معرفی و دانلود کتاب هفته‌ چهل و چند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب هفته‌ چهل و چند
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب هفته‌ چهل و چند

بیست روایت از مادری در همین روزها

نوع کتاب
۴.۲(از ۲۵۳ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب هفته‌ چهل و چند

کتاب هفته‌ چهل و چند در نشر اطراف چاپ شده است. «هفته‌ چهل و چند؛ بیست روایت از مادری در همین روزها» بیست ناداستان یا روایت دربارهٔ مادری، هراس‌ها، دل‌مشغولی‌ها و شیرینی‌های این دوران، به قلم بیست نویسندهٔ زن ایرانی است.

درباره کتاب هفته‌ چهل و چند

در کتاب هفته‌ چهل و چند شما با دغدغه‌ها و تجارب مادرهایی با سبک زندگی‌ و دیدگاه‌های متفاوت آشنا می‌شوید و تصویری دقیق و زنده از تجربهٔ فرزندپروری آنان را می‌بینید. مادرهای این مجموعه که زنانی تحصیل‌کرده در مکان‌های مختلف و در رشته‌های مختلف‌اند، دغدغه‌های مادرانهٔ خود را روایاتی شیرین و خواندنی کرده‌اند که بسیار لطیف و دلنشین است. هدف این اثر آموزش شیوه‌های تربیت فرزند یا معرفی کردن الگوی «مادر نمونه» نیست بلکه هریک از این روایت‌ها بیانگر شخصیت زنی مستقل با هویت انسانی و برداشت‌های ذهنی خاص خود است که سبکی از مادرانگی را در پیش گرفته‌اند. ارتباطی ظریف و عاشقانه میان دو انسان متفاوت که تکرارناپذیر است. ارتباطی که شاید گویای این حقیقت باشد که زنان پیش و بیش از داشتن هر نقش دیگری در زندگی‌شان، مادرند.

اسامی نویسندگان این اثر مادرانه عبارت‌اند از: آصفه آصف‌پور، فاطمه ابوترابیان، امیلی امرایی، زینب بحرینی، شهلا بهادری، فاطمه جناب اصفهانی، نیره حاتمی‌کیا، فاطمه حجوانی، رضوان خرمیان، فاطمه ستوده، سوده شبیری، فاطمه صالحی، نرگس عزیزی، مریم فردی، زهرا کاردانی، ضحی کاظمی، نورالهدی ماه‌پری، منصوره مصطفی‌زاده، نسیبه میرباقر، مرجان هاشمی

کتاب هفته‌ چهل و چند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به مطالعهٔ موضوعاتی دربارهٔ تجربهٔ مادری و دوستداران ناداستان پیشنهاد می‌شود. «ناداستان» روایتی است که مبنایی واقعی دارد و هدفش یا بیان تجارب و واقعیات زندگی به منظور افشای حقیقت یا شریک شدن دریافت و ادراکی از زندگی با دیگران است.

بخشی از کتاب هفته‌ چهل و چند

«واضح بود که سخت است. تصمیم راحتی نبود. تصمیم به داشتن دو فرزند با فاصلهٔ سنی کمتر از دو سال، دست‌تنها، با درس و مشق و دانشگاه و دور از ایران تصمیم راحتی نبود. باید از پسش بر می‌آمدم. به درستیِ این تصمیم برای زندگی‌ام باور داشتم. مطمئن بودم اگر برنامه‌ریزی داشته باشم، کفهٔ لذت را سنگین‌تر از سختی‌هایش می‌کنم.

