
کتاب رامش (جلد دوم)
معرفی کتاب رامش (جلد دوم)
کتاب رامش (جلد دوم) نوشته زهرا قاسم زاده (گیسو) یک رمان عاشقانهی ایرانی و ادامهی داستانی است که در جلد اول شکل گرفته است. سرنوشت شخصیتها در این جلد در مسیری تیرهتر، عاطفیتر و پرتنشتر ادامه یافته است. انتشارات شقایق این کتاب را منتشر کرده است. نویسنده اینبار از همان ابتدا تأکید کرده است که خواندن جلد اول پیشنیاز فهم کامل ماجراهای این جلد است. فضای رمان میان بیمارستان، خانه، شرکت، زیرزمینهای نمور و عمارتهای مجلل در رفتوآمد است و روابط عاطفی، جنایی و خانوادگی را در هم میآمیزد. در این جلد، گذشتهی پرخون و پرراز علی، دلتنگیهای مهگل، کشمکشهای پریا و کامیار و سایهی سنگین فیروزه و شاهین پررنگتر شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رامش (جلد دوم) اثر زهرا قاسم زاده (گیسو)
کتاب رامش (جلد دوم) یک رمان عاشقانهی ایرانی به قلم زهرا قاسم زاده (گیسو) و ادامهی جلد نخست است. برای درک این رمان ابتدا باید جلد اول را بخوانید؛ زیرا داستان درست از جایی ادامه یافته است که جلد اول رها شده بود. نویسنده در این جلد، گذشته و حال علی و مهگل را در هم تنیده و همزمان خط داستانی پریا و کامیار و همچنین ماجرای فیروزه، شاهین و شبکهای از روابط خانوادگی و مافیایی را پیش برده است.
فضای رمان حاضر میان تهران و استانبول جابهجا میشود و از بیمارستان لقمان حکیم تا زیرزمینهای نمور و عمارتهای اشرافی را در بر میگیرد. فصلهای رمان رامش (جلد دوم) با برشهایی از ترانهها آغاز میشود و هر فصل بخشی از پازل عاطفی و جنایی داستان را کامل میکند. در فصلهای ابتدایی، فرار خشن یک مجرم از بیمارستان، کابوسهای مهگل، غیبت مشکوک علی و خبر تلویزیونی قتل یک سرباز و همراه بیمار، تنش اولیه را میسازد.
در فصلهای بعدی، رابطهی پرتنش و عمیق پریا و کامیار، خواستگاری غیرمنتظره، حسادتها و کشمکش میان عشق قدیمی (کیا) و واقعیت فعلی زندگی پریا پررنگ میشود. رامش (جلد دوم) در فصلهای میانی با فلاشبک به دو سال قبل در استانبول، گذشتهی خونین علی، درگیریاش با باند شاهین و الما و رویاروییاش با فیروزه برمیگردد. در فصلهای بعد، دوباره به زمان حال میآید؛ جایی که مهگل درگیر آرزوی مادرشدن، بحثهای تکرارشونده با علی دربارهی بچه و درمان ناباروری و فشار حرفهای خانواده است. این رفتوبرگشت زمانی، تصویر کاملتری از زخمهای قدیم و انتخابهای امروز شخصیتها میسازد. شخصیتها مدام در حال شوخی، دعوا، اعتراف و فرار از احساسات خود هستند. نویسنده در خلال این گفتوگوها، هم روابط عاشقانه و خانوادگی را نشان میدهد و هم فضای تیرهی انتقام، جرم و تقاص را.
خلاصه داستان رامش (جلد دوم)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
علی با بدنی زخمی و گذشتهای خونآلود در استانبول و میان قولی که به مهگل داده و تقاصی که باید از فیروزه و شاهین بگیرد، گرفتار است. فلاشبکها نشان میدهد او چگونه در زیرزمینها و باغهای مجلل با باند مواد و محافظان مسلح درگیر شده و بهدنبال بستن حساب قدیمی قتل خواهرش است. در زمان حال، مهگل در تهران با کابوسهای مکرر، دلتنگی برای کیا، غیبتهای مشکوک علی و آرزوی مادرشدن دستوپنجه نرم میکند. بحث او با علی دربارهی بچهدارشدن و مراجعه به دکتر یکی از محورهای عاطفی کتاب است. همچنین رابطهی پریا و کامیار از رفاقتی پرتنش به نقطهای میرسد که حسادت پریا نسبت به نازی و خواستگاری غافلگیرکنندهی کامیار در کافه، او را وامیدارد با احساسات واقعیاش روبهرو شود. همهی این ماجراها زیر سایهی خبر فرار یک مجرم از بیمارستان و قتلهایی است که گذشته را به اکنون وصل میکند.
چرا باید کتاب رامش (جلد دوم) را بخوانیم؟
رامش (جلد دوم) برای کسانی مناسب است که بهدنبال رمانی ایرانی با شخصیتهای پرتعداد، دیالوگمحور و پرکشمکش هستند. این کتاب روابط عاشقانه، رفاقتهای پیچیده، بحرانهای خانوادگی مثل ناباروری و فشار اطرافیان و فضای تیرهی انتقام و جرم را کنار هم آورده است. خواندن این کتاب میتواند تصویری از تقابل عشق، تعهد، گذشتهی خشن و آرزوهای سادهای مثل مادرشدن را نشان دهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب رامش (جلد دوم) به کسانی پیشنهاد میشود که جلد اول را دنبال کردهاند و به داستانهای بلند احساسی، پر از دیالوگ، شوخی، دعوا و تعلیق علاقهمند هستند. همچنین این رمان عاشقانهی ایرانی به مخاطبانی پیشنهاد میشود که دوست دارند در کنار روابط عاشقانه، با لایههایی از جنایت، انتقام، خانواده و کشمکشهای درونی شخصیتها همراه شوند.
درباره
بخشی از کتاب رامش (جلد دوم)
«فصل دهم
«دیگه دنیا واسه من تاریکه
زندگی کورهرهی باریکه
آخر قصهٔ من نزدیکه
این منم از همهجا وامانده
از همه مردم دنیا رانده
رانده و خسته و تنها مانده»
مهگل
مطب شلوغ و پر از زنهای بارداری است که در آن فضای کسالتآور چند ساعتی به انتظار ویزیت، معاینه و سونوگرافی نشستهاند.
به شکمهای جلوآمده و تیزشان که نگاه میکنم کمی دلهره بر جانم نیش میزند، که چند ماه دیگر قرار است چهطور سختیهایش را تحمل کنم. به پاها و دستهای ورمکردهشان که خیره میشوم، دلم برای حلقهٔ ازدواجم و تمام زیورآلاتی که ممکن است دیگر اندازهام نباشد تنگ میشود.»
حجم
۱۹۲٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
حجم
۱۹۲٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه