معرفی و دانلود کتاب خاک غریب + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خاک غریب
off
٪۳۰
subscriptionAvailable

کتاب خاک غریب

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خاک غریب

کتاب خاک غریب (Unaccustomed earth)، نوشته جومپا لاهیری، مجموعه‌ای از چند داستان کوتاه است که امیرمهدی حقیقت آن را به فارسی برگردانده و نشر ماهی در سال ۱۳۸۸ آن را منتشر کرده است. لاهیری در این کتاب، زندگی مهاجران بنگالی و فرزندانشان را در آمریکا روایت می‌کند؛ نسلی که میان دو فرهنگ، دو زبان و دو «خانه» معلق مانده است. داستان‌ها روابط خانوادگی، ازدواج، فرزندپروری و پیری را توصیف می‌کنند و از خلال جزئیات زندگی روزمره، فاصله‌ها و دلتنگی‌های عمیق را نشان می‌دهند. کتاب خاک غریب با تمرکز بر تجربه‌ی مهاجرت، تنهایی و روابط خانوادگی، تصویری ظریف و پرتنش از زندگی در وطن دوم ترسیم می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب خاک غریب اثر جومپا لاهیری

کتاب خاک غریب، به‌ قلم جومپا لاهیری، مجموعه داستانی است که نویسنده در آن از روایت‌های کوتاه‌ و تک‌موقعیتی فراتر می‌رود و زندگی شخصیت‌ها را در بازه‌هایی طولانی‌تر روایت می‌کند. در داستان آغازین، خاک غریب، رابطه‌ی پدری سال‌خورده با دختر باردارش در سیاتل در محوریت قرار دارد؛ پدری که بعد از مرگ همسرش به سفرهای گروهی در اروپا روی آورده و حالا برای مدتی کوتاه به خانه‌ی دختر آمده است. لاهیری به‌جای تمرکز بر رویدادهای بزرگ، به جزئیات ظاهراً ساده‌ی زندگی روزمره می‌پردازد؛ از ظرف‌شستن و باغچه‌کاری تا کلاس شنا و خرید از سوپرمارکت. همین جزئیات شکاف‌های پنهان میان نسل اول مهاجران بنگالی و فرزندان آمریکایی‌شده‌شان را آشکار می‌کند.

شخصیت‌ها در این کتاب، میان وفاداری به والدین و ساختن زندگی مستقل، میان زبان بنگالی و انگلیسی و میان خاطره‌ی کلکته و واقعیت پنسیلوانیا، بروکلین و سیاتل سرگردان‌ هستند. کتاب خاک غریب در هشت داستان، موقعیت‌های مختلفی را تصویر می‌کند: از زوج‌های جوانی که در حومه‌ی شهرهای آمریکا خانه خریده‌اند تا والدینی که در پیری، پس از مرگ همسر، با تنهایی و امکان عشق تازه روبه‌رو می‌شوند. جومپا لاهیری در این کتاب، بدون قضاوت و شعار، نشان می‌دهد که مهاجرت فقط جابه‌جایی جغرافیایی نیست، بلکه تغییری است که در زبان، بدن، روابط خانوادگی و حتی در شکل سوگواری و دلتنگی رسوب می‌کند.

خلاصه داستان خاک غریب

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان‌ها را فاش می‌کند!

جومپا لاهیری در کتاب خاک غریب، زندگی چند خانواده‌ی بنگالی در آمریکا را روایت می‌کند و هر بار بر نقطه‌ای حساس از رابطه‌ها می‌ایستد. در داستان نخست، روما که باردارِ فرزند دوم است، در خانه‌ی تازه‌اش در سیاتل از پدر سال‌خورده‌اش پذیرایی می‌کند؛ پدری که بعد از مرگ همسرش به سفرهای اروپایی و رابطه‌ای پنهان روی آورده است. حضور موقت او گذشته‌ی خانواده، مرگ مادر و تصمیم‌های شغلی و زناشویی روما را دوباره زنده می‌کند.

