«دادخواست» عنوان مجموعهای از اشعار اعتراض است که به کوشش امید مهدی نژاد(۱۳۵۸-) و محمدمهدی سیار(۱۳۶۲-) گردآوری شده است.
عدالتخواهی و رفع تبعیض از جمله اهدافی است که در شعر نیز جایگاهی برای خود دست و پا کرده است. اینگونه از شعر با سنایی آغاز شده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی توجه بیشتری از شاعران را به خود جلب کرده است. اکنون بر اینگونه اشعار نام شعر اعتراض نهادهاند و با این نامگذاری شعر اعتراض به عنوان شعری متعهد به انقلاب است که از درون به نقد تبعیضها و بیعدالتیهای موجود در جامعه میپردازد و نه آن شعری که قصد نقد انقلاب و دشمنی با آن را دارد. کتاب دادخواست به این گونه از شعر اعتراض پرداخته است و مهدی سیار و امید مهدینژاد به جمعآوری صد شعر اعتراض در قالب این کتاب پرداختهاند. هر دو فراهمکنندگان این کتاب از شاعران جوان روزگار ما هستند که دغدغههای عدالتطلبانه و بیان دردهای اجتماعی از مضامین اشعارشان است.
در یکی از سرودههای این مجموعه میخوانیم:
« از روزهای بیدر و پیکر دلش گرفت، یکروز صبح پا شد و کفش فرار شد
از خانه زد به کوچه و سیگار دود کرد وقتی که در نبودِ محبّت خمار شد
کفتارزادههای خیابان منجلاب در جای پای او متلک جا گذاشتند
شبها که ذهن شهر پر از جغدواره بود، در کوچهها، ستارۀ دنبالهدار شد
با کولهای به وسعت کمبود عاطفه از پارکهای الکل طبّی عبور کرد
گرگی سوار خودروِ ملّی نگاه داشت؛ آهو گرسنه بود و سردش، سوار شد
(آن شب خسوف شد و کسی ماه را ندید)
فردا ـ نمای بستۀ یک پارک ـ آه... او...
از ردّ نیش گرگ دلش ضعف میرود، آهو به گرگهای پدرسگ دچار شد...»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دادخواست و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
کتاب هشتاد و سوم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی .
واقعا لذت بردم از خواندن این کتاب و به همه دوستان هم پیشنهاد می کنم: اگر عضوکتابخانه هستید ، کتاب را بخوانید .
۱۹ بریده از کتاب به اشتراک گذاشتم.
۴
sedighe
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۴
یک مجموعه شعر متفاوت از مجموعه شعرهایی که تا بحال خوانده اید، به همت دو تن از شاعران جوان و آینده دار کشور آقای عرفان پور و آقای سیار. با مقدمه محققانه استاد محمد کاظم کاظمی .
۰
سُهاد
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۷
› شعر وقتی زبان اعتراض جامعه میشه، میتونه تاریخ و ادبیات رو به هم پیوند بزنه و یادآوری کنه ادبیات، در لحظههای بحرانی، میتونه به یکی از ماندگارترین صداها تبدیل شه.
«دادخواست» مجموعهایست زیبا و خوندنی که صد شعر اعتراضی از...بیشتر
لنگلنگان طریقت را ببین
مردم دور از حقیقت را ببین
مست مینای ولایت نیستند
سرخوش از شهد هدایت نیستند
خیل درویشان دکان آراستند
کام خود را تحت نامت خواستند
خلق را در اشتباه انداختند
یوسف ما را به چاه انداختند
کیستند اینان؟ رفیق نیمهراه
وقت جانبازی به کنج خانقاه
فصل جنگ آمد، تماشاگر شدند
صلح آمد، لالۀ پرپر شدند
دل به کشکول و تبرزین بستهاند
بهر قتلت تیغ زرّین بستهاند
موجها از بس تلاطم کردهاند،
راه اقیانوس را گم کردهاند
سیّد جواد
۱۳
همانطوری که مادر حدس زد شد
پدر آمد به شهر و نابلد شد
به شهر آمد، بساط واکس وا کرد
نشست آنجا که معبر بود، سد شد
پدر را شهرداری آمد و برد
بساطش ماند بیصاحب، لگد شد
مادربزرگ💝
۱۳
مادرت بعدِ رفتنت هر روز پشت قالی بهار میبارید
پدرت توی خوابهای خودش بیشتر با تو مهربان میشد
در میان غریبهها حالا سرزمین قشنگ آزادی
چند هکتار از بهشت تو بود؟ چند پرواز، آسمان میشد؟
آسمان برف برف میبارید روسری باد را تکان میداد
شب سرد و گرفتۀ تهران با تو آغاز داستان میشد
مادربزرگ💝
۱۱
ساقی! امشب باده از بالا بریز
باده از خمخانۀ مولا بریز
بادهای بیرنگ و آتشگون بده
زان که دوشم دادهای افزون بده
ای انیس خلوت شبهای من!
