معرفی و دانلود کتاب جنوب از شمال + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب جنوب از شمالsubscriptionAvailable

کتاب جنوب از شمال

نوع کتاب
۳.۶(از ۱۵۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
بهاره حسنی
انتشارات: 
انتشارات شقایق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب جنوب از شمال

کتاب الکترونیکی «جنوب از شمال» نوشتهٔ بهاره حسنی در انتشارات شقایق به چاپ رسیده است. این کتاب داستان تفاوت‌هاست و غلبه بر آن‌ها. داستان فاصله‌هاست و رسیدن‌ها.

درباره کتاب جنوب از شمال

جنوب از شمال، داستان زنان یک خانواده است. زنانی که شاید غریب و متفاوت هستند، ولی محکم و سرپا در کنار هم می‌مانند. داستان مردانی که از عشق می‌ترسند و آن را انکار می‌کنند. جنوب از شمال رسیدن به جنوب از شمال است. دو نقطهٔ متفاوت و دور، اما رسیدن به یک نقطه، هرگز ناممکن و دور از ذهن نیست، حتی اگر از شمال به جنوب باشد.

کتاب جنوب از شمال را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به علاقه‌مندان به رمان‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب جنوب از شمال

همان‌طور که گوشی تلفن را بین شانه و گوشم نگه داشته بودم، داخل کیفم دنبال آدامس می‌گشتم و سعی می‌کردم نیمی از حواسم به حرف‌های مامان باشد که با هیجان از سفرش به لاهیجان و نمی‌دانم چه چیزی صحبت می‌کرد. آخر سر متوجه شدم که طناب به خودش بسته و از آن بالا به پایین سُر خورده است! دهانم از تعجب باز مانده بود. مامان گاهی کارهای عجیب و غریب زیادی می‌کرد، ولی این دیگر از همه جدیدتر بود.

از مترو بالا آمدم و به طرف شرکت رفتم. در لابی سری برای نگهبان تکان دادم و سوار آسانسور شدم. در آسانسور شلوغ، سعی کردم با ملایمت او را سرزنش کنم که این چه‌کاری بوده که انجام داده است. مامان به طور خنده‌داری عاشق این است که به او توجه شود و او را با ملایمت سرزنش کنند.

بالاخره با بوسه و اشک و ناراحتی خداحافظی کرد. گوشی را قطع کردم و توی جیبم گذاشتم. آسانسور آن‌قدر شلوغ بود که اگر می‌خواستم تلاش کنم آن را توی کیفم بگذارم، باید از چند نفر به خاطر تنه زدن و آرنج زدن عذرخواهی می‌کردم.

نفس عمیقی کشیدم و سرم را به عقب تکیه دادم. کسی که کنارم ایستاده بود، به طور معجزه آسایی بوی بسیار خوبی می‌داد. ریه‌هایم را پر کردم و دوباره نفس عمیقی کشیدم.

چند نفر پیاده شدند و کمی خلوت‌تر شد. جا به جا شدم و سرم را چرخاندم تا فرد خوشبو را ببینم. آقای علوی کنارم ایستاده بود و مستقیم به روبه‌رو نگاه می‌کرد. صدای خفیفی ناشی از یکه خوردن، به طور ناخودآگاه از دهانم خارج شد، اما توجه‌ای نکرد. در فکر بود، یا آن‌که اصلا حوصله سلام و حال و احوال را نداشت.

خودم را جمع و جور کردم و سرم را پایین انداختم. با رسیدن به طبقه ما، کنار ایستاد تا ابتدا من پیاده شوم. سلام آهسته‌ای کردم. تنها سرش را تکان مختصری داد و بعد از من از آسانسور پیاده شد و مستقیم به اتاقش رفت.

شرکت شلوغ بود. جعبه‌های شیرینی و آب‌میوه در آشپزخانه قرار داشت و همه به جنب و جوش افتاده بودند. ظاهرا جلسه سهامداران بود. شاید برای همین آقای علوی حوصله نداشت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جنوب از شمال و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:جنوب از شمال
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:بهاره حسنی
انتشارات:انتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۳/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴.۵۶ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۲۱۶-۱۸۲-۹
تعداد صفحه‌ها:۵۳۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۴۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Anahita malmir
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۵

متاسفانه دلیل این همه کلیشه را در رمان های ایرانی درک نمیکنم. مثل تمام رمان های دیگه تنها سوژه ای تکراری به نمایش کشیده شده بود . وقتی از خانم بهاره حسنی، رمان ناگفته هارا خواندم توقع داشتم تمام رمان...بیشتر

۲
مری و راه های نرفته اش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۵

من نسخه چاپی کتاب رو خوندم. اول کتاب ممکنه خیلی گنگ باشه ولی به مرور جذاب می شه. پیشنهاد می کنم این رمان رو.

۰
ldnfatemi
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۷

تو متن داستان چند بار به سریالهای آبکی ترکیه ای اشاره کرده بود ولی خود داستان از اونها هم آبکی تر بود

۰
Farzan
۱۴۰۰/۱۱/۲۳

نسبت به بقیه کتابهای خانوم حسنی ،این کتاب برای من در حد متوسط قرار داشت💚💜

۰
SARA
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۴/۱۲

داستان خاصی نداشت برای پر کردن وقت خوب بود.

