
کتاب لویی آلتوسر
معرفی کتاب لویی آلتوسر
کتاب لویی آلتوسر (Louis Althusser)، نوشته وارن مونتاگ و ترجمه فواد حبیبی، در سال ۱۴۰۴ توسط گروه انتشاراتی ققنوس منتشر شده است. این کتاب بهسراغ زندگی فکری و مسیر نظری آلتوسر رفته و در پی آن است که جایگاه او را در میان فیلسوفان معاصر و سنت مارکسیستی بازخوانی کند. نویسنده باتکیهبر متون منتشرشده و آرشیوی آلتوسر، بهویژه نوشتههای متأخر او دربارهی ماتریالیسم تصادفی و فلسفهی مواجهه، تصویری پیچیدهتر از آنچه در خوانشهای رایج از او دیده میشود، ارائه کرده است. تمرکز اصلی اثر بر نسبت فلسفهی آلتوسر با سیاست، ادبیات، نظریهی ادبی و مناقشات مارکسیستی است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب لویی آلتوسر اثر وارن مونتاگ
کتاب لویی آلتوسر، به قلم وارن مونتاگ، اثری است که میکوشد از دل زندگی پرتنش و مسیر فکری آلتوسر، طرحی تازه از فلسفهی او و جایگاهش در تاریخ اندیشه ارائه کند. وارن مونتاگ در این کتاب نشان میدهد چگونه آلتوسر از فیلسوفی در مرکز محافل فکری پاریس به متفکری تنها، تبعیدی و خلاق در سالهای پایانی عمر بدل میشود و در همین دوره مفهوم ماتریالیسم تصادفی و فلسفهی مواجهه را صورتبندی میکند.
کتاب لویی آلتوسر در چند بخش پیوسته نوشته شده است. مترجم در پیشگفتار مفصل خود با عنوان «فراسوی تنهایی: گذشته همیشه برمیگردد»، زمینهای نظری و تاریخی برای ورود به متن اصلی فراهم کرده است. در این پیشگفتار، تنهایی آلتوسر در کنار تبعید ماکیاولی قرار میگیرد و از خلال این مقایسه، ایدهی جریان زیرزمینی در تاریخ فلسفه و نسبت ضرورت و تصادف برجسته میشود. در «پیشدرآمد: چرا امروزه باید آلتوسر بخوانیم؟»، جایگاه آلتوسر در میان معاصرانش مانند فوکو، دریدا، دلوز و لاکان بررسی میشود. وارن مونتاگ در ادامه به مناقشات گسترده پیرامون آلتوسر، از حملات رانسییر و تامپسون تا خوانشهای مارک لیلا، کریستوفر هیچنز و تونی جات، میپردازد و نشان میدهد چگونه آثار آلتوسر، با وجود این حجم مخالفت، همچنان شبحوار در صحنهی نظری حاضر است.
خلاصه کتاب لویی آلتوسر
کتاب لویی آلتوسر بهجای ارائهی زندگینامهای خطی، از دل مناقشات نظری و سیاسی، چهرهای چندلایه از آلتوسر ترسیم میکند. محور اصلی کتاب این است که فلسفهی آلتوسر را باید بهمثابه مداخلهای در مبارزهی طبقاتی در ساحت نظریه فهمید، نه صرفاً دستگاهی مفهومی. وارن مونتاگ نشان میدهد که چگونه آلتوسر با طرح مفاهیمی مانند خوانش سیمپتوماتیک، ایدئولوژی و دستگاههای ایدئولوژیک دولت و سپس ماتریالیسم تصادفی، بهدنبال فهم جهانی بود که در آن ضرورت تاریخی از دل مواجهههای شانسی و تکین سر بر میآورد.
کتاب لویی آلتوسر همچنین به نسبت فلسفهی او با ادبیات و نظریهی ادبی میپردازد ـ از نقش ماشری و ایگلتون تا نقدهای جیمسون ـ و نشان میدهد چگونه بحثهایی مثل ساختار، سوژه، خاستگاه و پایان، در مرکز کشمکشهای فکری پیرامون آلتوسر قرار گرفتهاند.
چرا باید کتاب لویی آلتوسر را بخوانیم؟
کتاب لویی آلتوسر امکان مواجههای دوباره با متفکری را فراهم کرده است که اغلب از خلال کلیشهها و داوریهای شتابزده شناخته میشود. این کتاب نشان میدهد که چگونه میتوان از دل تنهایی، تبعید و شکستهای سیاسی، به فلسفهای دربارهی مواجهه، تصادف و گسست رسید و درعینحال نسبت این فلسفه را با ادبیات، نقد ایدئولوژی و سیاست معاصر بازاندیشی کرد.
خواندن کتاب لویی آلتوسر را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب لویی آلتوسر به کسانی پیشنهاد میشود که به فلسفهی معاصر، مارکسیسم، نظریهی ادبی و مباحث ایدئولوژی علاقهمند هستند. همچنین به پژوهشگران و دانشجویانی پیشنهاد میشود که بهدنبال فهم آلتوسر، فوکو، دریدا، دلوز یا سنتهای مارکسیسم فرانسوی و درکی تاریخیتر و پیچیدهتر از این اتصال نظری هستند.
