معرفی و دانلود کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتلsubscriptionAvailable

کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل

نوع کتاب
۴.۹(از ۳۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سارا ملانسکی، سارا فرازی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل

کتاب قصه‌ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل یکی از کتاب‌های مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند نوشته سارا ملانسکی است که با ترجمه سارا فرازی در انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است.

درباره مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند

مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند داستان یک خواهر و برادر است که یک آیینه‌ جادویی دارند. پری‌ای که در آینه زندگی می‌کند هربار آنها را به درون یک قصه قدیمی می‌فرستد. هربار هم بچه‌ها قصه را تغییر می‌دهد.

پری توی آینه این بار برای آن‌ها قصه‌ هانسل و گرتل را آماده کرده است و بچه‌ها قرار است این‌بار پا به دنیای این قصه بگذارند و آن را زندگی کنند.

خواندن مجموعه قصه ها عوض می‌شوند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل

به خودم می‌گویم: «نترس! نترس!»

نکند یادم رفته شازده و جونا را بیاورم؟ آخر من قبل از آن‌ها آمدم.

به اطراف نگاه می‌کنم تا ببینم از کجا آمده‌ام.

یکی از بوته‌های اسفناج درحالِ تکان‌خوردن است. شاید هنوز وقت هست که آن‌ها هم بیایند.

خم می‌شوم و داد می‌زنم. «جونا؟ شازده؟ کجایین؟ زود باشین.»

هیچ اتفاقی نمی‌افتد. تکان‌های بوته کمتر می‌شود. ای، وای! اگر نیایند چه می‌شود؟ من باید از توی همان بوته به خانه برگردم؟

هیچ‌وقت توی افسانه‌ها تنها نبوده‌ام. الان هم اصلاً دلم نمی‌خواهد تنها باشم.

اَه!

باید برگردم. نه... آره... نه... آره!

ناگهان جونا روی یک بوتهٔ تُرُبچه ظاهر می‌شود. شازده هم بعد از او پیدایش می‌شود؛ میومیویی می‌کند و بلافاصله دنبال یک پروانهٔ سفید می‌رود.

هوراااا! بالاخره آمدند. نفس راحتی می‌کشم.

جونا می‌نشیند و یک برگ اسفناج از دهانش 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:قصه ها عوض می شوند؛ هانسل و گرتل
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:سارا ملانسکی
مترجم:سارا فرازی
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۴۱ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۰۹-۷
تعداد صفحه‌ها:۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب:۱۶۹۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۲

این جلدش یکم متفاوت و قشنگ تر از بقیه جلد ها بود😃💜🍃

۰
𝑽𝒊𝒐𝒍𝒆𝒕𝒕🌲🌫
۱۴۰۲/۰۳/۲۲

خواندن این مجموعه حس خیلی خوبی به آدم میده🥺🌱 کاش ماهم یک آینه جادویی داشتیم و میتونستیم به دنیای قصه ها سفر کنیم🌈

۰
uzumaki969
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

واقعا عااااالی بود👌زیبا ترین کتابی که تا به حال خوندم و خیلی از نویسنده عزیز ممنونم بخاطر این قدرت تخیل خوبشون😍ممنون از طاقچه که این قدر کتاب های خوب و با قیمت مناسب میزاره💖

۰
کارین(غرق در دنیای کتاب)♥︎•
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۲

عالی پنج ستاره براش کمه اینم بقیش ⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐

۰
رز کتاب خور
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۱

خیلی قشنگ بود اون قسمتش که هانسل و گرتل رفتن داخل خونه ی ایبی و جونا خیلی خیلی خیلی اعصابم خرد شد ولی خیلی عالی بود من 12 تا جلدش رو خوندم منتظر بقیه اش هستم از نویسنده هم خیلی...بیشتر

۰
♥💗🐞لیدی باگ🐞💗♥
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۲

عالیییییییییییییییه⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐🌹🌹🌹🌹💗💗💖💖

۰
Tannaz
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۱

بسیار عالی پیشنهاد میکنم حتما بخونید پشیمون نمیشود🦄💜

۰
قصه خیلی خوبی بود
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۷

من این داستان وخواندم و خیلی خوب هست 👌👌اما به زودی کارتنش رو تماشا می کنم .😍😍😍😍

۰
🌈maryaysa🌈
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۴

بی نظیر🎈 محشر🎈 هیجان انگیز🎈 هر چه قدر هم ستاره بهش بدم بازم براش کمه❤❤اصلا فکر نمی کردم که جلد هانسل و گرتلش خوب باشه ولی بعد از خوندنش، نظرم عوض شد📱😅😄👌

۰
Fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۲

باسلام کتاب هانسل وگرتل راجب دختری است که در زیر زمین خانه شان یک آیینه جادویی پیدا میکند که شب بدون اطلاع پدرومادرش در آن با کمک یک پری وارد قصه ها میشود وماجراجویی هایی برای انها اتفاق می افتد کتاب...بیشتر

۰
mohamad kian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۸

عالییییییی

۰
ketabi💕
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۵

نمیدونم دیگه چی بگم راجب این کتاب👏👏✌️✌️🤩🤩

۰
کاربر 11760220
۱۴۰۵/۰۲/۱۱

عالیییییی

۰
☘️نازنین مریم☘️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۵

کتاب خیلیییی هیجان انگیز و زیبایی بود 💖

۰
کاربر ۱۰۴۹۱۹۴۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۴

این کتاب علاوه بر خودش یه مجموعه عالیه که پنج ستاره هم کمشه انقدر این مجموعه داستان های بینظیر داره

