معرفی و دانلود کتاب فصل خوشه های طلا + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب فصل خوشه های طلاsubscriptionAvailable

کتاب فصل خوشه های طلا

نوع کتاب
۳.۲(از ۳۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مریم دالایی
انتشارات: 
انتشارات شقایق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب فصل خوشه های طلا

کتاب فصل خوشه های طلا نوشته مریم دالایی است. این رمان جذاب را انتشارات شقایق منتشر کرده است.

درباره کتاب فصل خوشه های طلا 

ماجرای رمان فصل خوشه‌های طلا به ظاهر با یک گره آغاز می‌شود و آن حضور دختری به نام آرام است که دچار افسردگی شده و به علت مصرف داروهای اعصاب به چاقی مفرط مبتلا و از زیبایی وی کاسته شده است! اما چرا او به این روز افتاده؟

گره بعدی زمانی مشخص می‌شود که شخصیتی به نام شعله وارد ماجرا می‌شود! او کیست و چرا با وجود سردی و بی‌توجهی به شاپورخان(شوهرخاله‌ آرام)، قبول کرده که همسر دوم او شود؟

گره‌ سوم آن‌جا پیش می‌آید که خواننده می‌خواهد بداند چرا صابر(همسر دوستِ آرام) دست به قتل زده و حالا در زندان است؟ مینو(همسر صابر) برای آزادی صابر چه‌کار خواهد کرد و آیا حاضر است تن به هر کاری بدهد؟ آقای‌عظیمی(پدر مقتول) چرا نسبت به سرور(مادر مینو) کینه دارد ولی قصد انتقام از مینو را گرفته است؟

بهزاد(مقتول) در آن روز نحس، چه کرده بود که منجر به کشته شدنش شده است. آرش چگونه به آرام ابراز علاقه خواهد کرد، در حالی‌که می‌داند آرام عاشق داریوش است؟ آیا واقعن بهزاد را صابر به قتل رسانده است یا قاتل فرد دیگری بوده؟

کم پیش آمده که رمان ایرانی بخوانم و ببینم نویسنده برای ایجاد تعلیق در ماجرای داستانش از چند گره استفاده کرده باشد، معمولن نویسندگان رمان ایرانی ترجیح می‌دهند با ایجاد یک گره و تمرکز بر روی آن تعلیق را حفظ کنند، ولی نویسنده‌ رمان فصل خوشه‌های طلا، در این خصوص متفاوت عمل کرده است. این کتاب داستانی پیچیده و جذاب است که مخاطب را مرحله به مرحله با خود همراه می‌کند.

خواندن کتاب فصل خوشه های طلا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب فصل خوشه های طلا

لبهٔ پنجره، روی درگاه نشست و نگاهش را به باغ دوخت. برگ‌ها سبز کم‌رنگ بودند، براق و شسته شده با باران بهاری. عطر اقاقی‌های چیده شدهٔ دور حوض بزرگ را می‌توانست با نفسی عمیق تا عمق جانش بکشد و نفسی تازه کند. صدای جیک‌جیک گنجشک‌های شلوغ و قارقار کلاغ‌ها، در آن وقت صبح، فضا را پر کرده بود. نگاهش سمت آسمان کشیده شد. ابرهای خاکستری در آغوش یکدیگر فرورفته و نوید بارانی دوباره را می‌دادند. خیلی وقت بود باران را مثل بچگی‌هایش دوست نداشت. درست نمی‌دانست از چه زمانی! شاید از وقتی که او رفت یا شاید از آن...

سرش را تکان داد تا جلوی هجوم خاطره‌های آزار دهندهٔ اخیر را بگیرد. دوباره نگاهش را میان فضای باغ چرخاند و از آن فاصله به ساختمان کوچک آن سوی باغ خیره شد. خیلی وقت بود دلش می‌خواست با صاحب آن خانه صمیمی شود. نمی‌دانست این حس از کجا نشأت می‌گیرد، اما هر روز ترغیبش می‌کرد گرد رخوت از جان بتکاند و به بهانه‌ای پیش او برود. او که به گفتهٔ آرش حکم تبعیدی این عمارت را داشت و هیچ‌کس جز شاپورخان نمی‌دانست جرمش چیست که محکوم به تنهایی و انزواست. زنی که هووی خاله روح‌انگیز به حساب می‌آمد و حتی رفت و آمدهایش از در پشتی باغ انجام می‌شد تا مبادا حضورش بیش از آنچه بود به چشم بیاید.

از وقتی آنها به عمارت اسباب‌کشی کرده بودند او را بیشتر می‌دید، اما نه خاله و نه مادر هیچ‌کدام حاضر نبودند به سؤالات و کنجکاوی‌هایش دربارهٔ او پاسخ بدهند. می‌دید که گاهی در موردش با هم پچ‌پچ می‌کنند، اما این گفتگوهای رازآلود خواهرانه هرگز به گوش او نمی‌رسید.

خودش نیز مدت‌ها بود انزوا و گوشه‌نشینی را تجربه می‌کرد و حوصلهٔ هیچ‌کس را نداشت. بیشتر اوقات خواب را به بیداری ترجیح می‌داد و شاید همین باعث می‌شد نسبت به حضور او حساس‌تر شود و بخواهد که بداند چرا تنهاست، اما تفاوت بزرگی بین خودش و آن زن می‌دید؛ این‌که او عاشق بود و به خاطر این عشق تنهایی را پذیرفته و حتی حاضر شده بود در آن عمارت زندگی کند در حالی که خودش...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب فصل خوشه های طلا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:فصل خوشه های طلا
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مریم دالایی
انتشارات:انتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۳/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵.۵۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۲۱۶-۱۷۵-۱
تعداد صفحه‌ها:۵۵۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۲۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مرضیه محمودان
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۷

با احترام به نویسنده محترم و کسانی که خوندن این کتاب را توصیه کردن، باید بگم من سعیم بر اینه که پس از خوندن هرکتاب حداقل یک نکته ازش یاد بگیرم برای زندگی، ولی این کتاب حتی اون یک نکته...بیشتر

۰
~parizad~
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۹

داستان زیبایی بود ممنون از قلم نویسنده

۰
کاربر 8965031
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۶

جالب بود

۰
داتیس
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۳

حوصله بر بود،تمامشو نخوندم.