چند سال کار کردن در شرکت‌های نفتی کانادایی قاعده‌مندم کرده بود. وقتی رشتهٔ کامپیوتر را که به زورِ برادر بزرگ‌تر خوانده بودم با دل پر گذاشتم کنار و رفتم سروقت رشتهٔ دیگری، همه چیز منظم‌تر شد. درس‌های مدیریت و سازماندهی و منابع انسانی ساعت‌های زندگی را دقیق‌تر کرد. خرده‌ریزه‌های پراکنده توی کابینت‌ها و دراورها کشیده شد توی باکس‌های منظم و چارچوب‌دار. همه چیز شکل و فرم و برنامه گرفت. از نصب یک قاب روی دیوار گرفته تا برنامهٔ روزانهٔ سوفیا. هفته‌ای یکی دو بار توی راه برگشت از دانشگاه به خانه سر ماشین را کج می‌کردم و از فروشگاه یک دلاری که هیچ چیزش یک دلار نبود با چند تا جعبهٔ مرتب و منظم می‌آمدم خانه. وسایل اتاق سوفیا در سبدها و باکس‌های رنگی. خنزرپنزرها در جعبه‌های تک‌رنگ.

بعضی وقت‌ها هم می‌دیدم که دارم از آن‌ور بوم می‌افتم. مادرم از ایران آمده بود و قدم روی چشم‌هایمان گذاشته بود. کمردرد بعد از عمل جراحی را به هیچ گرفته بود. نشسته بود توی هواپیما و از ایران تا کلگری و از کلگری تا لندن پرواز کرده بود. هر چه برادرها و خواهر اصرارش کرده بودند که این راه طولانی برای سلامتی‌اش خوب نیست، به نفی سر تکان داده بود که "نه! دخترم دست‌تنهاس. با یک بچهٔ کوچیک و یک بچه توی شکم... اگه نذارید، پیاده می‌رم." از ایران تا کانادا پیاده نمی‌شد اما مادر حجت را بر همه تمام کرده بود.» 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب هفته‌ چهل و چند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:هفته‌ چهل و چند
عنوان دیگر:بیست روایت از مادری در همین روزها
موضوع:داستان کوتاه، خاطرات، داستان ایرانی
نویسنده:فاطمه ستوده، آمنه آصف پور، فاطمه حجوانی
انتشارات:نشر اطراف
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۴۱ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۹۸۰۱۹-۵-۴
تعداد صفحه‌ها:۲۷۸ صفحه
قیمت کتاب:۵۲۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

nadia goodarzi
۱۳۹۸/۰۲/۰۴

سلام دوستان، بنده ی نظری دارم هر روز طاقچه چند تا کتاب رو تو نظر سنجی بذاره و هر کدوم بیشتر رای آورد، رایگان قرار بده.

۶
نسیم
۱۳۹۸/۰۹/۲۱

تا قبل از خوندن کتاب فکر میکردم فقط خودم هستم که با اومدن پسرم همه ی محاسباتم به هم ریخته ولی بعد از خوندن تجربیات بقیه مامانا فهمیدم کلا نی نی کوچولوهای دوست داشتنی میان که دنیات رو عوض کنن...بیشتر

۷
Malihe Saeidi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۰

به چشم من، تماشا نجات دهنده ست؛ و این کتاب فرصتیه برای تماشای مادرهای امروز؛ شباهتشون در تفاوت هایی که دارن! اینکه مثل همه ی چیزهای دیگر زندگی، نمی شه نسخه ی واحدی برای یه کاراکتر پیچید. در مسیر رشد، تنها...بیشتر

۰
fahime
۱۳۹۷/۱۱/۱۸

من چهار تا از روایت‌ها رو پسندیدم: سومی، بذارم برم و دو تای آخر. در کل مجموعه‌ی در خور توجهیه. اما جای خالی روایت‌های پدرانه به شدت احساس می‌شه. بعد هم اینکه تقریبا تمامی مادرهای این کتاب متعلق به یک طبقه‌ی...بیشتر

۴
Mahdi Hoseinirad
۱۳۹۷/۱۱/۰۶

یک عاشقانه مادرانه که من به پدرها هم توصیه می کنم بخوننش ؛ خوشحالم بالاخره دوستان طاقچه به یکی از پیشنهاد های من گوش کردند 😀

