با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ناسور

دانلود و خرید کتاب ناسور

۵٫۰ از ۳ نظر
۵٫۰ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ناسور  نوشته  فاطمه فراهانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب ناسور

کتاب ناسور، نوشته فاطمه فراهانی داستان زندگی زنی‌ است که برای زندگی‌اش تلاش می‌کند اما فرزندانش نمی‌توانند او را درک کنند و چیزی‌ از گذشته‌اش نمی‌دانند.

درباره کتاب ناسور

مارال دختر حاج حسین کاشانی در نوجوانی عشقی پاک را با پسر عمه‌اش تجربه می‌کند. عشقی که روز به روز علی رقم مخالفت‌های پدرش ریشه دارتر می‌شود. ایمان پسری است که تمام گزینه‌های مناسب برای ازدواج را دارد اما این میان کسی سر از مخالفت‌های بی‌دلیل پدر مارال درنمی‌آورد. انگار که این مخالفت ریشه در اختلافی قدیمی و خانوادگی دارد، و یا رازی این وسط وجود دارد که کسی نمی‌داند.

پس این راز چیست؟ این اختلاف و کینه قدیمی از کجا نشات می‌گیرد؟ دلیل این هم نفرت حاج حسین از ایمان چیست؟

شاید هم اصلا اختلافی وجود ندارند و دلیلش تنها وجود کاوه پسره یکی یکدانه حاج غفور باشد که از نظر حاج حسین برای همسری دخترش شایسته‌تراست. کسی که مارال به هیچ وجه دوستش ندارد و به هر ترفندی می‌خواهد دست به سرش کند. این از زمان حال مارال شروع می‌شود وقتی فرزندانش بزرگ شده‌اند و به گذشته او می‌رود و زندگی‌اش را روایت می‌کند. 

خواندن کتاب ناسور را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به رمان ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب ناسور

مقابل آینه ایستاده بود و با دقت خودش را تماشا ‌می‌كرد. پای چشم‌های از گریه‌ی دیشب گود افتاده بود و رنگ صورت به زردی می‌زد. لبهایش از خشکی ترک خورده بود و چندتایی پوسته‌ی خشک روی آن به طرز فجیعی خودنمایی ‌می‌كرد. دستی به مو‌هایش كشید، رنگ ریشه‌اش تقریباً تا دو سانت سفید شده بود و این یعنی خیلی وقت بود كه رنگ‌شان نکرده بود و دیگر اهمیتی به ظاهرش نمی‌ داد، آن هم او! اویی كه رسیدگی به ظاهر و سر و وضع زمانی نه چندان دور برایش اهمیت زیادی داشت، اما حالا افسرده‌تر از آن بود كه بخواهد به رنگ مو و ظاهر و سر و صورت اهمیت بدهد. آنقدر غم در دل داشت كه به این چیز‌ها نمی‌توانست فکر كند. نفس عمیقی كشید و آن را همراه آه غلیظی از گلوی بیرون داد. اصلا حوصله‌ی هیچ چیز و هیچ كس را نداشت. برعکس تمام آدم‌های دل‌مرده كه به تنهایی و سکوت نیاز دارند ، او دل آدم‌هایی را می‌خواست كه حرف را بفهمند، درک كنند، نمک به زخم خستگی‌هایش نپاشند و كمی‌، فقط كمی‌ با او مهربانتر باشند. اما افسوس كه چنین افرادی را در زندگی‌اش نداشت و این هم دردی بود بی‌درمان. از جلوی آینه كنار آمد و دوری توی اتاق زد. چه قدر از این سکوت و تنهایی بیزار بود. به سمت مبل دو نفره رفت و روی آن به پهلوی راست دراز كشید، دست را زیر سرش گذاشت و نگاهی به ساعت ایستاده‌ی اتاق انداخت كه یک ظهر را نشان ‌می‌داد. دوباره آه كشید. تا آمدن بچه‌ها زمان زیادی باقی مانده بود و این حال را كمی‌ بهتر ‌می‌كرد. با این كه محل نمی‌گذاشتند و كاری به كارش نداشتند، اما بودنشان در خانه مایه‌ی دلگر‌می‌اش بود و حالش را خوب ‌می‌كرد. با فکر به بچه‌ها لبخندی تلخ گوشه‌ی لبانش نقش بست. چه قدر دلش برای پسر‌هایش تنگ شده بود، انگار كه صد سال است از هم دور بود‌ه‌اند. صد سال نه و شاید هزاران هزار سال. دل داشت از این همه دوری و نزدیکی می‌تركید به كیوان فکر كرد. كیوانی كه بعد از آن افتضاح به بار آمده و دعوای سخت، بعد از آن دیگر نیمه شب به خانه ‌می‌آمد، آن هم چه آمدنی! بی‌صدا ‌می‌آمد و بی‌صدا ‌می‌رفت، لب به غذای خانه نمی‌زد و لباس‌هایش را به خشک‌شویی سر خیابان ‌می‌داد این را همین دیروز فهمید، وقتی برای بردن والان پرده‌ی پذیرایی به مغازه‌ی حاج یونس رفته بود. پیرمرد بعد از گرفتن پرده نگاهی دقیق به صورت مچاله شد‌ه‌اش انداخت و گفت

- خانم كاشانی اینو هم روی قبض آقا پسرتون بنویسم؟

متعجب نگاهی به پیرمرد كرد، اخمی‌ به پیشانی انداخت:

- كدوم قبض آقا پسرم؟

- پسر بزرگتون، آقا كیوان منظورمه. آخه همین سر ظهری با اوقات تلاخ و قیافه‌ی پریشون اومد این جا و كلی لباس داد تا براش بشورم و اتو بزنم. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
سپیده
۱۴۰۰/۰۶/۰۴

دوستش داشتم حتما بخونیدش یه عاشقانه بی نظیر که راحت میتونید با شخصیت ها ارتباط برقرار کنید و در نهایت پایان منطقی و شیرین کتاب

کاربر ۳۲۳۳۲۶۷
۱۴۰۰/۰۶/۰۵

مستاصل و ناامید به سمت مادرش رفت..... خودش را به سمت او کشید و بدن کرختش را روی زمین انداخت، سرش را روی پاهای مادرش گذاشت و چشمهایش را بست.حرکت دستی را به آرامی روی سرش حس کرد.دستی به نرمی

- بیشتر
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۳۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲۶۵-۵
تعداد صفحات۵۳۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۰,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲۶۵-۵