۰
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۳

قصه جالبی داره،با اتفاقات غیر منتظره،در مجموع خوندنیه قلم روان و دلنشینی داره نویسنده

۰
کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۸

با تشکر و خسته نباشی به خانم مریم دالایی فقط یک مقدار رمان کش دار و توصیح اضافه داشت و گرنه خیلی قشنگ بود . ممنون

۰
کاربر ۳۵۶۸۱۲۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۲۰

خوب بود.

۰
noushin
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۷

عالی

۰
نیلوفر،یه دخترکتابخون وعشق کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۰

بسیار زیبا بود و همه چیز به جا بود ، درباره زندگی خیلی قشنگ صحبت میکرد

۰
محبوبه غلامی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۲

ابتدا خوب بود اما نویسنده سوژه رو هدر داده . می تونست خیلی بهتر از اینا باشه و این گره ها جذابیتی نداشت بیشتر شبیه سریال های پخش شده بود . با آرزوی بهترین ها برای نویسنده

۰

بریده‌هایی از کتاب

مهدیه بانو
۱۵
«ناز کنی، نظر کنی، قهر کنی، ستم کنی، گر که جفا، گر که وفا، از تو حذر نمی‌کنم»
محبوبه غلامی
۲
تو امشب اولین قدم رو برای تغییر شروع کردی اما نمی‌دونستی که نباید به قضاوت بقیه بها بدی! تغییر درد داره دختر جان!
محبوبه غلامی
۲
تو برای یه زندگی بی‌هدف و بی‌دغدغه ساخته نشدی که از صبح تا شب لم بدی جلوی تلویزیون فقط فیلم ببینی و چیپس و پفک بخوری و کار مهمی هم انجام ندی، درسته که همه دنبال آرامش و آسایشن اما بیهوده زندگی کردن و بی‌انگیزه قدم برداشتن به هیچکس آرامش و آسایش هدیه نکرده که حالا بخواد برای تو معجزه کنه، ببین آرام! زیبایی زندگی در اینه که ببینی پاهات از قدم‌های سختی که برداشتی تاول زدن اما دلت لبریز شادی و حس پیروزیه!
محبوبه غلامی
۱
«در حاشیهٔ نگاه غمگینت عشق را دیدم که به انتظار گره زدی، از عشق به راحتی عبور نکن حتی اگر یک عمر منتظر ماندی!»
محبوبه غلامی
۱
از این به بعد به جای اخم، آرام درون آینه لبخند بزن و بگو من دوستت دارم هر جور که باشی!
یك رهگذر
۱
همیشه هم دم‌دستی‌ترین فرد برای خالی کردن عقده‌هایش بود. شاید مادر بودن همینش سخت بود که سنگ صبور می‌شدی، شانه برای هق‌هق‌های بی‌امان می‌شدی و در آخر هم مورد آماج بی‌مهری قرار می‌گرفتی بدون این‌که کسی زخم‌های دلت را ببیند.
یك رهگذر
۱
وقتی چیزی قسمتت نباشه دو دستی هم بهش بچسبی مثل یه تیکه یخ می‌شه و از توی آغوشت لیز می‌خوره، اون وقت باید یه عمر تشنه بمونی و تب کنی برای خنکای بودنش!
یك رهگذر
۱
روزهایی توی زندگی آدم می‌آد که عین کابوس می‌مونه، یه کابوس عجیب و وحشتناک که از شدت ترس قلبت رو تیکه تیکه می‌کنه، اون وقته که آرزو می‌کنی یه نفر زودتر بیدارت کنه و یه لیوان آب خنک بده دستت و بگه تموم شد! فقط یه کابوس بود اما هر چی جلوتر می‌ری بیشتر به این باور می‌رسی که کابوس نیست، خواب نیست، سنگینی یه زندگی اجباریه که به جرم گناه ناکرده روی دوشت می‌ذارن و محکومت می‌کنن تا آخر عمر این بارو به دوش بکشی!
یك رهگذر
۱
یه روز به ته خط رسیده بودم، کابوس می‌دیدم، از دنیا بریده بودم و دلم می‌خواست از همه فرار کنم، اما یه حسی ته قلبم فریاد می‌زد این‌جا ته دنیا نیست، ته خط نیست، از این دنیای خط خطی دست بکش و زندگی کردن رو توی صفحهٔ سفید روزگاری بی‌گذشته و آینده یاد بگیر و شاد باش که مقصد ناپیداست! گاهی در مسیری قرار می‌گیریم که اصلا انتظارش رو نداشتیم اما وقتی جلوتر می‌ریم می‌بینیم خیلی هم بد نشده چون خیلی درس‌ها بوده که نیاموختیم!
یك رهگذر
۱
من فکر می‌کنم تمام آدمای دنیا درد و بدبختی رو تجربه کردن که حتی تولستوی می‌گه خانواده‌های خوشبخت مثل هم هستند، اما خانواده‌های بدبخت هر کدام تیره روزی‌های خودشان را دارند.