میچکد نام تو از لبهای من
محو کن در بادهات جام مرا
کربلایی کن سرانجام مرا
یا علی! درویش و صوفی نیستم
فاش میگویم که کوفی نیستم
لیک میدانم که جز دندان تو
هیچ دندان لب نزد بر نان جو
یا علی! لعل عقیقی جز تو نیست
هیچ درویشی حقیقی جز تو نیست
لنگلنگان طریقت را ببین
مردم دور از حقیقت را ببین
مادربزرگ💝
۱۱
دست بردار از تکبّر و از خطا
شیعه یعنی جود و انفاق و عطا
چیست درویشی به جز فانی شدن؟
در دل گرداب، طوفانی شدن
موج گردیدن به بحر کائنات
تشنه ماندن بر لب آب فرات
گر تو درویشی، دمی اندیشه کن
سیرۀ آل علی را پیشه کن
شیعه یعنی شرح منظوم طلب
از حجاز و کوفه تا شام و حلب
شیعه یعنی یک بیابان بیکسی
غربت صدساله بی دلواپسی
شیعه یعنی صد بیابان جستوجو
شیعه یعنی هجرت از من تا به او
شیعه یعنی دست بیعت با غدیر
بارش ابر کرامت بر کویر
سیّد جواد
۱۰
تَنگ غروب از سنگ، بابا نان در آورد
آن را برای کودکان لاغر آورد
مادر برای بار پنجم درد کرد وُ
رفت و دوباره باز هم یک دختر آورد
گفتند «دختر نانخور است» و گفت مادر
«ای کاش میشد یک شکم نانآور آورد»
تنگ غروب آمد پدر، با سنگ، در زد
یک عده هم مهمان برای مادر آورد
مردی غریبه با زنانی چادری که
مهمان ما بودند را، پشت در آورد
مرد غریبه چای خورد و مهربان شد
هی رفت و آمد، هدیهای آخر سر، آورد
من بچه بودم، وقت بازیکردنم بود
جای عروسک پس چرا انگشتر آورد؟
مادربزرگ💝
۱۰
دستهگلها؛ علیرضا قزوه
دستهگلها دسته دسته میروند از یادها
گریه کن ای آسمان! در مرگ طوفانزادها
سخت گمنامید، اما ای شقایقسیرتان!
کیسه میدوزند با نام شما، شیادها
با شما هستم که فردا کاسۀ سرهایتان
خشت میگردد برای عافیتآبادها
غیر تکرار غریبی، هان! چه معنا میکنید
غربت خورشید را در آخرین خردادها؟
با تمام خویش نالیدم چو ابری بیقرار
گفتم «ای باران که میکوبی به طبل بادها!
هان! بکوب، اما به آن عاشقترین عاشق بگو:
زندهای، ای زندهتر از زندگی! در یادها»
مثل دریا ناله سر کن در شب طوفان و موج
هیچ چیز از ما نمیماند مگر فریادها
Mithrandir
۱۰
فصل جنگ آمد، تماشاگر شدند
صلح آمد، لالۀ پرپر شدند
سیّد جواد
۹
دس نذار روی دلم، دلم کبابه، داداشی!
این روزا دلا تو خطّ نون و آبه، دادشی!
حال مون رو پرسیدی، قربون اون معرفتت
توی این هول و ولا خیلی خرابه، داداشی!
دل کجاس؟ دیگه باهاس دنبال بیدلا بریم
این روزا این طرفا بیدلی بابه، داداشی!
یه نسیمی اومد و دمید و ما عین حباب...
نقش ما نقش بر آبه و سرابه، داداشی!
چی شد اون جوری نشد؟ کجا؟ کیا؟ کدوم طرف؟...
چه سوالایی دارم که بیجوابه، داداشی!
اگر دوس داری تو هم یه روز به رؤیات برسی
چش ببند و خوب بخواب؛ زندگی خوابه، داداشی!
سیّد جواد
۸
وضع عالمو ببین، خیلی قمر تو عقربه
بعضیا میگن که روزِ روزه، کی میگه شبه؟
تو چشا، چشمۀ آب و قصّۀ تلخ سراب...
تو دلا، حسرت شعر بیدروغ و بینقاب...
نقلمون زهر هلاهل، نقلمون نقل و نبات...
بذا این حکایتو از اولش بگم برات
روزی بود و روزگاری، زیر گنبد کبود
یکی بود، یکی نبود، غیر خدا هیشکی نبود
شهری بود که آدماش خواب بهارو میدیدن
خواب گل، خواب نسیم و سبزهزارو میدیدن
دلشون میخواس که آسمون بازم آبی بشه
خورشید از را برسه، دوباره آفتابی بشه
کوچهها بوی صمیمیت آسمون بدن
خونۀ فرشته رو به آدما نشون بدن
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب هشتاد و سوم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی . واقعا لذت بردم از خواندن این کتاب و به همه دوستان هم پیشنهاد می کنم: اگر عضوکتابخانه هستید ، کتاب را بخوانید . ۱۹ بریده از کتاب به اشتراک گذاشتم.
یک مجموعه شعر متفاوت از مجموعه شعرهایی که تا بحال خوانده اید، به همت دو تن از شاعران جوان و آینده دار کشور آقای عرفان پور و آقای سیار. با مقدمه محققانه استاد محمد کاظم کاظمی .
› شعر وقتی زبان اعتراض جامعه میشه، میتونه تاریخ و ادبیات رو به هم پیوند بزنه و یادآوری کنه ادبیات، در لحظههای بحرانی، میتونه به یکی از ماندگارترین صداها تبدیل شه. «دادخواست» مجموعهایست زیبا و خوندنی که صد شعر اعتراضی از...بیشتر