معرفی و دانلود کتاب همنام + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب همنامsubscriptionAvailable

کتاب همنام

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۳۷ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب همنام

کتاب همنام (The namesake)، نوشته جومپا لاهیری و ترجمه امیرمهدی حقیقت، داستان خانواده‌ای بنگالی است که میان کلکته و کمبریج، میان گذشته و حال و میان دو فرهنگ متفاوت زندگی می‌کنند. داستان از مهاجرت، نام، هویت و فاصله‌های عاطفی در یک خانواده آغاز می‌شود و به‌تدریج گسترده‌تر می‌شود. کتاب از تولد پسری به نام گوگول شروع می‌شود و همراه با او، فرازونشیب‌های زندگی والدین مهاجرش را دنبال می‌کند. نشر ماهی این کتاب را منتشر کرده است و مترجمْ فضای چندفرهنگی و جزئیات زندگی روزمره‌ی شخصیت‌ها را به‌خوبی منتقل کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب همنام اثر جومپا لاهیری

کتاب همنام داستان زندگی آشوک و آشیما گانگولی و پسرشان، گوگول، را در بستر مهاجرت از کلکته به کمبریج روایت می‌کند. جومپا لاهیری در این کتاب، از همان صحنه‌ی نخست،‌ خواننده را وارد جهانی می‌کند که در آن، هر چیز ساده‌ای مثل خوردن برنج، پوشیدن ساری یا انتخاب نام کودک، به مسئله‌ای هویتی و عاطفی تبدیل می‌شود. کتاب با جزئیات دقیق از خانه‌ی کوچک زوج جوان، روابطشان با همسایه‌های آمریکایی و حلقه‌ی کوچک مهاجران بنگالی در اطراف دانشگاه‌ها، تصویری روشن از تنهایی و سازگاری در سرزمینی تازه می‌سازد. نام‌گذاری پسر خانواده نیز به محور مهمی برای فهم گذشته و حال تبدیل شده است.

رمان همنام هم‌زمان با روایت زندگی روزمره، به خاطرات آشوک از سانحه‌ی قطار، کودکی‌اش در کلکته و تصمیمش برای ترک هند برمی‌گردد. این رفت‌وبرگشت‌ها نشان می‌دهد چگونه یک حادثه، یک کتاب و یک نام مسیر زندگی چند نسل را عوض می‌کند. جومپا لاهیری در ۱۲ فصل‌، از تولد گوگول، بزرگ‌شدن او در آمریکا و گسترش شبکه‌ی دوستی‌های بنگالی‌ها در کمبریج و اطراف دانشگاه‌ها می‌گوید و به‌تدریج شکاف میان نسل مهاجر و فرزندانشان را برجسته می‌کند.

خلاصه داستان همنام

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

کتاب همنام بر محور خانواده‌ی گانگولی شکل گرفته است؛ زوجی بنگالی که پس از ازدواج سنتی در کلکته، به کمبریج آمریکا می‌روند و نخستین فرزندشان در بیمارستانی دور از خانواده و آداب آشنا به دنیا می‌آید. تأخیر در رسیدن نامه‌ی مادربزرگ و اصرار بیمارستان برای ثبت‌ نام، باعث می‌شود پسر را موقتاً «گوگول» بنامند؛ نام نویسنده‌ای روسی که کتابش در سانحه‌ی قطار جان آشوک را نجات داده است.

این نام به‌ظاهر موقتی به نشانه‌ای از پیوند تصادفی سرنوشت‌ها تبدیل می‌شود. داستان هم‌زمان با بزرگ‌شدن گوگول، تنهایی آشیما، خاطرات آشوک از هند، شکل‌گیری جمع کوچک مهاجران بنگالی در کمبریج و تلاش برای ساختن خانه‌ای تازه در سرزمینی ناآشنا را دنبال می‌کند.

چرا باید کتاب همنام را بخوانیم؟

خواندن کتاب همنام فرصتی است برای نظر به مهاجرت در جزئی‌ترین لحظه‌های زندگی روزمره؛ از آشپزی و خرید تا نام‌گذاری و تربیت فرزند. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه یک نام، یک حادثه و یک جابه‌جایی جغرافیایی می‌تواند سال‌ها بعد، بر احساس تعلق و انتخاب‌های شخصی سایه بیندازد.