۱
عرفانه
۱۳۹۸/۰۲/۲۴

این کتاب فوق العادست..همسرم در دوره بارداریم برام هدیه گرفتن و روزهای پایان بارداری رو خیلی برام دلچسب‌تر کرد. به همه‌ی تازه مادرها، بالاخص در دوره‌ی بارداری پیشنهاد میکنم این کتاب رو مطالعه کنند تا با روایت‌های مادرهای مختلف آشنا...بیشتر

۳
آیه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۱۰

کتاب دوس داشتنیم تموم شد (روایت داستان هایی از مادران و نحوه برخورد و زندگی با فرزندشون) بچه ها، واقعا دوست داشتنی هستند برای کسانی که مثل من، عاشق بچه ها هستند.... خوندن این کتاب، لذت بخشه.... 🛑البته برای پدر و مادر هایی...بیشتر

۰
shima mahdavi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۴

همسر کادو داد . همون داستان اولش منو یاد سفر قطار گردشگری تهران _شمال انداخت که رفته بودیم و یکی از همسفر ها بهم گفته بود بچت حتما مارکوپولو میشه ! ۶ ماهه بارداری تقریبا تموم شده بود رفته بودیم قطارگردی...بیشتر

۰
mdp
۱۳۹۸/۰۳/۰۷

واقععععا عالی . همه خانم هایی که مجردن ولی دوست دارن بعد ازدواجشون بچه هاشونو به بهترین نحو تربیت کنن.یا متاهلن و هنوز بچه دار نشدن ولی بچه دوست دارن یا حتی بچه دارند و میخوان بهتر شرایط تربیت و...بیشتر

۰
آسمان
۱۳۹۸/۱۱/۳۰

روایت هایی دلنشین از مادرانی تحصیل کرده

۰
maryhzd
۱۳۹۸/۰۹/۱۲

کتاب جالبی بود، اولین نمونه از دلنوشته های مادران مختلف. کشف شباهت های مادرانه لذت خاصی داشت ولی ترتیب نوشته ها جای کار داشت. من اولی را که خواندم، بجای اینکه جذب کتاب شوم، ۵ ماهی کنتر گذاشتمش ولی بعدی...بیشتر

۰
z.taghipour
۱۳۹۸/۰۲/۱۳

عااالی بود، کیف کردم از خوندنش و واقعا دلم می خواست داستان ها همچنان ادامه داشته باشتمد، امیدوارم قسمت های بعدی هم داشته باشه. ممنونم از طاقچه که این کتاب رو بهمون هدیه داد🌹

۰
z.rezayi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۵

به عنوان یه مادر این کتاب رو دوست داشتم و به نظرم ما مادرها به تجربه نگاری هایی از این دست نیاز داریم. نقطه ضعف کتاب به نظرم شباهت شخصیت راوی ها بود،که این باعث شده بود روایت‌ها هم تا حد...بیشتر

۰
باغبان 🤗🌱
۱۳۹۸/۰۲/۲۶

خیلی از مشکلات و دغدغه هایی که برای مادر شدن داشتم رو فهمیدم نویسنده ها هم داشتن ... خیلی ماجراهاشون قشنگ بود ...به نوعی هم اندیشی مادرانه ای بود برای تربیت بهتر ...ممنون طاقچه ❤

۰
m.sh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۲

به عنوان یه مادر از خوندنش لذت بردم، هرچند ناگفته های مادرانه زیاد داشت.

