اگر زندگی من تنها نُتی از یک سمفونی طولانی بود، چه دلیلی داشت آن را هرچه طولانیتر و بلندتر ننوازم؟
یک مشکل لاینحل، sky
یاد گرفتم حرفی که میزنم و کاری که انجام میدهم، اهمیت دارد؛
B-vafa
چه حسیه وقتی دستهات از شدت سرما بیحس میشن. درست وقتی دارن گرم میشن، تازه میفهمی چه دردی دارن
rozhin
حتی گرگ هم برای کاری که میکند، علتی دارد. حتی وقتی مار هم تخم پرندهای را میخورد، کارش منطقی به نظر میآید.
rozhin
دلم میخواست زمان را به عقب برگردانم؛
rozhin
اما اگر تنها چیزی که میتوانستم داشته باشم، این بود که
rozhin
سریع اتفاق افتادن، خیلی بهتر از آن بود که هیچ اتفاقی نیفتد
rozhin
اینکه او از شیرهٔ درخت برای این کار استفاده کرده بود، دو معنی داشت: چیز دیگری نداشته استفاده کند؛ یا اینکه میخواسته برای همیشه اینجا بماند.
برای هر دو جواب گریه کردم.
کاربر ۴۴۴۷۶۶۵
«برای خودِ مارها، فرقی نداره؛ یا حتی برای خدایی که اونا رو به وجود آورده.»
ن. عادل
خوشگل... هیچی در چشم خدا کم اهمیتتر از خوشگلی نیست
mohammadjavad ghanbari