
کتاب دوست نداشتنت مبارک
معرفی کتاب دوست نداشتنت مبارک
کتاب دوست نداشتنت مبارک، نوشته مهسا پناهی، در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات شقایق منتشر شده است. این کتاب داستانی بلند از زندگی نهال ناوی است؛ روانشناسی که در مطب شلوغ، بیمارستان، خانهی گرم خاتون و خاله و در میان خواستگارهای ناخواسته، با گذشته و ترس عمیقش از عشق دستوپنجه نرم میکند. داستان در فضای شهری معاصر میگذرد و در آن، روابط خانوادگی، عشق، سوگ، بیماریهای روان و انتخابهای عاطفی در هم تنیده شدهاند. لحن اثر صمیمی است و نویسنده از زاویهی دید نهال، وارد جزئیات زندگی مراجعان و اطرافیانش میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دوست نداشتنت مبارک اثر مهسا پناهی
کتاب دوست نداشتنت مبارک داستان زندگی نهال ناوی، روانشناس جوانی، است که در بیمارستان روزبه و یک مطب خصوصی کار میکند و در عین مراقبت از بیماران، درگیر زخمهای کهنهی خودش است. مهسا پناهی در این رمان، فضای بیمارستان روانپزشکی، مطب، خانه و خیابانهای شهر را کنار هم قرار داده و از خلال آنها، تنهایی، ترس از تکرار سرنوشت والدین و دشواری دوستداشتن و دوست داشتهشدن را دنبال کرده است. در کتاب دوست نداشتنت مبارک، نهال با بیمارانی مثل سهراب سوگوار، طهورای باردار و افسرده و طاهای درگیر طلاق، روبهرو میشود و همزمان باید با بازگشت ناگهانی پویا، همدانشگاهی قدیمیاش، و خواستگارهایی که خاله و خاتون برایش ردیف میکنند، کنار بیاید.
مهسا پناهی، در فصلهای پیوسته و طولانی، صحنههای متعددی از جلسات مشاوره، شیفتهای بیمارستان، مهمانیهای خانوادگی و گفتوگوهای روزمره را کنار هم مینشاند و بهتدریج گذشتهی نهال و ترس او از عشق را روشنتر میکند. این کتاب با تمرکز بر جزئیات رفتاری و گفتوگوهای پرکشش، نشان میدهد که چگونه زخمهای کودکی و رابطهی نهال با پدر غایب و مادر عاشقپیشهاش روی انتخابهای عاطفی امروزش سایه انداخته و حتی نگاهش به بیماران و مراجعان را شکل داده است.
خلاصه داستان دوست نداشتنت مبارک
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب دوست نداشتنت مبارک روایت اولشخص نهال ناوی است؛ روانشناسی که در بیمارستان روزبه و مطبش با آدمهایی روبهرو میشود که هرکدام زخمی از عشق و خانواده بر تن دارند: سهراب که بعد از مرگ همسر باردارش فروپاشیده، برزو که قربانی پدر پارانویید است، طهورا که در بارداری با سرزنش همسرش تنها مانده و طاها که از طلاق و خیانت عاطفی عبور نکرده است.
نهال در حین شنیدن این قصهها، مدام به گذشتهی خودش برمیگردد؛ به مامانفرشتهی عاشق، پدری که رهایشان کرده و ترس ریشهدارش از اینکه در عشق شبیه مادرش شود. بازگشت پویا، همدانشگاهی قدیمی، و ماجرای خواستگار تازه، او را ناچار میکند بین ماندن در منطقهی امن رفاقت و پذیرفتن ریسک عشق، یکی را انتخاب کند و معنای دوستنداشتن و دستکشیدن بهموقع را بفهمد.
چرا باید کتاب دوست نداشتنت مبارک را بخوانیم؟
کتاب دوست نداشتنت مبارک تصویری ملموس از زندگی یک روانشناس جوان ارائه کرده است که همزمان شنوندهی رنج دیگران و اسیر گرههای حلنشدهی خودش است. نویسنده در این کتاب نشان میدهد چطور الگوهای خانوادگی، سوگ، بیماری روان و روابط عاطفی در هم تنیده میشوند و تصمیمهای امروز را میسازند. خواندن این کتاب برای درک بیشتر تنهایی، عشق و مرز میان ماندن و رهاکردن مفید است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب دوست نداشتنت مبارک به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور دربارهی روابط عاطفی، خانواده، سوگ و مسائل روان علاقهمند هستند. این کتاب به دانشجویان و علاقهمندان به حوزهی روانشناسی که دوست دارند تجربهی بالینی و زندگی شخصی یک درمانگر را در قالب داستان دنبال کنند نیز توصیه میشود.
بخشی از کتاب دوست نداشتنت مبارک
«دستهایم را داخل جیبهای بزرگ روپوشم پنهان کردم و از پنجرهٔ کوچک اتاقم به حیاط زل زدم. آقای فولادی داشت با کسی که چشمهای من نمیدید، بازی میکرد و میخندید. یعنی آن درخت تکیدهٔ خزانزده میدانست که امروز نقش کدامیک از عزیزان و دوستان این پیرمرد خسته را بازی میکند؟ بهقدری غرق آدمهای رنجدیدهٔ حیاط شدم که اصلا متوجهٔ حضور دوبارهٔ آقای صالحی نشدم و با جملهٔ "بیا ببین دخترم."ش تکان سختی خوردم.»
حجم
۳۴۷٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۳۲ صفحه
حجم
۳۴۷٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۳۲ صفحه
نظرات کاربران
من این کتاب رو دوسش داشتم.سوژه روانشناس و مشاوره ها رو هرچند خیلی باز نکرده بودن بازم دوست داشتم. کتاب صرفا روانشناسی نبود اما دلم میخواست از سهراب و برزو بیشتر میخوندم از اقای راد که ببینیم بالاخره با رها
قشنگ بود.
اصلا خوب نبود
من از خوندن رمان لذت برم، سرعت خوبی داشت. موضوعات روانشناسی نه اونقدر کوتاه بود که چیزی ازشون سر در نیاریم، نه اونقدر طولانی که خستهکننده بشن و ریتم داستان رو خراب کنن. به بیماریهای روحی خاصی هم اشاره شده
قلم ایشان در خلق آدم ها قوی و خلاقانه است، فراز و فرود احساسات آدمها را ملموس و باورپذیر نوشته اند، موضوع داستان هم بسیار پرکشش است.