با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب من خنگ‌ترین دختر رو زمینم اثر رویا  هدایتی

کتاب من خنگ‌ترین دختر رو زمینم

نویسنده:رویا هدایتیانتشارات:گروه انتشاراتی ققنوسسال انتشار:۱۳۹۴تعداد صفحه‌ها:۱۳۵ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۸از ۲۸ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها۱۳۵ صفحه

دسته‌بندی
داستان کوتاه۱ مورد دیگر

معرفی کتاب من خنگ‌ترین دختر رو زمینم

رویا هدایتی( -۱۳۶۴)، نویسنده است. در یکی از داستان‌های این مجموعه داستان کوتاه به نام «گلابتون» می‌خوانیم: «سه ساعت دیرتر رسیدم سر کار. مدیرم اخماش تو همه، هنوز از دماغم خون می‌آد، دستمال گرفته‌م روش. چپ‌چپ نیگام می‌کنه. تو راه با یه عوضی دعوام شد. نمی‌دونم سر چی، ولی هم زدم هم خوردم. نعره کشیده بودم، داد زده بودم، فحش داده بودم... حالم بهتر شده بود. «علیک سلام آقای سعیدآقا! » «سلام آقای ساکتی... » «این چه سر و شکلیه؟! حسابی ترکوندی امروز... » «ای بابا... نه آقا آخه یه... » «دیر اومدی اینم سر و وضع لباسته! چه خبره آقاسعید، بگو ما هم بدونیم؟ » «هیچی به خدا آخه داشتم...» «چند وقته دل به کار نمی‌دی، دعوات شده امروز با کسی؟!»

نظرات کاربران

مـَه‌سـا
۱۳۹۸/۰۶/۲۲

یه کتاب با چهار داستانِ مختلف ! داستانایی که هرکدومِش آدمو درگیر میکنه و تهِش به پایانِ باز برمیخوریم. دو داستان اول خیلی بامزه و زیبا بود اما توی داستان های بعدی اونقدر حرف زدن های راوی با خودش ادامه پیدا میکنه

- بیشتر
مهدی محمدزاده
۱۳۹۸/۰۶/۲۰

سوالی دارم از دخترهای هموطنم;چرا از خواندن چنین کتابهایی با چنین اسامی که کاملا توهین به شعورتان هست و درواقع رواج دهنده این عبارت "خنگ" برایتان هست استقبال میکنید؟

Dayan
۱۳۹۷/۰۴/۱۲

من با خواندن نمونه ی این کتاب از خواندن نسخه ی کاملش صرف نظر کردم در این کتاب ادبیات مناسبی به کار برده نشده است 👎🏻👎🏻

سپیدار
۱۳۹۷/۰۳/۰۲

خیلی باحاله و خنده دار ولی کمی حالم به هم خورد

مهدیس رحمت خواه
۱۳۹۸/۰۸/۲۶

من خیلی از این کتاب خوشم آمد بسیار زیاد ولی یک سری حرف های زشت داشت که نویسنده باید دقت میکرد من همش دارم درس میخوانم و تو برنامه روزانه ام فقط روزی ۲ ساعت میتونم از درس بیام بیرون

- بیشتر
مروارید م
۱۳۹۸/۰۶/۱۹

عالییییه بخصوص نسخه ی صوتیش!آدمو خوشحال میکنه یه حس عجیبی به آدم منتقل میکنه ادبیاتش هم به نظرم بد نیس مگه حتما همیشه باید تو کتاب کلمات قلبمه سلمبه بخونیم اینکه ادبیات کتاب به زبون محاوره نوشته شده یه نکته مثبته

- بیشتر
🌠Fateme🌠
۱۳۹۵/۰۷/۰۱

چ داستانای دوم و سومش عجیب بود.ناتمومم بود😐

hanimani
۱۴۰۱/۰۷/۰۶

من نسخه صوتی رو گوش دادم چهار داستان که خووووب آدمو میبره تو فضای خودشون اخرشم پایان باز........ من زیاد طرفدار پایان باز نیستم... با وجود داستانای قشنگش و حس و حال خوبش..زیاد رضایتمو جلب نکرد