۰

بریده‌هایی از کتاب

sera
۱۰۸
آدمیزاد که روی تخت بیمارستان باشد، گمان می‌کند تمام آدم‌های بیرون در حال خوشی و بگو و بخندند. انگار تمام آدم‌های دنیا دارند خوشمزه‌ترین خوراکیِ عالم را می‌خورند و تو جا مانده‌ای.
sera
۹۱
باید یاد می‌گرفت کسانی که لبخند می‌زنند لزوماً فرشته نیستند.
کتاب ناب
۷۳
گفتن مامان‌خانوم قانونی نانوشته در دنیای بچه‌های عصبانی است. بچه که باشی و از کوره در بروی، ممکن است یکهو به مامانت بگویی مامان‌خانوم.
آرام
۵۸
بچه‌ها همه چیز را برای اولین بار می‌بینند و برای من که غبار تکرار و عادت روی نگاهم نشسته، این نگاه‌شان شگفت‌انگیز است.
mahdi_yar
۴۷
بیشتر سرگرمی کودکی و نوجوانی‌ام کتاب خواندن بود.
آیه
۴۰
لابه‌لای کتاب‌ها جایی برای خودش پیدا کرد و سرش را روی زانویم گذاشت. مشغول کار خودم شدم اما قصد خوابیدن نداشت. منتظر فرصتی بود که من را به حرف بگیرد. آخرش هم طاقت نیاورد. گفت "مامان، چشمات آینه‌اس. دو تا معین توش می‌بینم." شیطنتی که توی چشم‌هایش بود به خنده‌ام انداخت. گفتم "چشم‌های خودت هم همین‌جوریه. منم توشون دو تا مامان می‌بینم." از جایش بلند شد نشست، انگار برق از سرش پریده باشد. "مامان، چرا من تو رو دو تا نمی‌بینم؟" نمی‌دانستم دقیقاً چه چیزی توجهش را جلب کرده است. ازش پرسیدم چرا این سؤال را می‌پرسد. گفت "خب آخه من دو تا چشم دارم. با هر کدوم‌شون هم می‌تونم تو رو ببینم."
sera
۳۵
وقتی تصمیم می‌گیرید بچه‌دار شوید، باید با آغوش باز به سوی فشارها و محرومیت‌های اجتماعی قدم بردارید. آن هم در کشوری که تمام سیاست‌های رسمی‌اش در راستای بچه‌دار شدن است و از در و دیوارش تشویق برای فرزندآوری می‌بارد.
آیه
۲۶
بچک کتابخانه‌ای مخصوص خودش دارد. دو طبقه از کمد توی اتاقش را پر از کتاب کرده‌ام. دویست تایی کتاب دارد. مراسم کتابخوانی را از دو سه هفتگی‌اش شروع کردم. کتاب‌ها را می‌آوردم می‌چیدم دورش. بچک کاری از دستش بر نمی‌آمد. دراز می‌کشید و من سرم را می‌گذاشتم کنار سرش و کتاب‌ها را برایش ورق می‌زدم و بلندبلند می‌خواندم.
🌱ehsan
۲۳
نیت کمک مهم‌تر است یا رساندن کمک به نیازمند واقعی؟
آیه
۲۲
بچک داشت خودش را می‌کشاند تا کلید برق. بهش گفتم "چای می‌خوری؟" گفت "نع‌ع‌ع.‌" ریز و کشدار. به مامان‌مهین گفتم "شما چی؟ چای می‌خورید؟" گفت "نه مادرجون." هر دو دست کردند توی قندان و قندها را قرچ‌قرچ جویدند و چای را هورت کشیدند. مامان‌بزرگ بچک را چلاند و گفت "قدیما می‌گفتند بچه رو نباید بوسید. باید بویید؛ یعنی چه‌جوری بگم مادرجون؟ بچه بوسیدنی نیست. بوییدنیه." شب موقع خواب بچک را حسابی بو کشیدم. سرش بوی شامپوی حمام ظهر را می‌داد. توی حمام شامپو رفته بود توی چشمش و غرغر می‌کرد. آب را ریخته بودم روی سرش و شعر کتابش را خوانده بودم. "آب می‌ریزم تو لیوان شرشرشر، لیوان پر از آب می‌شه پرپرپر، وقتی که آب می‌خورم نم‌نم‌نم، تشنگیام کم می‌شه کم‌کم‌کم." بچک انگار نه انگار که لای کف و حباب گیر افتاده بود و داشت غر می‌زد، یکهو قهقهه‌اش رفت هوا. بو کشیدمش. چشم‌هایش بسته بود و خواب هفت‌پادشاه را می‌دید. بی‌هوا دست انداخت دور گردنم.