با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صوتی آنجا رو که دل تو را می‌خواند اثر سوزانا تامارو

دانلود و خرید کتاب صوتی آنجا رو که دل تو را می‌خواند

نویسنده:سوزانا تامارومترجم:حامد فولادوندگوینده:متین بختیانتشارات:واوخوان
۲٫۹ از ۷ نظر
۲٫۹ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی آنجا رو که دل تو را می‌خواند  نوشته  سوزانا تامارو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی آنجا رو که دل تو را می‌خواند

کتاب صوتی آنجا رو که دل تو را می‌خواند نوشتهٔ سوزانا تامارو و ترجمهٔ حامد فولادوند و با صدای متین بختی است و واوخوان آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی روایت جذاب یک سفر درونی است و پرفروش‌ترین رمان قرن بیستم ایتالیا بوده است.

درباره کتاب صوتی آنجا رو که دل تو را می‌خواند

زن فرتوتی اهل ایتالیا ناگهان اطلاع پیدا می‌کند که قرار است به زودی بمیرد. او تصمیم می‌گیرد برای نوهٔ خود که بزرگ شده و در آمریکا زندگی می‌کند، نامه‌ای بنویسد. او دربارهٔ شادی‌ها، غم‌ها، حسرت‌ها و مسائل دیگرش می‌نویسد. ما از چشم زنی که روزهای پایانی خود را سپری می‌کند، به این نکته پی می‌بریم که درس و تجربهٔ زندگی به او آموخته است: مهم نیست چه مشکلی وجود دارد؛ ما باید به درون خود نگاه کنیم و شهامت پیروزشدن را از قلب خود جمع‌آوری کنیم.

شنیدن کتاب صوتی آنجا رو که دل تو را می‌خواند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب صوتی را به دوستداران رمان‌های خارجی با درونمایهٔ مسائل روان‌شناسی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب صوتی آنجا رو که دل تو را می‌خواند

دیشب باران آنچنان سخت بارید که بارها از صدای برخورد روپنجره‌ای‌ها به یکدیگر از خواب پریدم. سحر که چشم گشودم فکر می‌کردم هوا همچنان بد است و از همین رو زمانی دراز زیر رواندازم به کاهلی غلتیدم. گذشت زمان چقدر همه چیز را تغییر می‌دهد! وقتی به سن تو بودم مانند یک موش صحرایی می‌خوابیدم و اگر بیدارم نمی‌کردند می‌توانستم تا میانهٔ روز بخوابم، اما اکنون همه چیز دیگرگون شده. پیش از رسیدن سپیده‌دم بیداریم و از همین‌رو روزهایم بلند شده‌اند و پایان نیافتنی. آیا این بی‌رحمی نیست؟ از همه دشوارتر گذراندن ساعت‌های بامدادی‌ست، چون هیچ چیز وجود ندارد که تو را به خود جلب کند. مدام نشسته‌ای و راهی جز بازگشت به گذشته نداری. اندیشه‌های آدم کهنسال رو به آینده ندارند، همواره غمگین و اندوهبار هستند و چرای این شگفتی طبیعت همواره برای من پرسش برانگیز بوده است. چند روز پیش از تلویزیون یک فیلم مستند دیدم که مرا به فکر فرو برد.

فیلم دربارهٔ خواب دیدن حیوانات بود و نشان می‌داد که تمامی حیوانات از پرندگان کوچک گرفته تا بزرگ‌ترین آنها خواب می‌بینند. از گنجشک کوهی و کبوتر و سنجاب گرفته تا خرگوش و سگ و گاو خفته بر روی چمنزارها همه و همه خواب می‌بینند. البته خواب همه یکسان نیست. حیواناتی در طبیعت شکاری هستند. آنها خواب‌های کوتاه و ناگهانی می‌بینند، درحالی که حیوانات شکارگر خواب‌های بلند و پیچیده می‌بینند. بنا به گفتهٔ گویندهٔ تلویزیون، خواب دیدن حیوانات خود گونه‌ای ساماندهی برای بقایشان است. آنها که شکار می‌کنند، مدام خواب راه‌های تهیهٔ غذای خود را می‌بینند و آنها که شکار می‌شوند و غذای خود را کم و بیش به‌صورت علف در کنار خود دارند به ناگزیر خواب سریع‌ترین راه‌های گریز را می‌بینند. بدین‌سان که آهو خواب دوردست دشت را می‌بیند و شیر به وارونه خواب پیرامون آشنا و تمامی راه‌های نزدیکی را که به یاری آنها بتواند آهو را شکار کند. پس از دیدن فیلم به خود گفتم از همین روست که انسان تا جوان است گوشتخواری می‌کند و وقتی پیر شد گیاهخوار می‌شود. البته آدم پیر خواب نمی‌بیند و اگر دید به یاد نمی‌آورد. اما کودکان و جوانان فراوان خواب می‌بینند و خواب‌ها بر روی زندگی روزمره‌شان اثر می‌گذارند. آخرین ماه‌های زندگی‌ات در اینجا را به یاد می‌آوری؟ یادت هست وقتی سر از خواب برمی‌داشتی، چقدر گریه می‌کردی؟ کاسهٔ صبرت لبریز شده بود و اشک به آرامی از گونه‌هایت فرو می‌غلتید و وقتی می‌پرسیدم: «چرا گریه می‌کنی؟» نومیدانه و غمگین پاسخ می‌دادی: «نمی‌دانم.» انسان هنگامی که به سن و سال توست باید به درون خود سامان بدهد، چراکه برای خود برنامه دارد و گاه ممکن است شک و تردید هم وارد برنامه‌اش بشود. البته ضمیر ناخودآگاه انسان به ساماندهی بی‌توجه است و همواره خواسته‌های پس پشت ذهن را با فعالیت‌های روزمره در هم می‌آمیزد و آنها را تغییر شکل می‌دهد و گاه حتی نیازهای جسمی را نیز وارد آنها می‌کند. به‌عنوان مثال اگر گرسنه‌مان باشد خواب می‌بینیم پشت میز غذا نشسته‌ایم اما یارای خوردن نداریم و یا اگر سردمان باشد خواب می‌بینیم که در قطب شمال هستیم، اما بالا پوش گرم نداریم و اگر مورد بی‌احترامی قرار گیریم جنگجویی می‌شویم تشنهٔ خون.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۰۵ ساعت و ۳۱ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۳۰۳٫۵ مگابایت
دسته بندی
زمان۰۵ ساعت و ۳۱ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۳۰۳٫۵ مگابایت