در دیگر داستان‌ها، شخصیت‌ها با پرسش‌هایی شبیه هم روبه‌رو می‌شوند: ماندن یا رفتن، حفظ زبان مادری یا سپردن آن به فراموشی، مراقبت از والدین یا ادامه‌ی زندگی مستقل. جومپا لاهیری نشان می‌دهد که خاک غریب وضعیتی درونی است که در آن آدم‌ها نه‌ کاملاً به گذشته تعلق دارند نه به جایی که در آن زندگی می‌کنند.

چرا باید کتاب خاک غریب را بخوانیم؟

کتاب خاک غریب تصویری ملموس و باریک‌بینانه از زندگی مهاجران و فرزندانشان ارائه می‌دهد؛ تصویری که از خلال صحنه‌های کوچکِ زندگی خانوادگی، تنهایی، احساس گناه، دلتنگی و تلاش برای ساختن خانه‌ای تازه را نشان می‌دهد. این کتاب برای کسانی که به روابط میان‌نسلی، تجربه‌ی مهاجرت و شکاف‌های پنهان در خانواده‌ها علاقه دارند، فرصتی برای هم‌نشینی نزدیک با شخصیت‌هایی باورپذیر فراهم می‌کند.

خواندن کتاب خاک غریب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب خاک غریب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های شخصیت‌محور درباره‌ی خانواده، مهاجرت، تفاوت نسل‌ها و زندگی در حومه‌ی شهرهای بزرگ علاقه دارند؛ همچنین به خوانندگانی که تجربه‌ی زیستن میان دو فرهنگ یا دو شهر را داشته‌اند و می‌خواهند بازتاب این تجربه را در داستان‌ ببینند.

درباره جومپا لاهیری

جومپا لاهیری با نام اصلی نیلانجانا سودشنا در ۱۱ ژوئیه‌ی ۱۹۶۷ در لندن و در خانواده‌ای هندی به دنیا آمد. سه‌ سال داشت که خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کردند. پدرش کتابدار دانشگاه بود و مادرش بر آشنایی فرزندان با فرهنگ و زبان بنگالی تأکید داشت. به همین دلیل لاهیری در کودکی بارها به هند سفر کرد؛ تجربه‌ای که بعدها در بسیاری از داستان‌هایش بازتاب یافت. او در کالج برنارد در رشته‌ی ادبیات انگلیسی تحصیل کرد و در دانشگاه بوستون مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته‌های زبان انگلیسی، ادبیات خلاق و ادبیات تطبیقی گرفت. سپس در رشته‌ی مطالعات رنسانس به درجه‌ی دکتری رسید.

لاهیری در سال ۲۰۰۱ با آلبرتو ووروولیاس‌ـ‌بوش، روزنامه‌نگار، ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما، به عضویت کمیته‌ی هنر و علوم انسانی منصوب شد و در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی این نهاد مشارکت داشت.

نخستین مجموعه‌ داستان لاهیری، مترجم دردها، در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و در سال ۲۰۰۰ جایزه‌ی پولیتزر و جایزه‌ی پن/ همینگوی را برایش به ارمغان آورد. خاک غریب، همنام، پاتوق‌ها و گودی از دیگر آثار شناخته‌شده‌ی او هستند. همنام که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، بعدها به فیلمی با همین نام اقتباس شد. لاهیری در کتاب به عبارت دیگر نیز تجربه‌ی شخصی خود را از آموختن زبان ایتالیایی و زندگی در فضای زبانی و فرهنگی تازه روایت کرد.

مهاجرت و تجربه‌ی زندگی میان فرهنگ‌های متفاوت از موضوعات اصلی آثار لاهیری است. او در داستان‌هایش به زندگی خانواده‌های مهاجر، تفاوت‌های فرهنگی، رابطه‌ی والدین و فرزندان و جایگاه فرهنگ سرزمین مادری در زندگی نسل‌های بعد می‌پردازد. این مضامین در کنار توجه او به هویت، زبان و احساس تعلق، جایگاه ویژه‌ای در آثارش دارند.

این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟

جومپا لاهیری در طول فعالیت ادبی خود جوایز و افتخارات متعددی دریافت کرده است؛ از جمله نشان شیر کتابخانه‌ی عمومی نیویورک، جایزه‌ی بین‌المللی داستان کوتاه فرانک اوکانر برای خاک غریب و جایزه‌ی داستان کوتاه پن/ مالامود. او همچنین مدال ملی علوم انسانی آمریکا را دریافت کرده است. زمین پست، رمانی که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، نامزد جایزه‌ی من‌بوکر و جایزه‌ی کتاب ملی آمریکا شد.

