معرفی و دانلود کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدرsubscriptionAvailable

کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
حبیبه جعفریان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر

کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر نوشته و پژوهش حبیبه جعفریان است و انتشارات سپیده باوران آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر

سیدموسی صدر ۱۴ خرداد ۱۳۰۷ در قم به دنیا آمد و شهریور ۱۳۵۷ در خارطوم لیبی مفقود شد. صدر روحانی عالم و مجتهد دینی شیعه و مؤسس مجلس اعلای شیعیان لبنان بود. او از رهبران مذهبی و سیاسی لبنان نیز به‌شمار می‌رفت. صدر در میان برخی شیعیان به «امام موسی صدر» معروف است. وی در شهریور ۵۷ پس از دیدار با معمر قذافی ناپدید می‌شود. او پرچمدار حرکت گفت‌گوی ادیان و تقریب مذاهب در لبنان بود.

کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر، ۷ روایت مفصل حبیبه جعفریان از زبان اعضای خانواده، دوستان و نزدیکان صدر است. این روایت‌ها عبارت‌اند از:

پری خانم (همسر امام)

 صدری (صدرالدین صدر، فرزند ارشد امام)

 حورا (دختر ارشد امام)

 علی صدر (برادر امام)

 خواهر‌ها (طاهره، فاطمه، ربابه و زهرا صدر)

خواهر هشتم (فاطمه صدرعاملی، خواهرزاده امام) 

 ام غیاث (دوست خانوادگی) 

هر کدام از این افراد از نگاه خود امام موسی صدر را توصیف کرده و بخشی از خاطرات خود را گفته‌اند. سخنان ملیحه (کوچک‌ترین فرزند امام) نیز با عنوان روایتِ بعد در این کتاب آمده است. بخش‌هایی از گفت‌وگوی نویسنده با آیت‌الله موسوی اردبیلی از دوستان و همدرسان امام موسی صدر، در مقدمهٔ کتاب قید شده است.

خواندن کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران امام موسی صدر و کسانی که دربارهٔ زندگی و منش او پژوهش می‌کنند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر

«هر قدر دماغش را کیپ نگه می‌داشت و بر خلاف عادتش از دهان نفس می‌کشید، باز بوی نارنگی را می‌فهمید و حالش به هم می‌خورد. کی توی خانه نارنگی خورده بود؟ شاید هم کسی خورده بود و پوستش جایی افتاده بود. بچه‌ها که نبودند. از آشپزخانه آمد بیرون. سرِ هیچ‌کدام از بچه‌ها این‌طوری نبود. سرِ صدری خیلی آب می‌خورد... توی تابستان قم و با یک بار اضافه که باید سر دلش می‌کشید این طرف و آن طرف. سرِ صدری ولی از چیزی بدش نمی‌آمد. سارافون حورا را برداشت و فکر کرد چی شده که این دخترِ مرتبِ ساکت و تودارش لباسش را همین‌طوری ول کرده و رفته. عجله داشته؟ یا فکرش جایی بوده؟ سارافون را گرفت جلوی دماغش... هنوز شست‌وشو نمی‌خواست. بوی تمیزی می‌داد و کمی قهوه. عجیب بود. احساس می‌کرد بینی‌اش حساسیت غیرعادی ای به بوها پیدا کرده. احساس می‌کرد بوهایی را می‌فهمد و در هوا ردشان را می‌گیرد که از نظر دیگران وجود ندارند و اثری ازشان نیست. مثل گربه‌ها یا اسب‌ها که اتفاق‌ها را حتی قبل از وقوعشان حس می‌کنند و بو می‌کشند. نفسش را که به نظرش پر از بوی نارنگی بود، بیرون داد و فکرکرد الان است که بالا بیاورد. دستش را گرفت جلوی دهانش و همان‌طور که داشت می‌رفت سمت دستشویی، آقا موسی را دید که دارد از اتاق می‌آید بیرون و مشتش را انگار که چیزی توی آن باشد، بسته است. در حالی که سعی می کرد همچنان از دهانش نفس بکشد، گفت: «شما داشتید نارنگی می‌خوردید؟ کی برگشتید؟» آقا موسی گفت: «تازه... تو هم می‌خوری پری جان... بیاورم برایت؟» پری خانم اشاره کرد که نه. می‌خواست بگوید آخر چرا نارنگی؟ مگر نمی دانی بوی این چقدر حال مرا بد می‌کند؟ ولی نگفت.»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر
موضوعخاطرات، زندگی‌نامه
نویسندهحبیبه جعفریان
انتشاراتانتشارات سپیده باوران
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۱/۰۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲۷.۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۷۴۶۱۹۶
تعداد صفحه‌ها۱۹۲ صفحه
قیمت کتاب۷۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

