معرفی و دانلود کتاب من خنگ‌ترین دختر رو زمینم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب من خنگ‌ترین دختر رو زمینم

کتاب من خنگ‌ترین دختر رو زمینم

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۲۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
رویا هدایتی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب من خنگ‌ترین دختر رو زمینم

رویا هدایتی( -۱۳۶۴)، نویسنده است. در یکی از داستان‌های این مجموعه داستان کوتاه به نام «گلابتون» می‌خوانیم: «سه ساعت دیرتر رسیدم سر کار. مدیرم اخماش تو همه، هنوز از دماغم خون می‌آد، دستمال گرفته‌م روش. چپ‌چپ نیگام می‌کنه. تو راه با یه عوضی دعوام شد. نمی‌دونم سر چی، ولی هم زدم هم خوردم. نعره کشیده بودم، داد زده بودم، فحش داده بودم... حالم بهتر شده بود. «علیک سلام آقای سعیدآقا! » «سلام آقای ساکتی... » «این چه سر و شکلیه؟! حسابی ترکوندی امروز... » «ای بابا... نه آقا آخه یه... » «دیر اومدی اینم سر و وضع لباسته! چه خبره آقاسعید، بگو ما هم بدونیم؟ » «هیچی به خدا آخه داشتم...» «چند وقته دل به کار نمی‌دی، دعوات شده امروز با کسی؟!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب من خنگ‌ترین دختر رو زمینم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمن خنگ‌ترین دختر رو زمینم
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهرویا هدایتی
انتشاراتگروه انتشاراتی ققنوس
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۷۶ مگابایت
شابک-۹۷۸-۶۰۰-۵۶۳۹-۵۰-۶
تعداد صفحه‌ها۱۳۵ صفحه
قیمت کتاب۱۰۲۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی من خنگ‌ترین دختر رو زمینم

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مـَه‌سـا
مطمئن نیستم.
۱۳۹۸/۰۶/۲۲

یه کتاب با چهار داستانِ مختلف ! داستانایی که هرکدومِش آدمو درگیر میکنه و تهِش به پایانِ باز برمیخوریم. دو داستان اول خیلی بامزه و زیبا بود اما توی داستان های بعدی اونقدر حرف زدن های راوی با خودش ادامه پیدا میکنه...بیشتر

۳۲
Dayan
۱۳۹۷/۰۴/۱۲

من با خواندن نمونه ی این کتاب از خواندن نسخه ی کاملش صرف نظر کردم در این کتاب ادبیات مناسبی به کار برده نشده است 👎🏻👎🏻

۳
سپیدار
۱۳۹۷/۰۳/۰۲

خیلی باحاله و خنده دار ولی کمی حالم به هم خورد

۲
hanimani
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۶

من نسخه صوتی رو گوش دادم چهار داستان که خووووب آدمو میبره تو فضای خودشون اخرشم پایان باز........ من زیاد طرفدار پایان باز نیستم... با وجود داستانای قشنگش و حس و حال خوبش..زیاد رضایتمو جلب نکرد

۰
hana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۳

عاشقشم همیشه که نباید با ادبیات و لحن کتابی داستان نوشت اگه جنبه ندارید نظر هم ندید این داستان کودکی همه رو زنده میکنه من عاشق داستان اول ، دوم و چهارم شدم سومی جالب نبود ولی درکل حتما پیشنهادش میکنم

۰
Mry.M
۱۳۹۸/۰۶/۱۹

عالییییه بخصوص نسخه ی صوتیش!آدمو خوشحال میکنه یه حس عجیبی به آدم منتقل میکنه ادبیاتش هم به نظرم بد نیس مگه حتما همیشه باید تو کتاب کلمات قلبمه سلمبه بخونیم اینکه ادبیات کتاب به زبون محاوره نوشته شده یه نکته مثبته...بیشتر

۲
🌠Fateme🌠
۱۳۹۵/۰۷/۰۱

چ داستانای دوم و سومش عجیب بود.ناتمومم بود😐

۰
کاربر ۳۴۸۸۵۹۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۶

نمیدونم چی بگم خیلی متفاوت بود من نصف شب این کتاب رو خوندم هی سرمو می کردم توی بالشت و می خندیدم تا کسی بیدار نشه خیلی خنده دار و باحال لود و بهتره کسی که جنبه داره بخونه😁😐🙄😂

۰
sepideh
۱۳۹۶/۱۱/۲۲

رمانه؟

۶
فاطمه
۱۳۹۵/۱۱/۰۶

فوق العاده و متفاوت بود

۰
🌻سپیده 🌻
۱۳۹۵/۱۱/۰۴

چند اپیزود و بسیار جذاب و خواندنی،من که خیلی لذت بردم.

۷
رامشک
۱۳۹۶/۱۱/۲۵

معمولی بود (:

۰
عطيه سادات
۱۳۹۵/۱۰/۰۸

خیلی زیبا بود. قلم نویسنده رو دوس داشتم. فقط کاش بعد از داستانهاش ما رو تو برزخ نمیگذاشت. البته سبک قلمشون اینطوره به نظرم نمیخاد بگه سرانجام آدما چی میشه فقط میخواد طرح مشکل کنه. زیباترین داستان قصه چهارم و...بیشتر

۰
مریم
۱۳۹۵/۰۷/۱۵

سلام کتب های خیلی قشنگی است.

۰
مینو ع
۱۳۹۵/۰۵/۲۷

خیلی زیبا بود یاد کلاس اولم افتادم👶👶

۱

بریده‌هایی از کتاب

مـَه‌سـا
۴۳
برای مردن راه‌های بسیاری وجود دارد، اگر هنر دارید راهی برای زندگی کردن پیدا کنید و به من نیز بیاموزید.
ka'mya'b
۳۷
اندازه شعور آدم که به تحصیلاتش نیست
مـَه‌سـا
۱۵
خدا خیلی بزرگه. خیلی گنده‌س. اون دراز کشیده تو آسمون. اون خیلی بزرگه. لباساشم سفیده. اون دراز می‌کشه تو آسمون و شنا می‌کنه. همه آدما رو نگاه می‌کنه. بعد دستشو یهو دراز می‌کنه منو از تو حیاطمون با یه انگشتش برمی‌داره می‌بره اون دنیا تو یه زیرزمین، می‌ندازه منو تو یه بشکه که توش پر از آشغاله. بعد زیرِ بشکه رو آتیش روشن می‌کنه. من جزغاله می‌شم...
Haniyeh amini😄
۱۵
ثریا هم خنگه، هم خسیسه، هم چاخانه. می‌دُوَم وسط کوچه، بلند می‌خونم: «ثریا خره گاوِ منه، سوارش می‌شم رام می‌بره، تا دَم ایسگاه می‌بره. »
سیّد جواد
۱۲
چند بار خواستم تا ته انگشتمو بکنم تو دماغم، اما تا ته نمی‌رفت که.
مـَه‌سـا
۱۱
یعنی چی وقتی به یه نفر می‌گیم «مرده‌شوربرده»؟ مثلاً یعنی یه عده می‌آن مرده‌شور آدمو با خودشون می‌برن؟ که اون مرده‌شور نتونه دیگه ما رو بشوره؟ خب یه نفر دیگه می‌شوره. این که فحش نیست پس. آهان... شاید یعنی مرده‌شور ما رو می‌آد می‌بره می‌شوره. مثلاً ما مردیم اونم می‌آد ما رو می‌بره می‌شوره. خب همه وقتی بمیرن مرده‌شور می‌آد می‌شورتشون. بازم فحش حساب نمی‌شه.
ka'mya'b
۱۰
برای مردن راه‌های بسیاری وجود دارد، اگر هنر دارید راهی برای زندگی کردن پیدا کنید و به من نیز بیاموزید.
سیّد جواد
۱۰
مامانم می‌گه همه کارات یهوییه. تازه، شلبارمو هم خیس کردم. مامانم بازم منو می‌کشه. من تو دستشویی هم شلبارمو خیس می‌کنم. آخه وقتی اومدم تو این دستشویی، درو محکم بستم. ترسیدم. حالا دیگه باز نمی‌شه. همین یه دونه تمیز بود. تو بقیه‌شون دستشویی کرده بودن اما آب نریخته بودن. من می‌دونم اینا همه‌ش کار آقای مقیسه‌ایه. اون تو همه دستشوییا عَن می‌کنه بعدم آب نمی‌ریزه، تا همه بچه‌ها که می‌آن این‌جا مریض بشن بمیرن. خودم شنیدم یه بار که داشت این‌جاها رو می‌شست، گفت: «ایشالا همه‌تون از درد و مرض بمیرین راحت شیم. » اگه مامانم بفهمه گفتم «عَن» دوباره منو می‌کشه، اون هِی منو می‌کشه. حوصله‌م سر رفته.
Haniyeh amini😄
۹
من موهام فرفریه. یکی از دندونای جلوییمم افتاده. مامانم می‌گه موش برده سالمشو برام بیاره. نمی‌ذارم مامانم موهامو شونه کنه
سپیده
۸
مامانم یه چیزی به خانوم سماباتی می‌گه، خانوم سماباتی هم بلند می‌گه: «نهههه! دختر خوبیه، فقط بعضی وقتا اصلاً حواسش تو کلاس نیست، یه‌کمی شیطونه دیگه، ایشالا تا سال بعد خانوم‌تر می‌شه. » تف می‌کنم رو زمین. خانوم سماباتی به من نگاه می‌کنه. من خودمو باسه‌ش می‌گیرم و رومو می‌کنم اون‌بَر. من از این خانوم سماباتی اصلاً خوشم نمی‌آد. اون از من بدش می‌آد. یه بار من تو کلاس یهو هبس آش کرده بودم. خانوم سماباتی داشت جمله‌سازی درس می‌داد. من خیلی هبس آش کرده بودم، گفته بودم: «خانوم، ما هبس آش کردیم. » خانوم سماباتی گچو انداخته بود پای تخته، اومده بود دست منو محکم گرفته بود و کشونده بود تا دم در. منو انداخته بود بیرون. من فک کرده بودم شاید می‌خواد بندازتم تو سیاهچال. بعد قلبم هُرّی ریخته بود پایین. ریخته بود تو شلبارم. شلبارم خیس شده بود.