خواندن کتاب همنام را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب همنام به کسانی پیشنهاد می‌شود که به موضوع مهاجرت، هویت دوگانه، فاصله‌ی نسل‌ها و تنهایی در شهرهای دانشگاهی علاقه‌مندند. همچنین برای کسانی که از داستان‌های پرجزئیات درباره‌ی زندگی روزمره و روابط خانوادگی در بستر فرهنگی چندگانه لذت می‌برند، مناسب است.

درباره جومپا لاهیری

جومپا لاهیری، نویسنده‌ی هندی‌تبار آمریکایی، در ۱۱ ژوئیه‌ی ۱۹۶۷ در لندن متولد شد و از سه‌سالگی همراه خانواده در آمریکا زندگی کرد. تجربه‌ی زیستن میان دو فرهنگ و سفرهای مکرر به هند تأثیر عمیقی بر جهان داستانی او گذاشت و مهاجرت، هویت و شکاف‌های فرهنگی را به مهم‌ترین درون‌مایه‌های آثارش تبدیل کرد. لاهیری در رشته‌ی ادبیات انگلیسی تحصیل کرد و مدرک دکترای مطالعات رنسانس را از دانشگاه بوستون دریافت کرد.

شهرت جهانی او با انتشار مجموعه‌داستان مترجم دردها در سال ۱۹۹۹ آغاز شد؛ اثری که سال بعد جایزه‌ی پولیتزر و پن‌ـ‌همینگوی را برایش به ارمغان آورد. از دیگر آثار شناخته‌شده‌ی او می‌توان به خاک غریب، همین حوالی و گودی اشاره کرد. رمان همنام بعدها به فیلمی موفق نیز اقتباس شد.

این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟

جومپا لاهیری در طول فعالیت ادبی خود جوایز و افتخارات مهمی کسب کرده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به جایزه‌ی پولیتزر برای مجموعه‌داستان مترجم دردها در سال ۲۰۰۰ و جایزه‌ی پن‌ـ‌همینگوی اشاره کرد. او همچنین برای مجموعه‌داستان خاک غریب جایزه‌ی بین‌المللی داستان کوتاه فرانک اوکانر را در سال ۲۰۰۸ دریافت کرد و جوایزی چون پن مالامود، جایزه‌ی بهترین داستان کوتاه آمریکا، جایزه‌ی ادبی آسیایی‌ـ‌آمریکایی‌ها و مدال ملی علوم انسانی آمریکا را نیز کسب کرد. علاوه‌بر این‌ها، نشان شیر کتابخانه‌ی عمومی نیویورک به او اعطا شد و رمان گودی نیز نامزد جوایز مهمی مانند من بوکر و جایزه‌ی کتاب ملی آمریکا شد.

درباره امیرمهدی حقیقت

امیرمهدی حقیقت، مترجم و نویسنده‌ی ایرانی، در ۲۷ شهریور ۱۳۵۳ در تهران متولد شد. او فعالیت حرفه‌ای خود در حوزه‌ی ترجمه‌ی ادبی را از سال ۱۳۸۰ با ترجمه‌ی کتاب مترجم دردها، اثر جومپا لاهیری، آغاز کرد. تمرکز اصلی حقیقت بر ادبیات آمریکای شمالی، به‌ویژه داستان کوتاه، بوده است و در کنار ادبیات بزرگسال، آثار متعددی را نیز برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرده است. در کارنامه‌ی او ترجمه‌ی آثار نویسندگانی چون جومپا لاهیری، سام شپارد، گی دو موپاسان، هاروکی موراکامی و کازوئو ایشی‌گورو دیده می‌شود

