معرفی و دانلود کتاب گرگ های پوشالی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گرگ های پوشالیsubscriptionAvailable

کتاب گرگ های پوشالی

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۳۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
لورن ولک، آناهیتا حضرتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گرگ های پوشالی

کتاب گرگ های پوشالی داستانی از لورن ولک با ترجمه آناهیتا حضرتی است. این داستان درباره زندگی دختری به نام آنابل است که متوجه می‌شود باید صدای عدالت را در جامعه محل زندگی‌شان بلند کند.

گرگ‌های پوشالی برنده جایزه نیوبری سال ۲۰۱۷ شده است و در سال ۲۰۱۶ نامزد جایزه کتاب نوجوانان گودریدز بود. این کتاب را انتشارات پرتقال منتشر کرده است. این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب گرگ های پوشالی

گرگ‌ های پوشالی داستان زندگی آنابل است. دختری که در سایه‌های دو جنگ جهانی بزرگ شده است. او در پنسیلوانیا زندگی آرامی را می‌گذارند اما این زندگی آرام با وجود دختری به نام بتی کاملا به هم می‌ریزد و در هم می‌شکند. وقتی بتی، به عنوان دانش‌آموز جدید وارد کلاس آن‌ها می‌شود، همه متوجه می‌شوند که فردی خشن است و از ظلم کردن به دیگران ابایی ندارد. اول که شروع به قلدری می‌کند، با آدم‌ها مختلف درگیر می‌شود و گویی جدا از دیگران است و با بقیه کاری ندارد اما یک روز او سراغ توبی می‌رود. یکی از سربازان جنگ جهانی دوم!

همه مردم توبی را آدمی عجیب غریب می‌دانند اما آنابل فقط ظلمی را می‌بیند که به توبی می‌شود. او یاد می‌گیرد شجاع باشد و در برابر ستم، به عنوان صدای عدالت ایستادگی کند. آن هم در شرایطی که تنش‌ها روز به روز بیشتر می‌شود...

بسیاری از منتقدان رمان گرگ های پوشالی لورن ولک را با رمان کشتن مرغ مقلد، نوشته هارپر لی مقایسه می کنند. داستانی که از جنگ جهانی دوم و زندگی معصوماه کودکان در آن میان سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند قضاوت، پیش داوری و عدالت می‌پردازد.

کتاب گرگ های پوشالی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم 

گرگ های پوشالی رمانی است که برای نوجوانان نوشته شده است. اما خواندنش برای بزرگسالان نیز خالی از لطف نیست.

درباره لورن ولک 

لورن ولک، ۲۸ اکتبر ۱۹۵۶ در بالتیمور به دنیا آمد. او در دانشگاه براون در رشته زبان و ادبیات انگلیسی درس خواندن در سال ۱۹۸۱ فارغ التحصیل شد. مدتی را به عنوان ویراستار و معلم مشغول کار بود و بعد به نوشتن روی آورد. 

لورن ولک برای رمان گرگ های پوشالی مدال افتخار نیوبری را از آن خود کرد و برای نوشتن داستان تاریخی آن سوی دریای روشن (آن سوی آبی بی کران) جایزه اسکات آدل را برنده شد. 

بخشی از کتاب گرگ های پوشالی

وقتی ماه اکتبر، سروکله بتی پیدا شد، هوا هنوز گرم بود و به‌همین‌خاطر، به مدرسه آمدنِ آن پسرهای آزاردهنده، نظمی نداشت. بدون بتی، مدرسه جای آرامی به‌حساب می‌آمد؛ حداقل تا وقتی‌که در آن نوامبر وحشتناک همه‌چیز به‌هم ریخت و از من خواسته شد فهرست بلندبالای دروغ‌هایم را به‌هم ببافم.

آن‌موقع هیچ کلمه‌ای سراغ نداشتم که بتواند بتی یا کارهایی را که باعث می‌شد از بقیه بچه‌های مدرسه متمایز شود، به‌درستی توصیف کند. هنوز یک هفته از آمدنش نگذشته، یک دوجین کلمه یادمان داد که نباید یاد می‌گرفتیم؛ یک ظرف جوهر را روی ژاکت امیلی ریخت و به کوچک‌ترها یاد داد بچه‌ها از کجا می‌آیند؛ این چیزی بود که من آن را بهار قبل از به دنیا آمدن گوساله‌ها از مادربزرگم یاد گرفتم. یاد گرفتن درباره نوزادها برای من با لطافت همراه بود و مادربزرگم به‌عنوان کسی که خودش چندبار بچه‌دار شده بود، به زیبایی و با شوخ‌طبعی در موردش حرف می‌زد. او همه بچه‌هایش را هم روی همان تختی به دنیا آورده بود که هنوز روی آن می‌خوابید؛ اما برای بچه‌های کوچک مدرسه‌مان، یاد گرفتن درباره این موضوع، با لطافت همراه نبود. بتی با بی‌رحمی در موردش حرف زد؛ بچه‌ها را تا سرحد مرگ ترساند و از همه بدتر به آن‌ها گفت اگر در مورد این مسئله جلوی والدینشان دهن‌لَقّی کنند، توی جنگل دنبالشان می‌کند و آن‌ها را می‌زند؛ همان کاری که بعدها با من کرد. شاید هم بکُشدشان. آن‌ها هم باور کردند؛ همان‌طور که من باور کردم.

