با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بوی نای عشق

دانلود و خرید کتاب بوی نای عشق

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بوی نای عشق  نوشته  مرجان بیرانوند  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب بوی نای عشق

بوی نای عشق نوشته مرجان بیرانوند داستانی درباره دل شکستن و عواقب آن در زندگی‌است.

 درباره کتاب بوی نای عشق

آراد و نهال طبق قرارومدار دو خانواده، قرار است ازدواج کنند. همه‌چیز برای یک زندگی بی‌دغدغه مهیا است تا این‌که آراد با پشت پا زدن به همه چیز، سیاره‌ کوچک زندگی‌شان را از مدار خارج می‌کند. آراد عشق را با ازدواج با دیگری جست‌و‌جو می‌کند و نمی‌داند به آتش کشیدن عواطف نهال، او را خاکسترنشین خواهد کرد. نمی‌داند که دل‌شکستن تاوان دارد و نمی‌داند که خود نیز طعم تلخ از دست دادن را خواهد چشید. دل‌شکستن زخم می‌زند و عشق می‌تواند مرهم باشد؛ نهال دیوانه‌وار عاشق است و آراد به مرهم نیاز دارد اما هیچ‌کدام نمی‌دانند که دست سرنوشت چه بازی‌ها  با آنها خواهد کرد.

 خواندن کتاب بوی نای عشق را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه و عبرت‌آموز فارسی مخاطبان این کتاب‌اند.

 بخشی از کتاب بوی نای عشق

رنگ سرخ آتيش از جلوي چشم‌هام كنار نمي‌رفت. هر لحظه بيشتر از قبل زبونه مي‌كشيد و جلوي نگاه ناباور من بخشي از خونه رو خاكستر مي‌كرد! گرما و هرم آتيش عرق روي تنم نشونده بود. جلو مي‌رفتم. داد مي‌زدم، ولي فايده‌اي نداشت.

قطرات آب كه از شيلنگ‌هاي بزرگ آتش‌نشاني بيرون مي‌ريخت روي هوا پخش مي‌شدن و انگار به خونه و اون شعله‌هاي سركش كه مثل هیولا همه‌جا رو تو خودشون مي‌سوزوندن، نميرسيدن.

چندنفر از پشت سر محکم دست‌هام رو گرفته‌بودن. كنارشون مي‌زدم و جلو مي‌رفتم. انگار مي‌خواستم بزنم به دل اون آتيش قرمز كه هرچي داشتم رو تو خودش حل مي‌كرد. اسمش يه لحظه از رو زبونم قطع نمي‌شد. فرياد مي‌زدم. اونو مي‌خواستم. دقيقاً از دل شعله‌ها؛ شعله‌هاي آتيشي كه تصوير چهره‌ي خندونشو جلوي چشم‌هام خاكستر مي‌كرد. بيتاب‌تر مي‌شدم. ديوونه مي‌شدم.

آتش‌نشان‌ها با دست خالي و سري كه از روي تاسف تکون مي‌دادن، شبيه آدمک‌هايي كج و معوج بودن كه انگار خودشون هم توي آتيش محو مي‌شدن و در نهايت تنها و با صدايي كه ديگه از گلوم بيرون نمي‌اومد، روبه‌روي خونه‌ي خاكسترشده نشستم. انگار از اول هم چيزي اونجا نبود. من بودم و يه بيابون و يه مشت خاكستر كه توي هوا معلق مونده بودن. آسمون ابري بود و صدايي كه نمي‌دونم از كجا به گوش مي‌رسيد مثل دينگ‌دينگ يه زنگ بزرگ توي سرم مي‌پيچيد.

دستي از پشت دور گردنم حلقه شد. بوي عطر هميشگي‌ش توي بينيم پيچيد و بعد خوشحال از اينكه از اون آتيش جون سالم به در برده، چرخيدم براي گرفتن دست‌هاش كه چيزي جز يه جسم سوخته و خاكستري‌رنگ نصيبم نشد! نفس تو سينه‌م گير كرده بود. با يه هين بلند يکباره از خواب پريدم و چشم‌هام سقف سفيد و كناف‌كاري شده‌ي اتاق رو ديد. سکوت اتاق با صداي آلارم موبايلم شکسته مي‌شد. همونطور كه خيره‌ي سقف بودم، دست بردم و با فشردن دكمه‌ي كنارش، خفه‌ش كردم. حالا فقط صداي دريا مي‌اومد و پرنده‌هايي كه هنوز آفتاب كامل از پشت كوه بيرون نيومده، روي آب شروع به جيغ و داد كرده‌ بودن.

گيج و منگ از كابوسي كه بعد از مدت‌ها دوباره به سراغم اومده‌ بود، چندبار محکم پلک‌هامو روي هم فشار دادم و بعد با يادآوري اينكه تا دوساعت ديگه بايد فرودگاه باشم، روتختي سفيد رو كنار زدم و بلند شدم. 

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۶۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲۸۸-۴
تعداد صفحات۴۶۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲۸۸-۴