
کتاب جماعت بازندگان
معرفی کتاب جماعت بازندگان
کتاب جماعت بازندگان (در ستایش شکست؛ ۳) نوشتهی کاستیکا براداتان و با ترجمهی کیوان سررشته، سومین جلد از مجموعهی چهارجلدی «در ستایش شکست» است که نشر اطراف آن را منتشر کرده است. این مجموعه به بررسی مفهوم شکست در ابعاد مختلف زندگی انسان میپردازد و تلاش میکند از زاویهای متفاوت به پیامدهای شکست نگاه کند. جماعت بازندگان بهطور ویژه به حلقهی شکست اجتماعی میپردازد و با تکیهبر زندگی و اندیشههای امیل چوران و جورج اورول، نقش بازندگان و جایگاه شکستخوردگان را در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی بررسی میکند. این کتاب با روایت خردهقصهها و تحلیلهای فلسفی، مخاطب را به تأمل دربارهی جایگاه خود در نظامهای رقابتی و سلسلهمراتبی جامعه دعوت میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جماعت بازندگان
کتاب جماعت بازندگان با تمرکز بر مفهوم شکست اجتماعی، به بررسی نقش بازندگان در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی میپردازد. کاستیکا براداتان، نویسندهی این اثر، با عبور از کلیشههای رایج دربارهی شکست، آن را نه صرفاً پلهای برای موفقیت، بلکه تجربهای ارزشمند و حتی شفابخش میداند که میتواند جایگاه واقعی انسان را در جهان به او نشان دهد. این کتاب با الهام از زندگی و افکار امیل چوران و جورج اورول، به تحلیل چگونگی شکلگیری بازندگان در جامعه و تأثیر سلسلهمراتب و رقابتهای اجتماعی بر هویت فردی و جمعی میپردازد. جماعت بازندگان سومین جلد از مجموعهای است که شکست را در چهار ساحت فیزیکی، سیاسی، اجتماعی و وجودی بررسی میکند و در این جلد، حلقهی شکست اجتماعی محور بحث قرار گرفته است. ساختار کتاب بر پایهی روایت خردهقصهها و تحلیلهای فلسفی استوار است و تلاش کرده با نگاهی انتقادی، نقش بازندگان را در پایداری و تداوم نظم اجتماعی به تصویر بکشد. براداتان با پرهیز از نگاه کالایی به شکست، آن را فرصتی برای فروتنی و بازاندیشی در ارزشهای فردی و اجتماعی معرفی کرده است.
خلاصه کتاب جماعت بازندگان
کتاب جماعت بازندگان با محوریت شکست اجتماعی، به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه جوامع مدرن با ایجاد سلسلهمراتب و رتبهبندی، بازندگان را تولید و بازتولید میکنند. براداتان با تکیهبر زندگی و آثار امیل چوران، فیلسوف رومانیایی-فرانسوی، و جورج اورول، نویسنده و منتقد انگلیسی، نشان میدهد که شکست نهتنها یک تجربهی فردی، بلکه پدیدهای جمعی و ساختاری است. در این کتاب، شکست اجتماعی بهعنوان حلقهای تنگتر از شکست سیاسی و فیزیکی معرفی شده که همهی افراد جامعه را درگیر میکند و هیچکس از آن مصون نیست. براداتان توضیح میدهد که در نظامهای سرمایهداری و جوامع مدرن، موفقیت و شکست به هویت افراد گره خورده و بازنده بودن به نوعی نفرین هستیشناختی تبدیل شده است. او با تحلیل تاریخی و فلسفی، ریشههای این نگرش را در آموزههای مذهبی و ساختارهای اجتماعی جستوجو میکند و نشان میدهد که تمایزگذاری میان برنده و بازنده، نهتنها برای نظم اجتماعی ضروری تلقی میشود، بلکه به شکلگیری هویت فردی و جمعی نیز جهت میدهد. روایتهایی از زندگی چوران و اورول، تجربهی زیستهی شکست، فقر، بیعملی و حاشیهنشینی را بهعنوان راههایی برای مقاومت در برابر نظامهای سلسلهمراتبی و بازاندیشی در ارزشهای رایج جامعه مطرح میکند. در نهایت، کتاب جماعت بازندگان شکست را نه صرفاً یک ناکامی، بلکه فرصتی برای فروتنی، خودشناسی و بازتعریف معنای زندگی میداند.