۰
samira70
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۶

مثل دیگر کارهای خانم حسنی داستانی پر کشش، عاشقانه هایی دوست داشتنی، باورپذیر و با تعلیق بالا

۰
کاربر ۲۱۹۴۶۰۲
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۲

این کتاب خیلییییی ناب بود خیلی حالم و خوب کرد پیشنهاد میکنم حتما این کتاب بخونی و لذت ببرید البته بگم یه جایی واقعا حرص نیخوردمااا از دست شخصیت ها🤭🤭 ولی از اینکه چقدر این کتاب عالیه نگم

۱
کاربر ۹۸۶۳۷۱
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۸

مثل خیلی از رمان‌ها تکراری بود برای افرادی که خیلی اهل رمان خواندن نیستند میتونه جالب و زیبا باشه

۰
ل.صفوی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۷

رمان داستان روانی داشت. داستان زندگی یه دختر شاد و رمانتیک که مورد علاقه خانوادش و بستگانه و چون به شدت خودشه و نقابی به چهره نداره و یجورایی بکره، آقایون هم به سمتش جذب میشن. این داستان خیلی جاهاش...بیشتر

۰
کاربر ۳۰۰۸۹۹۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۴

رمان زیبا که در عین سادگی و روانی داستان ، درگیرهای فکری شخصیتهای داستان رو بخوبی بیان میکنه ، شخصیت پردازی قوی و کلا داستان دلنشینی هست

۰
شیما
۱۴۰۰/۰۹/۲۶

من خیلی دوسش‌داشتم کتاب زیبایی بود

۰
maryam.moh
۱۴۰۴/۰۷/۲۰

داستان تکراری... شخصیت‌ها جذاب... متن داستان روان... فرازو نشیب نداره... چالشی نیست... برای شب های پاییز مناسب... دغدغه خاصی نداره... زندگی‌ها معمولی... شخصیت پردازی متوسط... توصیف‌ها با جزئیات... و... اگه این مدلی میپسندین بخونین! من میپسندم و خوندم و لذت بردم... همین!

۰
جادوگر رویاهای نیمه شب
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۰۵

برای من کتاب ضعیفی بود. کتاب جویده جویده شده بود و مشخص بود که خیلی جاهاش حذف یا سانسور شده یا اگرم سانسوری در کار نبوده؛ نویسنده از خیلی جاها بدون توضیح رد شده که باعث به وجود اومدن کلی...بیشتر

۰
smal
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۵/۱۷

قلم نویسنده گیرا و روان بود ولی بسیار کلیشه ای و غیر منتظره و غیر واقعی یکی از کاراکترهای اصلی داستان حذف شد بدون توضیحی در داستان و زمان سه سال به جلو رفت .به نظر غیر منطقی میامد

۰
ghazal
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۰

به طور کلی اگر بخوای بگی خوبه ولی ضعف زیاد داره دختر داستان با تصمیمای بچگانش خیلی رو اعصابه عاشقانه ی داستان هم زیاد نیست ولی در کل قلم نویسنده پختس

۰

بریده‌هایی از کتاب

n re
۹
به نظرم هر عاشقانه‌ای متفاوت‌تر از دیگری است و همین تفاوت‌ها باعث شده قصه عشق هیچ‌وقت تکراری نشود.
n re
۸
زندگی واقعی با اون چیزی که تو کتاب‌ها می‌خونی خیلی فرق داره
shiva._.f
۶
همیشه عاشق شنیدن عاشقانه‌های مردم بودم. به نظرم هر عاشقانه‌ای متفاوت‌تر از دیگری است و همین تفاوت‌ها باعث شده قصه عشق هیچ‌وقت تکراری نشود
n re
۵
جایی در کتابی روانشناسی خوانده بودم که اگر می‌خواهید کسی را بشناسید رفتار او را با زیردستانش و خانواده‌اش مورد مطالعه قرار دهید.
n re
۴
بعضی از حس‌ها مثل عطر است. وقتی در فضا رها و پاشیده می‌شود، دیگر قابل برگشت به داخل شیشه نیست و شاید همیشه رد و اثری از خود به جا بگذارد.
n re
۴
عاشقی که فکر کردن نمی‌خواد. یا هستی یا نیستی. واضح‌تر از این حس، دیگه تو دنیا نیست.
n re
۳
یکی از ایراداتم که خیلی‌ها از آن سوءاستفاده کرده‌اند، نرمش و آرامشم است. همیشه خیلی زود از نقطه جوش، رام و آرام می‌شوم و گناهان دیگران را به سرعت می‌بخشم.
yasaman
۲
موهاتو بزن و خودت باش، ولی دیگه نذار هیچی داغونت کنه. محکم بودن به این نیست که خودت نباشی و جوری که دوست داری، نگردی. محکم بودن اینه که هر وقت زمین می‌خوری، بلند شی و از نو شروع کنی.
NilGooN
۲
شمال که به جنوب نمی‌رسه. ـ اگه عشق باشه، شمال هم به جنوب می‌رسه. ـ اگه عشقی باشه!
n re
۰
«دریغا، سرزمین نگون‌بخت که از به یاد آوردن خود بیم‌ناک است. کجا می‌توانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛ آن‌جا که جز از همه جا بی‌خبران را خنده بر لب نمی‌توان دید؛ آن‌جا که آه و ناله و فریادهای آسمان شکاف را گوش شنوایی نیست. آن‌جا که اندوه جانکاه چیزیست همه جا یاب! و چون ناقوس عزا به نوا در آید، کمتر می‌پرسند از برای کیست و عمر نیک‌مردان کوتاه‌تر از عمر گلیست که بر کلاه می‌زنند و می‌میرند پیش از آن که بیماری گریبان‌گیرشان شود.»