من می‌توانستم روزی ده مرتبه برادرهایم را تهدید کنم که می‌کُشمشان یا تکه‌تکه‌شان می‌کنم و آن‌ها هم به من می‌خندیدند و زبانشان را برایم درمی‌آوردند؛ اما کافی بود بتی نگاهشان کند تا سر جایشان آرام بگیرند. برای همین، آن‌روز که بتی توی خندقِ گرگ از پشت درختی بیرون آمد و جلوتر سر راهم ایستاد، اگر برادرهایم هم آنجا بودند، نمی‌توانستند کمک زیادی به من بکنند.

وقتی کوچک‌تر بودم، از پدربزرگم پرسیدم چطور شد اسم آنجا را خندقِ گرگ گذاشتند.

گفت: «قدیم‌ندیم‌ها واسه گرفتن گرگ‌ها خندق‌های عمیق می‌کَندیم.»

پدربزرگ یکی از ما هشت‌نفر بود که باهم در خانه روستایی‌مان زندگی می‌کردیم. این خانه از صدسال پیش مال ما بود. بعد از اینکه به‌خاطر رکود، کل کشور در مضیقه افتاد و مزرعه ما بهترین جا برای زندگی کردن شد، سه نسل را کنار هم زیر یک سقف جا داد. حالا که شعله‌های خشم جنگ جهانی دوم زبانه می‌کشید، خیلی از خانواده‌ها برای خودشان باغ‌های پیروزی ساخته بودند تا غذا برای خوردن داشته باشند؛ اما کلِ مزرعه ما برای خودش یک باغ پیروزی خیلی بزرگ به‌حساب می‌آمد که پدربزرگم همه عمرش را صرف نگه‌داری از آن کرده بود.

پدربزرگم مردی جدی بود و همیشه حقیقت را به من می‌گفت؛ حقیقتی که البته همیشه هم نمی‌خواستم بشنوم! اما خُب، گاهی هم از او می‌خواستم بگوید. مثلاً وقتی از او پرسیدم چه شد اسم آنجا را خندقِ گرگ گذاشتند، بااینکه آن‌موقع فقط هشت سال داشتم، ماجرایش را برایم توضیح داد.

توی آشپزخانه روی یک صندلی نزدیک اجاق نشسته و آرنج‌هایش را روی زانوهایش گذاشته و کف دست‌هایش را از مُچ‌های پهنش آویزان کرده بود. پاهای رنگ‌پریده‌اش هم آماده چکمه‌ پوشیدن بود. در زمان‌های مختلفی از سال، پدربزرگ شبیه مرد کم‌سن‌وسال‌تری به نظر می‌رسید و هُشیار بود. آن‌روز صبح بااینکه هنوز ماه ژوئن بود، خسته و کوفته به نظر می‌آمد. بالای پیشانی‌اش درست مثل پاهایش رنگ‌پریده بود، اما دماغ و گونه‌هایش، درست مثل دست‌ها و بازوهایش، تا جایی‌که آستین‌هایش را بالا می‌زد، قهوه‌ای بود. بااینکه ساعت‌های زیادی از روز را توی سایه می‌نشست و کارهای کوچک انجام می‌داد، می‌دانستم چقدر خسته است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گرگ های پوشالی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابگرگ های پوشالی
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهلورن ولک
مترجمآناهیتا حضرتی
انتشاراتانتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۱/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۹۴ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۱۳۷-۳
تعداد صفحه‌ها۲۵۶ صفحه
قیمت کتاب۲۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۱۶

عالیه🧸🏳️‍🌈 لورن ولک، نویسنده‌‌ی کتاب، در پس به تصویر کشیدن شرایط زندگی روستایی در دوران جنگ جهانی دوم، به ویژه زندگی کودکان، مفاهیم انسان‌دوستی، عدالت، قضاوت نکردن از روی ظاهر و اهمیت اثبات حق و حقیقت را به مخاطب نشان می‌دهد....بیشتر

۰
💜
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۱

«گرگ‌های پوشالی»، برنده‌ی نشان نیوبری و جوایز مختلف دیگر ادبی، رمانی عمیق با داستانی نافذ و شخصیت‌های ماندگاری است که تا مدت‌ها از ذهن خواننده بیرون نمی‌رود. بسیاری از منتقدان این رمان را مشابه شاهکار «کشتن مرغ مقلد» اثر «هارپر لی»...بیشتر