بخشی از کتاب خاک غریب

«چندوقت یک بار مردی تلفن می‌زد و سراغ سانگ را می‌گرفت چون می‌خواست سانگ زنش بشود. سانگ معمولا این مردها را نمی‌شناخت؛ گاهی حتی اسمشان را نشنیده بود، ولی آن‌ها شنیده بودند که سانگ قشنگ است و باهوش و سی ساله و بنگالی و هنوز عروسی‌نکرده، و برای همین، این مردها، که بیش‌ترشان دست بر قضا خودشان هم بنگالی بودند، شمارهٔ او را از کسی گرفته بودند که او کسی را می‌شناخت که پدر و مادر سانگ را می‌شناخت. پدر و مادر سانگ، به گفتهٔ خودش، بی‌صبرانه دلشان می‌خواست هرچه زودتر عروس شود. به گفتهٔ سانگ این مردها وقتی با او حرف می‌زدند، همیشه جزئیات را قاتی‌پاتی می‌گفتند، مثلا می‌گفتند شنیده‌اند سانگ فیزیک خوانده، درحالی‌که فلسفه خوانده بود، یا می‌گفتند سانگ از کلمبیا مدرک گرفته، درحالی‌که دانشگاه نیویورک رفته بود، یا بهش می‌گفتند سانگیتا درحالی‌که باید می‌گفتند سانگ. به‌به وچه‌چه می‌کردند که سانگ دارد در هاروارد دکترا می‌خواند، درحالی‌که واقعیت این بود که سانگ بعد از یک ترم، از هاروارد انصراف داده بود و حالا در کتاب‌فروشی سر میدان، نیمه‌وقت کار می‌کرد.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خاک غریب و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابخاک غریب
عنوان در زبان مبدأUnaccustomed Earth
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهجومپا لاهیری
مترجمامیرمهدی حقیقت
ویراستارمهدی نوری
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۷/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۸۷ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۷۹۴۸۲۰۳
تعداد صفحه‌ها۳۶۰ صفحه
قیمت کتاب۱۲۶۰۰۰ تومان
برچسبادبیات هند

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

sadafi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۷

این کتاب را سال ها پیش و در همان ابتدای انتشارش خواندم. دلیل انتخابم علاقه به آثار جومپا لاهیری و دو کتابی که پیش از آن از این نویسنده هندی، آمریکایی خوانده بودم، بود. و از طریق این کتاب با...بیشتر

۱
مناریا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۷

ترجمه های امیرمهدی حقیقت بی شک همه عالی هستند و کتاب ارزش خواندن دارد.

۰
SomeOne
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۹

خاک غریب، زمین ناآشنا و به کسی مربوط نیست هر سه عنوان یک کتاب هستن. یه کتاب و چندبار نخرید.

۰
مانا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۸

جومپا لاهیری یک نویسنده جزیی نگرهست باقلمی مخملی وروان،خوندن آثارش رو به شدت توصیه میکنم

۰
دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۲۷

☘️آدم‌هایی که هیچ‌وقت مال هیچ‌کجا نبودند زنان امروزی داستان خاک غریب، دختران مادران سنتی خود هستند که گاهی هوس می‌کنند برای همسر یا دوستان غربی‌شان غذای هندی بپزند؛ غذاشان به خوبی دست‌پخت مادرشان نمی‌شود اما باز هم هندی است. ملغمه‌ای از...بیشتر

۲
soroush
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۲

بی نظیر و ساده و روان و دوست داشتنی و البته ترجمه عالی و درجه یک

۰
sara abbasi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۰۱

به نظرم حتما این کتاب رو بخونید، روایت ها بسیار دلچسب و روان بود

۰
Sharareh Haghgooei
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۱۳

کتاب بسیار خوبی بود به قول نظرات دیگر داستانهایی مخملی پر از جزییات و زندگی. فقط چون داستان کوتاه دوست ندارم به آن ۴ ستاره دادم.