چرا باید کتاب جماعت بازندگان را بخوانیم؟
کتاب جماعت بازندگان با رویکردی متفاوت به مسئلهی شکست، فرصتی برای بازنگری در ارزشهای فردی و اجتماعی فراهم میکند. این اثر با تحلیل فلسفی و روایت خردهقصهها، نشان میدهد که شکست میتواند راهی برای شناخت جایگاه واقعی انسان و رهایی از توهم موفقیت باشد. براداتان با بررسی زندگی و اندیشههای چوران و اورول، به مخاطب کمک میکند تا نسبت خود را با ساختارهای رقابتی و سلسلهمراتبی جامعه بازتعریف کند و به اهمیت فروتنی و پذیرش شکست بهعنوان بخشی از تجربهی انسانی پی ببرد. این کتاب برای کسانی که به دنبال درک عمیقتری از مفهوم شکست و پیامدهای آن در زندگی فردی و جمعی هستند، دریچهای تازه میگشاید و امکان تأمل دربارهی هویت، ارزشها و معنای زندگی را فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی فهم جایگاه خود در ساختارهای اجتماعی، تجربهی شکست، اضطراب ناشی از رقابت و تمایزگذاری، یا علاقه به فلسفهی زندگی و اندیشههای انتقادی دربارهی موفقیت و شکست دارند. همچنین برای علاقهمندان به آثار چوران، اورول و مباحث جامعهشناسی و فلسفهی معاصر مناسب است.
بخشی از کتاب جماعت بازندگان
«بازنده یعنی نهایتِ شکست اجتماعی. شیوهٔ اجتماع در ساختن و پرداختن بازندگان و شکستخوردگان ابداً معصومانه نیست. به من بگو تعریفت از شکست اجتماعی چیست تا من برایت چیزهایی دربارهٔ خودت بگویم؛ چیزهایی دربارهٔ بزرگترین رؤیاها و بدترین ترسهایت. ما آمریکاییها در ساخت و پرداخت بازندهها مهارت زیاد و خاصی داریم؛ یک جورهایی صنعت ملیمان است. بازندهها انگار وصلهٔ جدانشدنیِ رؤیای آمریکاییاند؛ آن سویهٔ تاریک، زشت و خجالتآورش. آرتور میلر، نویسندهای که نمایشنامهٔ مرگ فروشندهاش را میتوان سرودی در وصف قلمروِ بازندگی در نظر گرفت، در مصاحبهای در اواخر عمرش گفته که دلمشغولیِ وسواسگونهٔ آمریکا به موفقیت چگونه فقط هزینهٔ بالای شکست اجتماعی را برجستهتر میکند. میلر میگوید «مردم عاشق آدمهای موفق میشوند چون آنها یک جور فرمول جادویی برای پس زدن ناکامی دارند، برای پس زدن مرگ. این بیرحمانهترین شکل تصورپذیرِ نگاه به زندگی است چون هر کسی را که این انتظارات را برآورده نکند، دور میاندازد. میخواهد نابودش کند... نوعی محکومیت اخلاقی تمامنشدنی. به صلاح نیست نزدیک چنین شکستخوردهای باشی.» به صلاح نیست اطراف آدم بازنده باشی و با این حال، موفقیتِ تو در غیاب شکستِ همپای آدم بازنده معنایش را از دست میدهد.»
حجم
۲۸۱٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۱ صفحه
حجم
۲۸۱٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۱ صفحه