درباره وارن مونتاگ
وارن مونتاگ، متولد ۲۱ مارس ۱۹۵۲، پژوهشگر و استاد آمریکایی ادبیات انگلیسی است که در کالج اکسیدنتال در لسآنجلس تدریس میکند. او بیشتر با پژوهشهایش دربارهی نظریهی فرانسوی قرن بیستم، بهویژه اندیشههای لویی آلتوسر و حلقهی فکری پیرامون او، شناخته میشود. مونتاگ همچنین مطالعات گستردهای دربارهی فیلسوفانی چون اسپینوزا، جان لاک و توماس هابز انجام داده است.
بخش مهمی از آثار مونتاگ به بررسی خاستگاهها و تناقضهای درونی لیبرالیسم سیاسی و فردگرایی اختصاص دارد. او با الهام از ایدههای اتین بالیبار نشان داده است که نوعی هراس از تودهها یا کثرت مردم در متون کلاسیک اندیشهی لیبرالی سدهی هفدهم وجود دارد. مونتاگ در سالهای اخیر، پژوهشهای خود را بر شکلگیری مفهوم بازار در آثار آدام اسمیت متمرکز کرده است.
او مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی دریافت کرد و سپس کارشناسی ارشد و دکترای خود را در دانشگاه کلرمونت گذراند. مونتاگ بسیاری از مقالههای آلتوسر را ترجمه کرده و بیش از ۴۰ مقالهی علمی نوشته است.
درباره لویی آلتوسر
لویی آلتوسر در ۱۶ اکتبر ۱۹۱۸ در الجزایر متولد شد و در ۲۲ اکتبر ۱۹۹۰ درگذشت. او فیلسوف مارکسیست فرانسوی و از چهرههای برجستهی حزب کمونیست فرانسه بود که آثار و نظریههایش تأثیر مهمی بر اندیشهی سیاسی و اجتماعی قرن بیستم گذاشت. آلتوسر در برابر جریانهایی مانند مارکسیسم انسانگرایانهی مکتب فرانکفورت موضع گرفت، زیرا معتقد بود این دیدگاهها بنیان نظری مارکسیسم را تضعیف میکنند. او را معمولاً از مهمترین نظریهپردازان مارکسیسم ساختارگرا میدانند که نقش مهمی در گسترش مفهوم ایدئولوژی در اندیشهی مارکسیستی داشت.
آلتوسر با الهام از اندیشههای مارکس، بر این باور بود که هر نظام اجتماعی برای ادامهی حیات خود باید شرایط و روابط تولید را بازتولید کند. از نظر او، جامعه تنها با تولید کالا و ثروت پایدار نمیماند، بلکه باید نیروهای تولید و روابط تولیدی موجود را نیز حفظ و بازسازی کند. او میان بازتولید نیروهای تولید و بازتولید روابط تولید تفاوت قائل میشد و در همین چهارچوب، نهادهای دولتی را به دو دستهی دستگاههای سرکوبگر دولت و دستگاههای ایدئولوژیک دولت تقسیم میکرد. به اعتقاد او، نهادهایی مانند مدرسه، خانواده، رسانه و دین از طریق ایدئولوژی در حفظ نظم اجتماعی و تداوم ساختارهای قدرت نقش دارند.
آلتوسر همچنین دیدگاهی ضداومانیستی داشت و باور داشت انسانها کاملاً آزاد و مختار نیستند، بلکه رفتار و اندیشهی آنها تحتتأثیر نیروهای تاریخی، ساختارهای اجتماعی و مبارزهی طبقاتی شکل میگیرد. همین نگاهْ او را به یکی از تأثیرگذارترین متفکران مارکسیست سدهی بیستم تبدیل کرد.
بخشی از کتاب لویی آلتوسر
«لویی آلتوسر نهتنها در تنهایی درگذشت، بلکه سالهای پایانی عمرش را نیز در تنهایی گذراند. صد البته، در پی قتل همسرش، و همچنین به سبب آن فرمی از تنهایی که خودش آن را شرط تأسیس هر دولت/ وضعیت جدید میدانست: «برای خلق نیروهای مسلحِ لازم جهت هر نوع سیاستی، برای وضع قوانین اولیه، برای طراحی و حفاظت از بنیانها.» فیلسوف، مبارز و روشنفکری که بیش از سه دهه در کانون داغترین محافل فکری و سیاسی در پاریس ِ پس از جنگ جهانی دوم حضور فعال داشت، اندکزمانی پس از نظریهپردازی «تنهایی» به مثابه شرط تأسیس امر نو نزد عزیزترین متفکر دوران تنهایی نهاییاش، نیکولو ماکیاولی، خود نیز به ورطه چنین آزمونی افکنده شد. و درست در همین دوره بود که سرانجام موفق به ساختن چیزی شبیه فلسفه خاص خودش شد: ماتریالیسم تصادفی؛ فلسفهای که در عین تأکید بر نقش نیروها و عوامل تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در تعینبخشی چندوجهی به پدیدهها، برای عنصر تصادف و شانس نیز جایگاه مهم و تعیینکنندهای قایل است.»
حجم
۲۹۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸۸ صفحه
حجم
۲۹۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸۸ صفحه