معرفی و دانلود کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردندsubscriptionAvailable

کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند

نوع کتاب
۴.۲(از ۴۳ امتیاز)
انتشارات: 
نشر آواژ

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند

کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند، اثری بی‌نظیر و خواندنی از استیفن کینگ، نویسنده‌ی ژانر وحشت و جنایی است. بعضی وقت ها برمی گردند، روایتی غریب و نفسگیر از آتش انتقام‌هایی که خاموش نمی‌شوند. 

خواندن کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند، با ترجمه‌ی روان سمیه جعفری‌نژاد، لحظاتی فراموش‌نشدنی برایتان رقم می‌زند.

درباره‌ی کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند

بعضی وقت ها برمی گردند ترجمه‌ای مستقیم از داستان «Sometimes they come back» است. داستان بعضی وقت‌ها برمی‌گردند به روایت داستان جیم، معلم مدرسه‌ی ۳۶ ساله‌ای می‌پردازد که اسیر حادثه‌ای شده که سال‌ها پیش برای او و برادرش اتفاق افتاده و زندگی هر دو را دگرگون کرده است. جیم کوچک است و همراه برادرش به سمت کتابخانه می‌روند تا کتابشان را پس بدهند. در همان لحظه چندنفری به آن‌ها حمله می‌کنند.... جیم نجات پیدا می‌کند اما تمام تلاش‌های مذبوحانه جیم برای داشتن یک زندگی عادی بی نتیجه مانده است. گذشته نه تنها در تعقیب او است و نمی‌گذارد آب خوش از گلویش پایین برود، بلکه تا می‌تواند آدم‌های حال را هم نابود می‌کند. پس جیم تصمیم می‌گیرد تا با قربانی کردن آینده‌اش، از گذشته انتقام بگیرد.

فیلم بعضی وقت‌ها برمی‌گردند در سال ۱۹۹۱ به کارگردانی تام مکلوفلین از روی همین رمان ساخته شده است.

کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر به داستان‌های جنایی علاقه دارید و از خواندن رمان‌های پرماجرا لذت می‌برید، کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند انتخاب مناسبی برای شما است.

درباره‌ی استیفن کینگ

استیفن کینگ با نام کامل استیفن ادوین کینگ متولد ۲۱ سپتامبر ۱۹۴۷ است. داستان کینگ از جایی شروع شد که یک شب بعد از شام پدرش برای سیگار کشیدن از خانه خارج شد و دیگر هرگز بازنگشت. او نویسنده آمریکایی خالق بیش از ۲۰۰ اثر در ژانر وحشت است. کارگردانان مشهوری مانند استنلی کوبریک و فرانک دارابونت، کتاب‌های او را به فیلم تبدیل کردند که با موفقیت چشمگیری رو به رو شدند. درخشش (shining) به کارگردانی استنلی کوبریک، مسیر سبز و رستگاری در شائوشنگ به کارگردانی فرانک دارابونت از آن جمله‌اند. استیفن کینگ برای نوشتن فیلم‌نامه‌ی ارواح که استن وینستون کارگردانش بود، با مایکل جکسون همکاری کرد.

بخشی از کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند

موضوع رابطه پیچیده بین خود، مادرش و برادرش مایک (مایک بیچاره که به قتل رسیده بود) را کنار گذاشت و ادامه داد: «همان کاری را کردم که مادرم می‌خواست. هفته دوم تدریس کارآموزی‌ام، نامزدم تصادف کرد. راننده به او زده بود و فرار کرده بود. راننده یک بچه با ماشین شکاری بود. پلیس هیچ وقت نتوانست دستگیرش کند.»

سیمونز صدای ضعیفی از خود درآورد و او را به ادامه دادن تشویق کرد.

- رفتم پیشش. چارهٔ دیگری نداشتم. او خیلی درد داشت. استخوان یکی از پاهایش بدجور شکسته بود و چهارتا از دنده‌هایش ترک برداشته بود، اما به خیر گذشته بود. واقعاً نمی‌دانستم که تحت چه فشاری هستم.

