با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
اقیانوسی در ذهن

دانلود و خرید کتاب اقیانوسی در ذهن

۴٫۵ از ۱۹ نظر
۴٫۵ از ۱۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب اقیانوسی در ذهن  نوشته  کلر وندرپول  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب اقیانوسی در ذهن

اقیانوسی در ذهن رمانی نوجوانانه نوشته کلر وندرپول است. این کتاب ماجرای پسری را روایت می‌کند که با سفری بیرونی به تحولی درونی می‌رسد و نگاهش به زندگی متحول می‌شود.

 درباره کتاب اقیانوسی در ذهن

 اقیانوسی در ذهن ماجرای جک را روایت می‌کند. پسری که مادرش را به تازگی از دست داده  و پدرش هم تازه از جنگ برگشته است. او نمی‌تواند خیلی با پدرش صمیمی شود. پدر، اسم جک را در یک مدرسه شبانه‌روزی در یک شهر ساحلی می‌نویسد؛ اما جک در مدرسه هم بدبیاری‌های زیادی می‌آورد و حتی یک بار نزدیک است غرق شود چون قایقرانی‌اش اصلا خوب نیست. این ماجراها جک را بیش از پیش حساس می‌کند تا این که با پسری به اسم ارلی آشنا می‌شود که از نظرش عجیب‌ترین دانش‌آموز مدرسه است. به ارلی گفته شده برادرش در جنگ کشته شده است اما ارلی این خبر را باور ندارد. او قصد دارد به جستجوی برادرش برود. جک در این سفر با ارلی همراه می‌شود تا ماجراهای زیاد دیگری را در راه تحول درونی از سر بگذراند. این سفر جک را به فرد دیگری تبدیل می‌کند.

 خواندن کتاب اقیانوسی در ذهن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 نوجوانان علاقه مند به ادبیات داستانی مخاطبان این رمان‌اند.

 بخشی از کتاب اقیانوسی در ذهن

وقتی پایم را گذاشتم توی غذاخوری، نصیحت آقای مدیر دربارهٔ گروهی نشستن یادم آمد.

هرچند که ترجیح می‌دادم با خودم تنها باشم، ولی رفتم توی صف ناهار، سینی غذا را که رولت گوشت و نخودفرنگی و یک ژله با تکه‌های موز بود، برداشتم و بعد هم دلم را زدم به دریا و راه افتادم به طرف میز پسرهایی که سر چندتا از کلاس‌ها دیده بودمشان.

یکی از پسرها ـ یعنی سَم فینی چاق ـ بدون این‌که حرفش را قطع کند، جابه‌جا شد. «هر کی فکر می‌کنه کرجی از بادبانی تندتر می‌ره، احمقه! بذار از این پسر جدیده بپرسیم... بِیکر، کرجی تندتر می‌ره یا بادبانی؟»

اصلاً نمی‌دانستم دارند دربارهٔ چه حرف می‌زنند، به خاطر همین هم اَمن‌ترین راه را انتخاب کردم. شانه‌هایم را بالا انداختم و گفتم: «کله به کلهٔ همدیگه هستن!»

رابی دین پرسید: «پارویی چی؟ تو می‌گی پارویی بهتره یا بادبانی یا کرجی؟»

گفتم: «خب می‌دونی... معمولاً بادبانی یا پارویی، ولی کرجی برای وقتاییه که مجبوری.»

همین‌طور ساکت به من نگاه می‌کردند. مطمئنم از حرف‌هایم سر درنیاورده بودند. وقتی پرستون تاونزِند گفت خب، چی تو رو به ساحل مِین کشونده، از شیوهٔ پرسیدنش حدس زدم احتمالاً پدرش به جای این‌که فرماندار باشد، وکیل است.

حس کردم صورتم گُر گرفته و بعد همچین جواب بی‌مزه‌ای بهش دادم: «فکر کنم برای تغییر منظرهٔ دوروبَرم.»

سَم گفت: «شنیدم کانزاس از بس زمین صاف داره، از هر طرف می‌تونی مسیر ایالتای دیگه رو ببینی. راسته یا دروغ؟»

جواب دادم: «نمی‌دونم. از بس گندمزار مواج و غروب دل‌انگیز برای دیدن هست، ما زیاد به خودمون زحمت نمی‌دیم به دورتر نگاه کنیم.» خوب جلویش درآمده بودم، اما نمی‌توانستم تا اَبَد طفره بروم. اگر یک سؤال دیگر ازم می‌پرسیدند، احتمالاً شیر از توی دهانم می‌پاشید بیرون یا عرق می‌کردم و معلوم می‌شد عصبی هستم. فوری تصمیم گرفتم توجه بچه‌ها را به عجایب یک نفر دیگر جلب کنم، برای همین پرسیدم: «راستی اون پسره چرا خودشو به هیچ‌کس نشون نمی‌ده؟»

پرستون گفت: «اِرلی اودِن؟ چیزِ زیادی برای تعریف‌کردن نیست... پدرش که عضو هیئت‌مدیرهٔ این‌جا بوده، سکتهٔ قلبی کرده و مُرده؛ برای همین مجانی ثبت نامش کردن. فقط کلاسایی رو که دلش بخواد میاد. وقتی هم که میاد، اگه معلم یه‌چیزی بگه که اون دوست نداره، از کلاس می‌زنه بیرون. اون‌قدر عجیب‌وغریبه که کسی کاری بهش نداره.»

سَم با صدای جیغ‌جیغی‌اش ادامه داد: «آره بابا! پارسال از کلاس زیست‌شناسی زد بیرون و دیگه برنگشت؛ فقط چون آقای نِلسون گفته بود توی مِین مار سمّی وجود نداره. اِرلی اصرار کرد هنوز توی بخشای شمالی مار زنگی وجود داره، بعدشم رفت بیرون.»

پرسیدم: «خب از کجا این‌قدر مطمئنه که اون‌جا مار زنگی هست؟»


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
maryam
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

بسیااار زیبا از بهترین کتابامه😍⚘در دهه ۱۹۴۰ و داستان اول شخص یه پسر بچه که مادرشو از دست داده و پدرشم اخلاق نظامی و سردی داره...پس از مرگ مادر به ایالت مین میره در یک مدرسه ی شبانه روزی تا

- بیشتر
Raya
۱۳۹۹/۱۲/۰۱

داستانی جذاب و دلنشین! کتاب حول زندگی جکی، که به تازگی مادرش رو از دست داده و ناراحتی و غم این اتفاق همچنان همراهشه و ارلی اودن، عجیب ترینِ پسرها هست. اون ها هر دو توی یه مدرسه ی شبانه روزی درس

- بیشتر
ستایش
۱۳۹۹/۱۲/۱۵

عالی بود❤️

horen~
۱۴۰۰/۰۱/۲۸

فضا معرکس و اینکه بازی ریاضیو یه جوری در آورده که حس های عجیب مونو با ریاضی توجیه کنیم ... در کل یکی از عزیزانم پیشنهاد کرده بود و عالیع

pouyan hamezadeh
۱۳۹۹/۰۹/۱۹

کتاب بسیار عالیی هست من که تحت تاثیر فضا سازیش قرار گرفتم کتاب واقعا فوق العاده ای هست حتما توصیه میشه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
صبحگاهی در یک شنبهٔ مه‌آلود، بیدار شدم.
seta
کدومش مهم‌تره؟ جست‌وجو یا پیداکردن؟
vania
یک سؤال نیز برایش به وجود آورد: چرا؟
vania
من ترجیح می‌دم دیوونه باشم، چون می‌تونی دیوونه باشی و بازم خوش‌حال باشی.
vania
من هم یک کاغذ می‌زنم به دیوار اتاقم؛ نقاشی صُوَر فلکی خودم با ستاره‌هایی به نام‌های پدر، گونار، خانمِ بی، فیشر، مارتین، خانم یوهانسون، اِرلی و من، یعنی جکی بِیکر. بعد با یک مداد قرمز، تمام ستاره‌ها را به هم وصل می‌کنم تا شکل یک فنجان چای گُل‌قرمز از کار دربیاید که زیاد هم تصادفی نیست.
YAZAIKHRA
«عشق یک مادر خیلی قوی است.
vania
این ذات گُم‌شدن بود؛ این‌که آزاد هستی همه‌جا بروی، اما واقعاً نمی‌دانی همه‌جا کجاست.
vania

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۱۱۱-۷۲-۶
تعداد صفحات۲۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۱۱۱-۷۲-۶