بخشی از کتاب همنام

«باز دردش می‌گیرد؛ سخت‌تر از دفعهٔ قبل. جیغ می‌کشد. سرش را فشار می‌دهد به بالش و انگشت‌هاش نردهٔ سرد تخت را محکم می‌چسبد. ولی انگار کسی صداش را نشنیده؛ هیچ پرستاری دوان دوان به سراغش نمی‌آید. بهش گفته‌اند ببیند هر دردش چقدر طول می‌کشد. به ساعتش نگاه می‌کند که دمِراهی پدر و مادرش است. وقتی توی فرودگاه دام‌دام داشتند برای آخرین بار با هم خداحافظی می‌کردند، وسط هیاهو و اشک و آه‌های بیست و شش هفت نفر از فامیل، پدر و مادرش بی‌آنکه خودش بفهمد ساعت را به مچش بسته بودند. اولین بار بود سوار هواپیما می‌شد. قوم و خویش‌ها از بالکن فرودگاه تماشاشان می‌کردند. هواپیما با صدایی گوشخراش بلند شده بود و از روی قسمت‌هایی از هندوستان رد شده بود که پای آشیما هیچ وقت به آنجا نرسیده بود. بعد هم به کلی از کشور خارج شده بود و لحظه به لحظه، دور و دورتر شده بود.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب همنام و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابهمنام
عنوان در زبان مبدأThe Namesake
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهجومپا لاهیری
مترجمامیرمهدی حقیقت
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۳/۱۰/۱۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۱۴ مگابایت
شابک۹۴۶-۷۹۴۸-۶۲-X
تعداد صفحه‌ها۳۶۲ صفحه
قیمت کتاب۱۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

soroush
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۳۰

جومپا لاهیری یه قصه گوی حرفه ایه و مترجمی جناب حقیقت هم بی نظیر بودن کار رو حرفه ای و درجه یک نشون دادند

۰
سمن
۱۴۰۱/۰۴/۱۳

امتیازم ۳.۵ هست. تم داستان دغدغه های مهاجرت در نسل اول و دوم هست، از خوبیای کتاب بخوام بگم باید بگم کلی چیزای جالب در مورد رسم و رسوم هندی و بنگالی فهمیدم و خیلیاشون به فرهنگ ما نزدیکه، خیلی...بیشتر

۰
Mina Ghadimy
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۴

این کتاب با داستانی گیرا خیلی قشنگ دلتنگی ها و کمبود های مهاجرت رو توصیف میکنه و همچنین تفاوت بین دو نسل که با دو فرهنگ متفاوت بزرگ شدند را به تصویر میکشد.

۰
بیات
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۸

حتما بخونیدش

۰
Nino
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۷

قلم لاهیری برای من دوست داشتنیه ولی به نظرم این رمان به اندازه ی مجموعه داستان «مترجم دردها» جذاب نبود، ترجمه بسیار روون...

۰
a_lovely_sister
۱۴۰۲/۰۲/۱۳

داستان راجع به مهاجرت و اتفاقات وابسته به مهاجرت هست ، خیلی خوب جزییات بیان شده ولی ممکن هست جذابیت نداشته باشه برای خیلی ها چون روند خیلی عادی از زندگی آدم هاست . تقریبا تا وسطای کتاب حس خاصی...بیشتر

۰
رویا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۹

اولین کتابی بود که از خانم لاهیری خوندم و به قلمشون علاقمند شدم... بعد بقیه کتابهاشون با ترجمه ی بسیار خوب جناب حقیقت... توصیه میکنم حتما بخونید

۰
Mozhgan
۱۴۰۰/۰۱/۱۵

خیلی دوسش داشتم ..

۰
همتا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۲۷

تجربه خوندن این کتاب رو دوست داشتم، به شدت من رو مجذوب به خودش کرد، اشتراکات فرهنگ ایرانی ها و هندی ها و دغدغه مهاجرت و تحصیل مثل همه جهان سومی ها در طول رمان به چشم میومد، بنظرم جومپا...بیشتر

۰
12345
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۱۷

روایت عالی و خواندنی هست.

۰
zahra
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۷

بسیار جذاب، موضوع پایان نامه ام بود

۰
شاپرک
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۰

این رمان داستان دو نسل از مهاجرانه. داستان زندگی نسل اول که تلاش می‌کنه در کشور دوم به یه جایی برسه و همزمان ارزشها و فرهنگهایی که در کشور خودش با اونها بزرگ شده رو حفظ کنه و نسل دومی...بیشتر

۰
Sharareh Haghgooei
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۳

از کتابهای روزمرگی مهاجران هندی به آمریکا

۰
phoenix
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۱۳

از این نویسنده خوب انتظار خواندن رمان بهتری داشتم. "همنام"، حتی سرگرم کننده هم نبود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

محمدرضا
۱۸
کار کتاب همین است که دنیا را ببینی، بی‌اینکه یک وجب از جات تکان بخوری
محمدرضا
۲
خارجی‌بودن هم، مثل حاملگی، غریبه‌ها را به کنجکاوی وامی‌دارد، و حس ترحم و ملاحظه‌شان را برمی‌انگیزد.
moonlight
۲
آشیما و آشوک دل‌شان زیاد شور نمی‌زند. هر دو می‌دانند واقعیت این است که نوزاد نیاز به اسم ندارد. چیزی که نیاز دارد غذاست، دعای خیر است و چند تکه طلا و نقره. نوزاد فعلا نیاز دارد بعدِ غذا بغلش کنند، به سینه بچسبانند و به پشتش بزنند. برای اسم می‌شود صبر کرد. در هندوستان، والدین بچه اسم را سر صبر می‌گذارند. آنجا اصلا غیرعادی نیست که چند سال از تولد بچه بگذرد و هنوز اسم مناسبی برایش پیدا نشده باشد. هم آشیما و هم آشوک، نمونه‌های زیادی از بچه‌های فامیل سراغ دارند که تا وقت ثبت نام در مدرسه، یعنی تا شش هفت سالگی، هنوز اسم رسمی نداشته‌اند.
moonlight
۱
آشیما و آشوک دل‌شان زیاد شور نمی‌زند. هر دو می‌دانند واقعیت این است که نوزاد نیاز به اسم ندارد. چیزی که نیاز دارد غذاست، دعای خیر است و چند تکه طلا و نقره. نوزاد فعلا نیاز دارد بعدِ غذا بغلش کنند، به سینه بچسبانند و به پشتش بزنند. برای اسم می‌شود صبر کرد. در هندوستان، والدین بچه اسم را سر صبر می‌گذارند. آنجا اصلا غیرعادی نیست که چند سال از تولد بچه بگذرد و هنوز اسم مناسبی برایش پیدا نشده باشد. هم آشیما و هم آشوک، نمونه‌های زیادی از بچه‌های فامیل سراغ دارند که تا وقت ثبت نام در مدرسه، یعنی تا شش
احسان شمالی
۱
به نظر می‌رسد این خانواده فقط صاحبِ این خانه نیستند؛ مالک وجب به وجب چشم‌انداز منطقه، تک تک درخت‌ها و برگ برگ علف‌های آن هم هستند. هیچ‌جا قفل و بست ندارد. نه خانه نه کلبهٔ مکسین. هرکس خیلی راحت می‌تواند در را باز کند بیاید تو. گوگول یاد دزدگیر خانهٔ پدر و مادرش می‌افتد. با خودش فکر می‌کند چرا آنها نمی‌توانند با محیط دوروبرشان همین‌قدر راحت باشند. رتلیف‌ها مالک ماهِ بالای دریاچه هستند، و صاحب خورشید و ابرها.
eli
۰
کم‌کم به این نتیجه رسیده که خارجی‌بودن یک‌جور حاملگی مادام‌العمر است؛ با یک انتظار ابدی، تحملِ باری همیشگی، و ناخوشی مدام. یک‌جور مسئولیت مداوم و بی‌وقفه. یک جملهٔ معترضه وسط چیزی که یک موقعی اسمش زندگی معمولی بوده، فقط برای اینکه نشان بدهد از زندگی قبلی دیگر خبری نیست، و جای آن را چیزی پیچیده و پرزحمت گرفته. به نظر آشیما خارجی‌بودن هم، مثل حاملگی، غریبه‌ها را به کنجکاوی وامی‌دارد، و حس ترحم و ملاحظه‌شان را برمی‌انگیزد.
eli
۰
آخر کی همه چیزش را ول می‌کند می‌آید تو این کشور که زندگی بهتری دست وپا کند، آن وقت موقعی که باید استفاده‌اش را ببرد، ناغافل سرش را می‌گذارد زمین؟