به خود گفت: «حالا دقت کن، حالا هر لحظه ممکن است سر بخوری و بیفتی.»

جیم گفت: «وارد دبیرستان فنی حرفه‌ای سنتر استریت شدم.»

فنتون گفت: «آن‌جا را می‌شناسم. مثل باغ وحش می‌ماند. پر از چاقوی ضامن‌دار و پوتین‌های موتور سواری؛ در کمد بچه‌ها حتی تپانچه دست‌ساز هم پیدا می‌شود. برای محافظت از پول ناهارت باید با چوب بیسبال کتک‌کاری بکنی و هر کس مشغول فروختن مواد به دو نفر دیگر است.»

جیم گفت: «دانش‌آموزی به اسم «مک زیمِرمَن» آن‌جا بود. بچه حساسی بود حتی گیتار هم می‌زد. در کلاس انشاء، سوگلی من بود. یک روز صبح وقتی وارد کلاس شدم، دیدم دو نفر او را نگه‌داشته‌اند و سومی گیتارِ یاماهایش را به رادیاتور می‌کوبد. زیمِرمَن فریاد می‌کشید. من سرشان داد زدم، گفتم که بس کنند و گیتار را به من بدهند. داشتم به طرف‌شان می‌رفتم که کسی من را با مشت زد.»

جیم شانه‌ای بالا انداخت و ادامه داد: «همش همین بود، استعفا دادم. هیچ خبری از جیغ‌های ترسناک یا مخفی شدن در یک گوشه نیست. فقط دیگر نمی‌توانستم برگردم. وقتی به مدرسه نزدیک می‌شدم، قفسه سینه‌ام تنگ می‌شد. نمی‌توانستم نفس بکشم. عرق سرد می‌کردم.»

فنتون با مهربانی گفت: «این اتفاق برای من هم افتاده است.»

جیم ادامه داد: «برای تحلیل رفتاری رفتم. یک گروه درمانی بود. نمی‌توانستم از عهده مخارج روان‌شناس بر بیایم. جلسات نتایج خوبی داشت. من و سالی ازدواج کردیم. او کمی لنگ می‌زند و جای زخمش هنوز باقی مانده، اما بجز این موارد انگار دوباره متولد شده است.»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بعضی وقت‌ها برمی‌گردند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بعضی وقت‌ها برمی‌گردند
عنوان انگلیسی:SOMETIMES THEY COME BACK
موضوع:داستان خارجی، جنایی
نویسنده:استیون کینگ
مترجم:سمیه جعفری نژاد
انتشارات:نشر آواژ
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۱/۱۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۹۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۸۶۹۸۵۰۰
تعداد صفحه‌ها:۶۳ صفحه
قیمت کتاب:۱۴۹۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

eloohii
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۱

خوبه سرگرم کنندست. مهیجه ولی خیلی ترسناک نیست

۰
ali fattahi
۱۳۹۹/۰۶/۱۰

خوب بود. ترجمه عالی است کاش می‌شدبه ترجمه ها از دید کاربران امتیاز داد.

۰
Skybookish
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

تنها می‌توان نوشت داستان سرگرم کننده‌ای بود، ایده جالب اما کمی بی سر و ته تمام شد و سوالات زیادی را باقی گذاشت توقعم از این نویسنده کمی بیش‌از این داستان بود. ترجمه هم تعریف آنچنانی نداشت خیلی روان نبود آن‌هم...بیشتر

۰
کاربر 5173360
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۰۵

خیلی مزخرف بود نه متن روان و جالب نه جذب و کششی

۰
Bibliophile.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۰۲

وقتی که این داستان رو با داستان ادگار آلن مقایسه می‌کنم می‌بینم که ، آنچنان که باید ترسناک نبود، من ترسِ زیادی احساس نکردم، اینجور آثار باید باعث غافلگیری بشه ، ولی من از ادبیات آمریکا خوشم میاد.

