لنگلنگان طریقت را ببین
مردم دور از حقیقت را ببین
مست مینای ولایت نیستند
سرخوش از شهد هدایت نیستند
خیل درویشان دکان آراستند
کام خود را تحت نامت خواستند
خلق را در اشتباه انداختند
یوسف ما را به چاه انداختند
کیستند اینان؟ رفیق نیمهراه
وقت جانبازی به کنج خانقاه
فصل جنگ آمد، تماشاگر شدند
صلح آمد، لالۀ پرپر شدند
دل به کشکول و تبرزین بستهاند
بهر قتلت تیغ زرّین بستهاند
موجها از بس تلاطم کردهاند،
راه اقیانوس را گم کردهاند