معرفی و دانلود کتاب شب به شیشه می‌زند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب شب به شیشه می‌زند
off
٪۴۰

کتاب شب به شیشه می‌زند

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
مهدی مظفری ساوجی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شب به شیشه می‌زند

مهدی مظفری ساوجی( -۱۳۵۶)، شاعر است. وی در این کتاب، مجموعه سروده‌های سال‌های ۸۹ تا ۹۰ خود را گردآورده است. در بخشی از سروده «شعر سپید» می‌خوانیم: «نمی‌توانم خرگوش‌‌ها را غیب کنم کبوترها را بیرون بیاورم از کلاهم عصایی را بدل کنم به دسته‌گلی شاعرم خودنویسم را پر می‌کنم از شب و بیرون می‌آورم از آن ماه و ستاره‌ها را»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شب به شیشه می‌زند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابشب به شیشه می‌زند
موضوعشعر نو
نویسندهمهدی مظفری ساوجی
انتشاراتانتشارات مروارید
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۰/۱۰/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۴۵ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۱۹۱۱۶۲۳
تعداد صفحه‌ها۹۸ صفحه
قیمت کتاب۶۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نورا
۱۴۰۰/۰۸/۱۸

بهتر از چیزی که انتظار داشتم بود.

۰
محمد
۱۳۹۵/۰۱/۰۵

عااااالیه

۰
یاسر رضاقُلیان
۱۳۹۴/۱۰/۲۸

خیلی عالیه بخریدش عالیه عالی

۰

بریده‌هایی از کتاب

نورا
۳
مرگ چشم گذاشته من قایم شده‌ام
.
۲
حالا چه فرق می‌کند در کدام شهر زندگی کنی وقتی طول زندگی‌ات را آسانسورها با شتاب طی می‌کنند و عرض آن را متروهای سراسیمه
پاییز بانو
۲
چه فرق می‌کند در کدام شهر زندگی کنی وقتی طول زندگی‌ات را آسانسورها با شتاب طی می‌کنند و عرض آن را متروهای سراسیمه
پاییز بانو
۲
زیباترین فکر جهان برف است وقتی در خود فرو می‌رود سبز از شاخه‌ها بیرون می‌زند
نورا
۱
گلدان دارد خالی می‌شود از رنگ و بو مثل شیشۀ عطری که فراموش کرده کسی در آن را ببندد
キラキラ
۱
باید نهالی می‌خریدم برای باغچه که فصل‌ها را نشانم دهد پنجره‌ای که مرا بیرون بیاورد از تاریکی
キラキラ
۱
روز را به شب شب را به روز می‌رسانم در آرزوی خواندن کتابی که هنوز به خط بریل در نیامده است.
キラキラ
۱
پرده‌ها را کنار زدم که ماه بیاید تو همۀ چراغ‌ها را روشن کردم هرچه شمع در خانه بود حتی چراغ‌قوه و فندک را این بار تاریکی نیامده بود که برود
پاییز بانو
۱
... هیچ‌کس صدای پای برف را وقتی بر پشت بام خانه‌ها قدم برمی‌دارد نشنیده است
پاییز بانو
۱
برف روی سرپنجه‌اش راه می‌رود و مرا یاد کودکی می‌اندازد که در همۀ بیمارستان‌ها انگشتش را روی لبانش گذاشته صداها را در خود فرو برده است