سیمونز؟ آن هم غیر ممکن بود. سیمونز فکر میکرد که او دیوانه است. شاید هم باشد. یکی از مردانی که در جلسات روانکاویشان شرکت کرده بود، گفته بود: «درهم شکستن، مثل شکستن یک گلدان و بعد چسباندن و سر هم کردن دوبارهٔ آن است. دیگر هیچ وقت نمیتوانی با خیال راحت گلدان را در دست بگیری. نمیتوانی در آن گل بگذاری، چون گلها به آب احتیاج دارند و ممکن است آب، چسب را حل کند.»