۰
ava
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

فایل نمونه کتاب رو خوندم و خوب بود

۰
Mitrandir
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

داستان کتاب عالیه ، ترجمه خانم جعفری نژاد هم خوبه ، کتاب قبلیشون رو خوندم ، شیوه چوپان که در زمینه رهبری اجتماعی هستش من کارای این مترجم رو توصیه میکنم

۰
Nero
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۰

15 📚

۰
مَیرَم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۷

یه داستان نسبتا ترسناک که اگه شب زیر پتو بخونید احتمللا بهتون میچسبه.

۰
zargOl
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۰

جالبه من نظرات این کتاب و کتاب مردان ساعت ۱۰ که هردو از یک مترجم هستن خوندم و اکانت هایی که کامنت گذاشته بودن و از ترجمه خیلی واضححح تعریف کرده بودن یکی بودن ،، میتونین بررسی کنین😂اگه میخواین کتابی...بیشتر

۰
مریم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۳

خیلی خوب بود داستان جوری بود که نمیتونستم زمینش بگذارم ترجمش هم عالی بودداستان هم برای رده سنی نوجوان خوبه وهم برای جوانان

۰
شکوه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۶

نفسگیر بود!

۰
مامان زیبا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۳۱

کوتاه و خوب

۰
ارغوان
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۳

"بی نظیر" نبود اما جالب بود شبیه یه فیلم ترسناک کوتاه بود من خیلی نپسندیدم

۰
خردمند
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۰۳

با تشکر فراوان از مترجم بابت زحمت ترجمه این کتاب ....

۰

بریده‌هایی از کتاب

میس سین
۵
«هیولاها واقعی‌اند، ارواح هم واقعی‌اند. آن‌ها درون ما زندگی می‌کنند و گاهی برنده می‌شوند.» استیفن کینگ
Narges
۲
«هیولاها واقعی‌اند، ارواح هم واقعی‌اند. آن‌ها درون ما زندگی می‌کنند و گاهی برنده می‌شوند.»
اِلی
۱
«هیولاها واقعی‌اند، ارواح هم واقعی‌اند. آن‌ها درون ما زندگی می‌کنند و گاهی برنده می‌شوند.» استیفن کینگ
امیررضا
۱
تصمیم می‌گیرد تا با قربانی کردن آینده‌اش، از گذشته انتقام بگیرد.
امیررضا
۱
باید بگم که همه سر این موضوع توافق داریم که تدریس کار پرفشاری است. بخصوص در سطح دبیرستان. مثل این‌که در پنج سانس از هفت سانس روی صحنه بمانی و بدترین تماشاچیان دنیا را داشته باشی.
امیررضا
۱
ناگهان احساس فناپذیری مثل باد سردی که از زیر درب به داخل می‌وزد، استخوان‌های جیم را لرزاند.
امیررضا
۱
«درهم شکستن، مثل شکستن یک گلدان و بعد چسباندن و سر هم کردن دوبارهٔ آن است. دیگر هیچ وقت نمی‌توانی با خیال راحت گلدان را در دست بگیری. نمی‌توانی در آن گل بگذاری، چون گل‌ها به آب احتیاج دارند و ممکن است آب، چسب را حل کند.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۰
«هیولاها واقعی‌اند، ارواح هم واقعی‌اند. آن‌ها درون ما زندگی می‌کنند و گاهی برنده می‌شوند.» استیفن کینگ
امیررضا
۰
ناگهان وحشت همچون خزنده‌ای از اعماق وجودش زبان دراز کرد و درحالی که فش فش می‌کرد، ته شکمش دور خود چنبره زد.
Nero
۰
«درهم شکستن، مثل شکستن یک گلدان و بعد چسباندن و سر هم کردن دوبارهٔ آن است. دیگر هیچ وقت نمی‌توانی با خیال راحت گلدان را در دست بگیری. نمی‌توانی در آن گل بگذاری، چون گل‌ها به آب احتیاج دارند و ممکن است آب، چسب را حل کند.»