۰

بریده‌هایی از کتاب

★ fatemeh ★
۶
هانسل و گرتل؛ این دوتا اسم همیشه باهم میاد؛ مثل کرهٔ بادوم‌زمینی و ژله.» جونا می‌گوید: «مثل سیب‌زمینی و سُس کچاپ... یا مثلاً کچاپ و هرچی.»
★ fatemeh ★
۶
گرتل می‌خندد. «خونه‌ای که از کیک ساخته شده باشه؟ این احمقانه‌ترین چیزیه که تا حالا شنیده‌م.» جونا می‌گوید: «نه، این خوش‌مزه‌ترین چیزیه که تا حالا شنیدی.»
Maryam
۳
من مثل رابین‌هود می‌شوم؛ از پولدارها می‌گیرم و به فقرا می‌دهم. از جادوگر می‌گیرم و به فقیرها می‌دهم.
Maryam
۳
بَه‌بَه! گل بود به سبزه نیز آراسته شد.
unikorn
۳
دوستش ندارم. با تشکر!»
★ fatemeh ★
۲
چقدر جالب می‌شود که با خودم یک تک‌شاخ به اسمیت‌ویل ببرم. می‌توانم تک‌شاخ را به‌عنوان حیوان خانگی نگه دارم. شاید رنگش صورتی باشد با یک شاخ درخشان. آن‌وقت همهٔ دوستانم به من حسودی می‌کنند.
rozhin
۱
«راستش نمی‌دونم واسه چی. همه‌ش می‌گفت وقتی می‌خوام حرف بزنم، باید دستم رو بالا ببرم. البته منم بهش گفتم این خیلی مسخره‌ست. کی وقتی می‌خواد حرف بزنه، دستش رو بالا می‌بره؟ حالا شاید آدم سرش رو بالا بگیره؛ ولی دستش رو نه. من که با دستم حرف نمی‌زنم!»
کاربر ۲۸۷۵۶۳۶
۰
من به چیزهایی که گفته‌ایم، فکر می‌کنم؛ همهٔ چیزهایی که ما داریم و آن‌ها ندارند. صورتم گُر می‌گیرد. او شوخی نمی‌کند؛ آن‌ها واقعاً فقیرند. توی قصهٔ اصلی گفته شده که هانسل و گرتل اگر روزی یک نان بخورند، شانس آورده‌اند. ما مثل بچه‌های لوسِ نُنُر رفتار کردیم. به شانهٔ برادرم می‌زنم.
کاربر ۲۸۷۵۶۳۶
۰
من به چیزهایی که گفته‌ایم، فکر می‌کنم؛ همهٔ چیزهایی که ما داریم و آن‌ها ندارند. صورتم گُر می‌گیرد. او شوخی نمی‌کند؛ آن‌ها واقعاً فقیرند. توی قصهٔ اصلی گفته شده که هانسل و گرتل اگر روزی یک نان بخورند، شانس آورده‌اند. ما مثل بچه‌های لوسِ نُنُر رفتار کردیم. به شانهٔ برادرم می‌زنم.
کاربر ۲۷۳۴۳۸۸
۰
می‌گویم: «خُب، بیاین به راهمون ادامه بدیم. شاید یه قلعه‌ای قصری چیزی ببینیم.» «یا یه لوبیای سحرآمیز.» می‌گویم: «یا یه لوبیای سحرآمیز! مطمئنم بالاخره یه چیزی می‌بینیم.» توی این شهرِ سبزیجات، بالاخره باید خانه‌ها و آدم‌هایی باشند. فلفل‌ها که خودبه‌خود سبز نشده‌اند. حتماً کسی آن‌ها را کاشته است. از صخره‌ای بالا می‌رویم و از بین درخت‌های زیادی رد می‌شویم. شازده به ناله‌کردن افتاده و جونا بغلش می‌کند. جونا می‌گوید: «اِیبی؟ اگه هیچ‌وقت راهمون رو پیدا نکنیم، چی می‌شه؟» می‌گویم: «هنوز که خیلی نگذشته. ما تازه یه ساعته اومدیم.» به ساعتم نگاه می‌کنم؛ ساعت ۲ نیمه‌شب به وقت اسمیت‌ویل است.
قصه‌ها عوض می‌شوند؛ جک و لوبیای سحرآمیز
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛‌ شنل قرمزی
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ پری دریایی
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ علاء الدین
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ ایبی در شهر از
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ دیو و دلبر
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ گیسو کمند
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ شاهزاده قورباغه
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ شاهزاده نخودفرنگی
سارا ملانسکی
قصه‌ ها عوض می شوند؛ ملکه برفی
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ زیبای خفته
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ ایبی در سرزمین عجایب
سارا ملانسکی
قرمزی؛ داستان (واقعاً) واقعی شنل قرمزی
لیسل شرتلیف
جادوی چپکی؛ جلد دوم
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ سیندرلا
سارا ملانسکی
جادوی چپکی؛ جلد سوم
سارا ملانسکی
جادوی چپکی؛ جلد چهارم
سارا ملانسکی
قصه ها عوض می شوند؛ سفیدبرفی
سارا ملانسکی
جادوی چپکی؛ جلد اول
سارا ملانسکی
به یک بابا و مامان مناسب نیازمندیم!
دیوید بَدیل