با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
تابستان دلپذیر

دانلود و خرید کتاب تابستان دلپذیر

۴٫۳ از ۳ نظر
۴٫۳ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب تابستان دلپذیر  نوشته  کورینا بومان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب تابستان دلپذیر

در کتاب تابستان دلپذیر اثر کوریتنا بومان، نویسنده آلمانی معاصر، یک داستان دلپذیر درباره رابطه یک خاله و خواهرزاده در برهه‌ای از زندگی‌شان را می‌خوانید. 

خلاصه کتاب تابستان دلپذیر

ویبکه دانشجویی است که بعد از زمستانی طولانی و خسته‌کننده، خراب کردن امتحانات و شکستی که در رابطه عاشقانه‌اش داشته، با جیب خالی تصمیم می‌گیرد از شهر بیرون برود در نهایت او تصمیم می‌گیرد به ملاقات خاله لاریسایش به موریتس برود.

لاریسا زنی هنرمند است و افتخار می‌کند که با تلاش در مزرعهٔ تمشک برای خودش زندگی‌ای تازه دست‌وپا کرده است. این دو زن در عین اینکه کاملاً باهم فرق دارند، از جهاتی شبیه هم هستند.

در طول تابستان در منطقهٔ دریاچه‌ای مکلنبورگ، لاریسا با میشاییل نقاش آشنا می‌شود. آرزوی بزرگ این زن تنهای مستقل برآورده می‌شود؛ اما هنوز شک دارد که می‌تواند به او اعتماد کند یا نه. حرف‌زدن با ویبکه هم برایش خوب است، هم برایش خوب نیست: ویبکه به لاریسا قوت قلب می‌دهد؛ اما لاریسا خیلی وقت است که اعتماد به خانواده‌اش را از دست داده است.

ویبکه و لاریسا همراه هم یک تابستان دلپذیر و شگفت‌انگیز را تجربه می‌کنند.

 خواندن کتاب تابستان دلپذیر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به داستان‌هایی با موضوع روابط انسانی و عاطفی را به خواندن این اثر دعوت می‌کنیم.

درباره کورینا بومان

کورینا بومان، در دهکدهٔ کوچکی در مکلنبورگ فورپومرن بزرگ شده است و در برلین زندگی می‌کند. در سال ۲۰۰۸ اولین رمان تخیلی-تاریخی‌اش را با نام «جاسوس‌ها» نوشت که قهرمان اصلی آن یک زن بود. او کتاب‌های موفقی برای نوجوانان و همین‌طور رمان‌هایی تاریخی نوشته است. بومان با رمان جزیرهٔ پروانه‌ها شناخته شد.

جملاتی از کتاب تابستان دلپذیر

تمام صبح ناآرام بود. بااینکه همیشه با صدای پرنده‌ها بیدار می‌شد، این بار این‌طوری بیدار نشد. لاریسا به‌خاطر میشاییل ولف عصبی بود.

درحالی‌که جلوی آینه ایستاده بود از خودش پرسید، واقعاً چرا؟ هنوز نصف روز وقت دارم. تازه ولف برای دیدن کفش‌ها می‌آید؛ نه بیشتر. میشاییل علاقهٔ خاصی به او نداشت. هرچه باشد او نقاش معروفی بود. یک‌دفعه لاریسا یادش آمد که چرا ولف این‌قدر واکنش عجیب‌وغریبی داشت، وقتی لاریسا گفته بود که ای‌کاش با او تحت شرایط دیگری آشنا می‌شد. ازقرارمعلوم ولف عادت کرده بود که طرف‌داران خانم دنبالش راه بیفتند و میشاییل فکر کرده بود که لاریسا از آن دسته زن‌هاست.

همان‌طور که خودش را در پیراهن کتان خاکستری‌اش وارسی می‌کرد، ترس وجودش را فراگرفت. اوه خدای من! امروز باید چه بپوشم؟ پیراهنی که پوشیده بود خوب بود، خیلی در آن راحت بود. اما وقتی مردی مثل میشاییل ولف می‌آمد، اصلاً مناسب پوشیدن نبود!

او چرخید. کمد لباس قدیمی کنده‌کاری‌شده به او کمکی نمی‌کرد. در طی این سال‌ها هرچیز ممکنی را توی کمد جمع کرده بود. لباس‌هایی که نمی‌توانست از آنها دل بکند و از مد افتاده بودند.

انگشتش روی لباس صورتی‌رنگی کشیده شد که وقتی خبر فوت ماکس را به او دادند تنش بود. یک‌دفعه حال‌وهوایش کمی گرفته شد.

از وقتی داستانش را برای ویبکه تعریف کرده بود، دیگر به آن فکر نکرده بود. اما حالا با دیدن لباسی که همهٔ این سال‌ها نتوانسته بود از خودش جدا کند، یک‌دفعه احساس درد آن زمان به‌سراغش آمد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
پروانه
۱۴۰۰/۰۳/۰۸

ارزش یکبار خوندن داره. گرچه ترجمه اش چنگی به دل نمیزنه

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۲۵ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۸/۲۰
تعداد صفحات۳۲۵صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۸/۲۰