mirenda
۱۳۹۹/۰۷/۳۰

خوب نبود تقریبا یه جور توهین به دخترا بود

فاطمه
۱۳۹۵/۱۱/۰۶

فوق العاده و متفاوت بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۳۴)
برای مردن راه‌های بسیاری وجود دارد، اگر هنر دارید راهی برای زندگی کردن پیدا کنید و به من نیز بیاموزید.
مـَه‌سـا
اندازه شعور آدم که به تحصیلاتش نیست
ka'mya'b
خدا خیلی بزرگه. خیلی گنده‌س. اون دراز کشیده تو آسمون. اون خیلی بزرگه. لباساشم سفیده. اون دراز می‌کشه تو آسمون و شنا می‌کنه. همه آدما رو نگاه می‌کنه. بعد دستشو یهو دراز می‌کنه منو از تو حیاطمون با یه انگشتش برمی‌داره می‌بره اون دنیا تو یه زیرزمین، می‌ندازه منو تو یه بشکه که توش پر از آشغاله. بعد زیرِ بشکه رو آتیش روشن می‌کنه. من جزغاله می‌شم...
مـَه‌سـا
ثریا هم خنگه، هم خسیسه، هم چاخانه. می‌دُوَم وسط کوچه، بلند می‌خونم: «ثریا خره گاوِ منه، سوارش می‌شم رام می‌بره، تا دَم ایسگاه می‌بره. »
Haniyeh amini😄
چند بار خواستم تا ته انگشتمو بکنم تو دماغم، اما تا ته نمی‌رفت که.
سیّد جواد
یعنی چی وقتی به یه نفر می‌گیم «مرده‌شوربرده»؟ مثلاً یعنی یه عده می‌آن مرده‌شور آدمو با خودشون می‌برن؟ که اون مرده‌شور نتونه دیگه ما رو بشوره؟ خب یه نفر دیگه می‌شوره. این که فحش نیست پس. آهان... شاید یعنی مرده‌شور ما رو می‌آد می‌بره می‌شوره. مثلاً ما مردیم اونم می‌آد ما رو می‌بره می‌شوره. خب همه وقتی بمیرن مرده‌شور می‌آد می‌شورتشون. بازم فحش حساب نمی‌شه.
مـَه‌سـا
بابا ندارم. اون یه شب خوابید دیگه پا نشد. بابای من دستای خیلی بزرگ و پاهای خیلی گنده داشت. اون منو با دستای بزرگش بغل می‌کرد، هِی منو می‌برد پارک، هی می‌برد باغ‌وحش، هی منو همه‌جا می‌برد...
سیّد جواد
مامانم یه چیزی به خانوم سماباتی می‌گه، خانوم سماباتی هم بلند می‌گه: «نهههه! دختر خوبیه، فقط بعضی وقتا اصلاً حواسش تو کلاس نیست، یه‌کمی شیطونه دیگه، ایشالا تا سال بعد خانوم‌تر می‌شه. » تف می‌کنم رو زمین. خانوم سماباتی به من نگاه می‌کنه. من خودمو باسه‌ش می‌گیرم و رومو می‌کنم اون‌بَر. من از این خانوم سماباتی اصلاً خوشم نمی‌آد. اون از من بدش می‌آد.
سیّد جواد
مامانم می‌گه همه کارات یهوییه. تازه، شلبارمو هم خیس کردم. مامانم بازم منو می‌کشه. من تو دستشویی هم شلبارمو خیس می‌کنم. آخه وقتی اومدم تو این دستشویی، درو محکم بستم. ترسیدم. حالا دیگه باز نمی‌شه. همین یه دونه تمیز بود. تو بقیه‌شون دستشویی کرده بودن اما آب نریخته بودن. من می‌دونم اینا همه‌ش کار آقای مقیسه‌ایه. اون تو همه دستشوییا عَن می‌کنه بعدم آب نمی‌ریزه، تا همه بچه‌ها که می‌آن این‌جا مریض بشن بمیرن. خودم شنیدم یه بار که داشت این‌جاها رو می‌شست، گفت: «ایشالا همه‌تون از درد و مرض بمیرین راحت شیم. » اگه مامانم بفهمه گفتم «عَن» دوباره منو می‌کشه، اون هِی منو می‌کشه. حوصله‌م سر رفته.
سیّد جواد
برای مردن راه‌های بسیاری وجود دارد، اگر هنر دارید راهی برای زندگی کردن پیدا کنید و به من نیز بیاموزید.
ka'mya'b