معرفی و دانلود کتاب سبت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سبت
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب سبت

نوع کتاب
۲.۸(از ۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مجید غروی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سبت

کتاب سبت اولین داستان مجید غروی است که در نشر چشمه به چاپ رسیده است. این داستان درباره نویسنده‌ای است که می‌خواهد درباره موضوع مرگ بنویسد و تلاش می‌کند رابطه سلسله مرگ‌هایی که پیرامونش رخ می‌دهد، دریابد.

درباره کتاب سبت

مجید غروی در کتاب سبت به سراغ فضاسازی رفته است و مرگ را به عنوان عنصر اصلی داستانش در نظر گرفته است. احمد، نویسنده‌ای که می‌خواهد درباره مرگ بنویسد، به سراغ خانه‌ای می‌رود خالی تا بست می‌نشیند تا ایده‌ها به مغزش خطور کند اما در نهایت هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد..

داستان چهار شخصیت دارد. احمد و همسرش افسانه، بهرام پسرعمویش و حسین که دوست مشترک همه است! هرچند به نظر می‌رسد احمد قهرمان اصلی داستان است اما نویسنده حواسش به دیگر شخصیت‌هایش هم بوده است و وارد زندگی هرکدامشان می‌شود...

احمد که تلاش می‌کند درباره مرگ بنویسد، ذهنش درگیر مرگ‌هایی است که دور و برش را فراگرفته‌اند. سلسله از دست دادن عزیزان باعث شده تا او فکر کند شاید این ماجرا، نوعی نفرین باشد...

کتاب سبت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

سبت را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی فارسی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره کتاب سبت

اتاقی با اسباب مختصر؛ مبل که درست در ابتدا بود و آینه‌ای بالای سرش چون تاجی می‌درخشید؛ یک تخت با تشک و پتوی چرک روبه‌روی درِ ورودی؛ چند بالش؛ ساک سفریِ افتاده کنار تخت (احمد یادگاری را، که در لحظه بستن ساک با عصبانیتِ تمام در آن گذاشته بود، به یاد آورد؛ یادگاری که در شش شبِ گذشته با وجود سیاهی، چون پروانه‌ای به دورِ احمد می‌چرخید و او را سرمست می‌ساخت؛ چیزی پنهان و مخفی؛ پوشیده و پوشاننده؛ سیاه بر تن سفید؛ پروانه سرانجام کنار صورتش می‌افتاد و هق‌هق احمد را از یک گوش می‌گرفت و از دیگری درمی‌کرد تا احمد حالش از دستانش نیز به هم بخورد و پروانه بمیرد)؛ کتاب‌خانه‌ای کوچک که چند جلد کتاب بی‌فایده در آن بود؛ آینه‌ای به دیوارِ روبه‌روی مبل و کنار درِ مستراح؛ (همان آینه که احمد روز اول خود را در آن نگریسته بود و متوجه چیزهای تازه‌ای شده و به این نتیجه رسیده بود که آینهٔ هر فرد، همان که هر روز خودش را در آن برانداز می‌کند و خود را در آن از بَر است، به سبب همین قرابت، گاهی حقایق را پنهان می‌کند: همین بود که وقتی اولین‌بار در آینه اتاقِ باغ خود را دید، به خود گفت که نه، خبری از نیکویی نیست! چنان بود که آینه پرسیده باشد تو کیستی؟ و تصویر بگوید غریبه نیست، آمده است که بمیرد. و احمد تا بخواهد لب به اعتراض باز کند آینه باز می‌پرسید برادرت؟ و تصویر زیرلب غرولند کرده بود که این داستانی عتیقه است. بهتر است در تصویرِ مقابل خویش را ببینم که لحظاتی معاصر را به یاد می‌آورد. یادت هست تاریخ معاصر را، بست نشستن حاجی را؟) دو جفت دمپایی پاره و کفش‌هایی مندرس در آستانهٔ اتاق؛ چند تکه‌لباسِ گرم و راحت آویزان به جارختیِ کوچکی که کنار در میخ شده بود؛ پنجرهٔ کنار جارختی (پنجره‌ای که گوشهٔ شیشه‌اش شکسته بود و منفذ با پاره‌روزنامه‌ای پوشانده شده بود، اما درست از همین روزنه بود که باد، همان یار وفادار، خود را به احمد می‌رساند، و وقت خزیدن به اتاق سرسری نگاهی به روزنامه می‌انداخت؛ همان زرده‌جریده‌ای که احمد روز اول با دقتِ تمام خوانده و بعد خنده‌اش گرفته بود از سال انتشار آن: ۱۳۳۳؛ زاینده‌رود طغیان کرد و پدر مُرد!) و چند ظرف که هر کدام به فراخور نیاز گوشه‌ای افتاده بود: کتری بزرگ بر اجاق کوچک، قوری کنار منقل، پارچ آب کنار ظرف‌شویی و چند قاشق و بشقاب کثیف در آن. اتاق دیگر چیزی نداشت جز مارمولکی که کمی آن طرف‌تر از لباس‌های آویخته و در مستراح همه شش روز را یک جا مانده و به گوشه‌ای از سقف زل زده بود؛ لکه‌ای چون شاش بچه بر تشکْ زرد بر سقف که خبر از خرابی بام می‌داد؛ لکه‌ای که احمد را درگیر خود کرده بود، چنان که بنشیند و همراه مارمولک زل بزند تا ببیند سرانجام چه زمان سقف کمر خم می‌کند. از این‌که شش شب را در این اتاق گذرانده بود چندشش شد. کفش‌های سنگین از گِل را درآورد و دمپایی‌های بی‌رمق را به پا کرد، اُورکت سبز را از تن درآورد و آویخت. چراغ را خاموش کرد و تاریکی همه‌جا را فراگرفت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سبت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سبت
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مجید غروی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۲/۲۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۸.۰۳ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۰۵۸۹-۳
تعداد صفحه‌ها:۲۷۸ صفحه
قیمت کتاب:۸۳۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کتاب‌های قفسه‌ی قرمز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mehrab
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۰

راستش رو بخواهید نمی‌دونم چرا دارم خوندن این کتاب رو ادامه میدم! هر چی میخونم داستانی شکل نمیگیره و الان که حدود هفتاد درصد کتابو‌خوندم به نظر میاد در ادامه هم داستانی وجود نداشته باشه. واقعا با این سبک داستان...بیشتر

۲
کاربر 8518349
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۱

تقلید ضعیفی از بوف کور هدایت و پرداختن هذیان‌وار به موضوع مرگ و تلاش برای فلسفی نشان دادن خط سیر داستانی. البته اگه بشه بهش گفت خط سیر داستانی. استفاده غلط و بیش از حد حروف اضافه و تکرار کلمات...بیشتر

۰
Mohammad Rasoulian
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۸

دوست نداشتم این کتاب را، آشفته و حجیم بود، خط داستانی مشخص نبود، با کتاب ارتباط برقرار نکردم و فقط منتظر بودم زودتر تمام شود.

۰
Sepehrsoleyman
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۹

جذاب. پیچیده... عمیق و بینامتنی.

۰