۰
آلْف
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۱۲/۰۵

داستان دوتا مونده به آخر و داستان آخر، هم ادامه هم‌دیگرند و به شدت دلنشین. چسبید

۰
mehri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۵/۳۱

من از جومپا لاهیری هرچی خوندم حالم رو خوب کرده . قلم جوریه که شما رو میبره تو دل داستان و درگیرتون میکنه . داستان آخر قلبم رو درد آورد و عمیقا گریه کردم بخاطرش واقعا زیبا بود.

۰
کاربر 263512
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۵/۲۲

کتاب جالبی بود .در موردفاصله نسلهای مهاجر با جزئیات کامل بیان کرده بود .انگار خود نویسنده جزو مهاجران بوده و چگونگی منحل شدن فرهنگ خانواده مهاجر و نقش بچه ها در منحل شدن به سمت فرهنگ ‌جامعه جدید بصورت داستان...بیشتر

۰
Alexa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۸

خیلی قشنگ بود. واقعا با لذت خوندمش.

۰
fatemeh nabi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۹

چه لحظه های خوبی داشتم از خوندنش. برام لذت بخش بود تجربه ها و افکارم به کلمه و از دل یک زندگی دیگه بیان میشن.

۰
zaribano
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۱

عالی بود عالی یک نفس خوندم نتونستم چشم ازش بردارم

۰
کتاب باز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۳

کتاب خوبیه اما ترجمه‌اش بعضی جاها افتضاحه

۰

بریده‌هایی از کتاب

الی
۳
ولی مرگ هم قدرت داشت او را به بهت و حیرت و حس شکوه بیندازد؛ حالا روما این را خوب می‌دانست ــ صرفِ همین‌که آدم می‌تواند سال‌ها و سال‌ها زنده باشد، فکر کند و نفس بکشد و غذا بخورد، پر باشد از میلیون‌ها دغدغه و فکر و احساس، بخشی از فضای دنیا را اشغال کند، و بعد، در یک لحظه، دیگر نباشد و پاک ناپدید شود.
الی
۲
از این مراسم خوشش می‌آمد؛ با وجود این‌که خورشید هنوز غروب نکرده بود، مراسم چای‌گذاشتن یک‌جورهایی به‌رسمیت‌شناختنِ پایان روز و آغاز شب بود.
Alexa
۲
در این نقطه از زندگی‌اش غیرطبیعی به نظر می‌رسید که به آدم‌های غریبه نزدیک شود.
الی
۱
می‌دانست که یک نیم‌نگاه به‌سمتی اشتباه می‌تواند از بالای صخره پرتش کند پایین.
کاربر نیوشک
۱
آدمیزاد هم مثل سیب‌زمینی است، اگر نسل اندر نسل در همان خاک بی‌قوت بکارندش خوب رشد نمی‌کند.
fatemeh nabi
۱
به نظر می‌آمد هردوتا خواهر با مرگ آشنایی دارند. با وجود شنگولی و سرحالی‌شان، در قیافه و رفتار دخترها چیزی اثر گذاشته بود ــ چیزی که زودتر از وقت شکسته شده بود و بازسازی هم نشده بود.
الی
۰
مادر از توی صندلی جلو گفته بود «نرید. خیلی دوره. من دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمتون.» شش ساعت بعد از گفتن این جمله مُرده بود.
الی
۰
این تنهایی نبود که بیش‌تر از هر چیز برایش جاذبه و لذت داشت، تنها چیزی که هرقدر گذرا و کم‌مایه، آدم را متعادل و معقول نگه می‌داشت؟
الی
۰
به نظر آن‌ها بچه‌هاشان از همهٔ سختی‌ها و لطمه‌هایی که خودشان در هند پشت سر گذاشته بودند، در امان بودند؛ انگار واکسن متخصصان اطفال به سودا و راهول در نوزادی‌شان، زندگی‌ای فارغ از درد و مصیبت را هم برایشان تضمین کرده بود.
الی
۰
سودا از خانواده‌اش برای راجر تصویری مبهم ترسیم کرده بود و راجر آن را مثل نوشتهٔ روی لبهٔ پشتِ جلد پذیرفته بود؛ به عنوانِ چیزی از سودا ولی بکر و نادیدنی، که تاخورده بود توی یک کتاب.