saqqa
۱۴۰۱/۰۸/۰۲

یک نسخه دیگه از این کتاب توی طاقچه بی‌نهایت هست. جستجو کنید هفت روایت خصوصی

۲
اندیشه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۲

کتاب فوق‌العاده ای بود ، من امام موسی صدر را نمی‌شناختم و با این کتاب با روحیات و زندگی شخصی این مرد عجیب و بزرگ و دوست داشتنی آشنا شدم.

۰
sunlight
۱۴۰۲/۰۱/۱۲

ساده و دلنشین، همین.

۰

بریده‌هایی از کتاب

reyhane.110
۶
«آدم باید به خدا توکل کند و کارهایش را بکند. اگر قرار به ترسیدن و احتیاط از مخالفت‌ها باشد که همه باید بنشینیم توی خانه، در را روی خودمان ببندیم
نگار
۲
یک عادت یا خلق عجیب داشت که از کنار هیچ کس همین طوری نمی‌گذشت. می‌خواست یک بچه ۱۰ ساله باشد یا زنی خانه‌دار یا یک پیرمرد یا جوانی سر به هوا. برای هر کسی چیزی داشت که تعریف کند. قصه‌ای یا حرفی داشت که انگار فقط نگه داشته بود و حفظش کرده بود تا وقتی او را دید بهش بگوید. تک‌تک آدم‌ها برای او وجود داشتند و مهم بودند چون جهان را تک‌تک آدم‌ها می‌سازند. چون تک‌تک آدم‌ها می‌توانستند در جهان اثر بگذارند و چون بابا دنیا را و نقش خودش را در آن این طوری می‌دید.
zexpi
۲
دایی می‌گوید: جریان زندگی مثل رودخانه است و نمی‌شود از آن عبور نکرد، پس باید به بچه‌ها شنا کردن یاد بدهیم.
saeedi
۲
هیچ وقت فکر نکرده بودم که ممکن است از یکی از این سفرهای شرق و غرب که به امید بهبود جهان، رنج رفتنش را می‌کشی، بر نگردی. تو همیشه آن‌قدر مطمئن و توانا به نظر می‌آمدی که کسی خیال نمی‌کرد روزی بایست برای تو کاری کرد.
کاربر ۲۹۴۲۸۲۴
۱
خیلی به این فکر می کنم که اگر جای ما برعکس بود، چه اتفاقی می‌افتاد؟
اندیشه
۱
گفتم: «بابا، این آدم‌ها ارزشش را ندارند. چرا ولشان نمی کنید بروید ایران؟ آنجا به شما بیشتر نیاز هست.» و یادت هست چی جوابم را دادی؟ گفتی: «خدا گفته بیا و به همین‌ها خدمت کن. به همین‌ها که قدر نمی‌دانند و شاید محرومیتشان باعث شده این‌طوری بشوند.» تو می‌دانستی، به طرز دقیق و مطمئنی می‌دانستی کی هستی و چه کار باید بکنی. می گفتی: «تکلیف» ات این است؛ نقشی که از تو خواسته شده این است و برای آن می جنگیدی، خسته می‌شدی، تحقیر می‌شدی، فحش می‌شنیدی، ولی ادامه می‌دادی و واقعاً اتفاقی می‌افتاد. چیزی در جایی تغییر می‌کرد و کاری به سرانجام می‌رسید.
f_gh
۱
برادرزاده‌ام می‌گوید تو از کلمهٔ غصه زیاد استفاده می‌کنی و من می‌خواهم این کلمه را تغییر دهم. می‌خواهم کلمه زندگی‌ام، کلمه‌ای که از دهانم نمی‌افتد، چیزی غیر از غصه باشد، ولی نمی شود. هر بار که می‌خواهم آن کلمهٔ تازه را زندگی کنم، یادم می‌آید داییِ عجیبِ غیرمنتظره‌ای داشتم که از آخرین سفرش هرگز برنگشت.