنایی کرد:)

Sara Keshavarz
۱۴۰۰/۱۰/۲۳

اگه به داستانای معمایی علاقه دارین گزینه خوبیه👌🏻😍 من برای رهایی از فکر و خیالات این کتابو شروع کردم و واقعا انقد منو جذب کرد که شرایط و مشکلاتو برای یه مدت فراموش کنم🙂

یک مشکل لاینحل، sky
۱۴۰۱/۰۴/۲۱

🐉_یه جنایی خیلی خوب و نوجوان پسند! =} نگاهی به داستان: پنج سال پیش آندی بل «نمونه‌ی کلیشه‌ی دختر محبوب خوشگل دبیرستان که همه براش سر و دست می شکنن» ناپدید می شه. پلیس وارد کار می شه تا با بازجویی از

- بیشتر
دانش‌آموز گم شده‌ی هاگوارتز
۱۴۰۱/۰۵/۱۲

چقددددد من با این کتاب حال کردمممممم یه روزه تموم شد🤭 اقاااااا هر چقد بگم خفن کم گفتم خب؛ خ داستان: داستان درمورد دختری که برای پروژه‌ی مدرسه‌ش تصمیم می‌گیره قتلی رو انتخاب کنه که ۵ سال پیش پرونده‌ش بسته شده ولی با مدارک

- بیشتر
کاربر ۵۰۴۸۹۴۲
۱۴۰۱/۰۶/۲۴

به بینهایت اضافه بشه لطفاااااااا

بوک تاب
۱۴۰۰/۱۱/۲۷

معمایی بود و خوب هو پرورانده شده بود. خیلی راحت میشد خودمان را جای شخصیت اول بگذاریم. با توجه به کتابهای این دوره،اینکه شخصیت اول پاک دامن بود خوب بود. من تو فیدیبو خوانده بودم ۴۰۰ صفحه بود،اینجا زده ۱۹۸، یا

- بیشتر
Allabout_shin
۱۴۰۱/۰۴/۱۴

یکی از بهترین کتاب ها نه ! قطعا بهترین کتاب جنایی که خوندم این کتاب که خیلی برام سنگین بود توی دو روز تموم شد واقعا خیلی قشنگ نوشته شده بود گیج کننده هم نبود و از اول هیجان داشت و

- بیشتر
Saghaii
۱۴۰۱/۰۴/۰۲

تا پنج صبح بیدار موندم تا تمومش کنم.خیلی خوبه.پیشنهاد میکنم.تا آخرش نمی‌تونید حدس بزنید قاتل کیه،نویسنده شمارو گمراه می کنه و در یک کلام:عالی

petraiy
۱۴۰۰/۱۲/۱۶

کتاب جذابی بود و طوری نوشته شده بود که تک تک جملات و احساسات شخصیت‌های داستان رو درک میکردم. اگه به ژانر جنایی علاقه دارید، حتما این کتاب رو بخونید. پشیمون نمیشید.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱۳)
آدم‌هایی که دوستشان داری جبر ریاضی نیستند: که محاسبه شوند، تفریق شوند، یا با یک ممیز بین خودت و آن‌ها فاصله بیندازی.
𝑨𝒓𝒂𝒗𝒊𝒓࿐
اما گاهی، به یاد آوردن به‌خاطر خودت نیست، بعضی اوقات، این کار را می‌کنی تا لبخندی را بر لب فردی دیگر بنشانی. دروغ‌های این‌چنینی مجازند.
Kamand Kamoei
«و اگرچه این ماجرا هیولاهای خودش رو هم داره، متوجه شدم که نمی‌شه خیلی راحت افراد رو به دو دستهٔ خوب و بد تقسیم کرد.
Ilomilo
پیپ آرزو می‌کرد که ای کاش به‌اندازهٔ کافی، قوی بود، ولی فهمیده بود شکست‌ناپذیر نیست و او نیز می‌تواند درهم بشکند.
Ilomilo
مطمئن نیستم دیگر آن دختر خوبی باشم که زمانی فکر می‌کردم هستم. او را در طی این مسیر گم کرده‌ام.
Ilomilo
«خیلی متأسفم، پیپ. می‌دونم گفتنش به آدم هیچ کمکی نمی‌کنه و فقط یه حرفه. ولی متأسفم.»
Ilomilo
غمگین‌تر از آن بود که عصبانی شود و در عین حال، عصبانی‌تر از آن بود که غمگین شود.
Ilomilo
ویکتور گفت: «فکرهای بیخود نکن. وسیله‌ها که مهم نیستن. می‌شه جایگزینشون کرد. فقط برام مهمه که حال خودت خوب باشه.»
Ilomilo
الیوت پرسید: «پیپ، حالت خوبه؟» پیپ سرش را به‌علامت تأیید تکان داد، با دهان بسته تبسمی کوتاه بر لب نشاند و آن احساسی را که وقتی کسی می‌پرسد خوبی و تو اصلاً خوب نیستی به آدم دست می‌دهد، پنهان کرد. «آره، خوبم.»
Ilomilo
دیگه نباید ادامه بدی، پیپا.
Ilomilo