۴۶
starlight
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۴

آنابل همراه با دو تا برادرش ، هنری و جیمز و بهترین دوستش ، روت ، روز های خوشی رو سپری میکنه ، ولی فقط تا وقتی که همزمان با جنگ ، دختری به نام بتی از راه می رسه...بیشتر

۰
آقای‌کولاه☭
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۳

کتاب خیلی زیبایی بود ولی پایانش یکم تلخ بود حتما بخونید و اینکه چقدر زندگی دختر رو قشنگ و زیبا ساخته بود و چقدر لحظات رو قشنگ توصیف می کرد 🌻

۰
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۲۹

کتاب «گرگ های پوشالی» رمانی نوشته «لارن ولک» است که اولین بار در سال 2016 به چاپ رسید. داستان «آنابل» دوازده ساله زمانی آغاز می شود که «بتی گلن گری»، دختری که به تازگی از شهر آمده تا در کنار...بیشتر

۰
sana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۶

کتاب خیلی قشنگیه فقط حس میکنم شخصیت بتی بیش از حد شرور جلوه داده شده به غیر از اون همه جای داستان خیلی قشنگ بود و کشته شدن توبی منو خیلی ناراحت کرد

۰
ساده بگیر همه چیز را🌿
۱۴۰۴/۰۷/۲۰

جالب بود به نظرم می تونست بهتر باشه:))) . بعد مدت ها یه کتاب طولانی خوندم🥲 هی تابستون کجایی؟😩🤣

۱۲
(: Nazanin :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۲۰

این کتاب واقعاً موضوع جالبی داره من توصیه می کنم

۰
روفوس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۴

غم‌انگیز است

۰
🍃تالکین فن🍁🍃
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۱۴

کتابی گیرا و هیجان انگیز،درباره ی دختری به نام آنابل که در روستایی در دوران جنگ جهانی دوم زندگی میکنه.مفاهیمی زیبا داشت درباره ی جنگ،عدالت و قضاوت های ناعادلانه ای که ما از افراد فقط بخاطر ظاهر ناجورشون میکنیم.به افراد...بیشتر

۰
pary.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۸

اگه میخواین افسرده شین تا اخر بخونیدش 😭😭😭😭

۰
عشق کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۲۳

کتاب خیلی خوبی بود واقعا عالییییی بود🥺🥺🥺🥺🤩😍

۰
haniyh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۸

داستان درباره زندگی یه دختر نوجوان در زمان جنگ جهانی در یکی از مزارع آمریکا و اتفاقاتی که بعد از اومدن بتی دختر شرور همسایه از شهر اتفاق میفته... داستان روند آروم داره ولی قسمت های آخر کمی هیجان انگیز میشه...بیشتر

۰
Toska
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۹

سه چهار سال پیش خوندمش و خب یادمه اون موقع هم موضوعش کمی برام حوصله سر بود الان با خوندن خلاصه اش یادم افتاد از نظرم سناریو جالبی داشت میتونست زیباتر، گیرا تر و تاثیر گذار تر باشه!

۰
Akbaran nastarzade
۱۴۰۴/۱۲/۲۲

اگه نوجوانی می‌شناسین حتما این کتاب رو بهش هدیه بدید مطمئنم خودتون هم از خوندنش لذت خواهید برد♡

۰

بریده‌هایی از کتاب

یک مشکل لاینحل، sky
۸۷
اگر زندگی من تنها نُتی از یک سمفونی طولانی بود، چه دلیلی داشت آن را هرچه طولانی‌تر و بلندتر ننوازم؟
B-vafa
۲۲
یاد گرفتم حرفی که می‌زنم و کاری که انجام می‌دهم، اهمیت دارد؛
rozhin
۷
چه حسیه وقتی دست‌هات از شدت سرما بی‌حس می‌شن. درست وقتی دارن گرم می‌شن، تازه می‌فهمی چه دردی دارن
rozhin
۴
حتی گرگ هم برای کاری که می‌کند، علتی دارد. حتی وقتی مار هم تخم پرنده‌ای را می‌خورد، کارش منطقی به نظر می‌آید.
rozhin
۳
دلم می‌خواست زمان را به عقب برگردانم؛
rozhin
۳
سریع اتفاق افتادن، خیلی بهتر از آن بود که هیچ اتفاقی نیفتد
کاربر ۴۴۴۷۶۶۵
۳
اینکه او از شیرهٔ درخت برای این کار استفاده کرده بود، دو معنی داشت: چیز دیگری نداشته استفاده کند؛ یا اینکه می‌خواسته برای همیشه اینجا بماند. برای هر دو جواب گریه کردم.
ن. عادل
۲
«برای خودِ مارها، فرقی نداره؛ یا حتی برای خدایی که اونا رو به وجود آورده.»
rozhin
۲
اما اگر تنها چیزی که می‌توانستم داشته باشم، این بود که
mohammadjavad ghanbari
۱
خوشگل... هیچی در چشم خدا کم اهمیت‌تر از خوشگلی نیست