معرفی و دانلود کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

بر ذهنت چیره شو و ناممکن را ممکن کن!

نوع کتاب
۴.۰(از ۲۲۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
دیوید گاگینز، میلاد بشیری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

دیوید گاگینز به‌عنوان آماده‌ترین مرد (واقعی) ایالات متحده آمریکا شناخته می‌شود و در کتاب نمی‌توانی به من آسیب بزنی، بر ذهنت چیره شو و ناممکن را ممکن کن داستان جالب زندگی خود را به تصویر می‌کشد. میلاد بشیری این کتاب را به فارسی ترجمه کرده است.

خلاصه کتاب نمی‌توانی به من آسیب بزنی

گاگینز داستان را با شرح روزهای تلخ کودکی خود آغاز می‌کند. پسری سیاه‌پوست که شدیدترین شکنجه‌های روحی و جسمی را از سوی پدر خود متحمل شده است. فقر و افسردگی طی سال‌های طولانی همچون ماسه روان دیوید گاگینز را به پایین کشیده است. خوشبختانه داستان با ادامه رنج‌های این پسر سیاه‌پوست ادامه نمی‌یابد؛ نقطه عطف ماجرا رقم می‌خورد و دیوید تصمیم می‌گیرد یک بازنده نباشد. او می‌کوشد تا از تمام توانایی و استعداد خود بهره بگیرد و موفق شود. در حال حاضر دیوید گاگینز به‌عنوان نماد نیروهای مسلح ایالات متحده و یکی از ورزشکاران برتر استقامت در جهان شناخته می‌شود. دیوید گاگینز تنها شخصی است که تاکنون توانسته آموزش‌های تخصصی نیروی دریایی، رنجر ارتش و کنترل‌کننده هوایی تاکتیکی نیروی هوایی ایالات متحده را به پایان برساند.

او سعی دارد در این کتاب خواننده را متقاعد سازد تا از بیش‌ترین ظرفیت ذهن و جسم خود استفاده کند. در واقع با کمک گام‌های مطرح شده در این کتاب می‌توان موانع را کنار زد و به استقبال موفقیت، افتخار و آرامش شتافت. بدون شک لحن صادقانه و همراه با صمیمیت این کتاب تاثیر بسزایی در جلب مخاطب دارد.

جمله زیبا از نمی توانی به من آسیب بزنی

خواندن کتاب نمی‌توانی به من آسیب بزنی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

مطالعه این کتاب را به همه کسانی که از توانایی و استعداد خود بی‌خبر هستند و خود را قربانی شرایط می‌دانند پیشنهاد می‌کنیم.

درباره دیوید گاگینز

دیوید گاگینز، دونده و نویسنده آمریکایی، در ۱۷ فوریه ۱۹۷۵ در نیویورک متولد شد. او کودکی سختی را در کنار پدر الکلی‌اش تجربه کرد و به‌همراه مادرش از محیط پرتنش فرار کرد. فقر، مشکلات خانوادگی و کمبود اعتماد به نفس باعث شد دیوید برای تغییر زندگی‌اش تلاش زیادی کند. او با وجود لکنت زبان و مشکلات آموزشی، تصمیم گرفت از طریق ارتش و ورزش، زندگی بهتری بسازد.

گاگینز در ابتدا با چاقی شدید و ترس از آب مواجه بود، اما با تمرینات سخت توانست به بدنی ورزیده دست یابد و به یکی از برترین سربازان نیروی دریایی تبدیل شود. او جوایز متعددی از جمله مدال ستاره نقره‌ای دریافت کرد و بعدها به نویسندگی روی آورد.

آثار دیوید گاگینز مانند نمی‌توانی به من آسیب بزنی و هرگز تمام نشد به موفقیت جهانی دست یافتند. این آثار به خوانندگان انگیزه می‌دهند تا بر مشکلات غلبه کنند. گاگینز همچنین رکوردهای ورزشی چشمگیری ثبت کرده و سخنرانی‌های الهام‌بخشی در پادکست‌های معروف جهان ارائه داده است. او نماد سرسختی و عبور از محدودیت‌هاست.

جملاتی از کتاب

وقتی در را باز کردم صدای دزدگیر بلند شد و من شوکه شدم! خشکم زده بود. به دیوار تکیه دادم و به صدای قدم‌هایش گوش دادم. صدای تق‌تق پله‌ها می‌آمد و می‌دانستم کارم تمام است. از پله‌ها پایین آمد، با لباس حوله‌ای، قهوه و هفت‌تیربه‌دست از غذاخوری به مهمان‌خانه آمد و تفنگش را به جلو نشانه گرفت. لوله تفنگ را می‌دیدم که آرام از گوشه اتاق بیرون می‌آمد. همین که از گوشه اتاق بیرون آمد مرا دید که شش متر آن‌طرف‌تر ایستاده بودم؛ اما تفنگش را پایین نیاورد. درست وسط دو چشمم را نشانه گرفت. صاف به او خیره شدم، با چهره‌ای رنگ‌پریده. پاهایم به کف زمین چسبیده بود. کس دیگری در خانه نبود. بخشی از من از او انتظار داشت که ماشه را بکشد. در آن زمان، دیگر اهمیت نمی‌دادم که زنده بمانم یا بمیرم. یک پسر هشت‌ساله خسته و ساده بودم که دیگر از ترس از پدرم خسته شده و از اسکیت‌لند بی‌زار بودم. بعداز یکی‌دو دقیقه تفنگش را پایین آورد و به طبقه بالا برگشت.

برای مطالعه‌ی جمله‌های بیشتری از کتاب، بخش نمونه کتاب را رایگان دانلود کنید.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:نمی توانی به من آسیب بزنی
عنوان دیگر:بر ذهنت چیره شو و ناممکن را ممکن کن!
موضوع:زندگی‌نامه
نویسنده:دیوید گاگینز
مترجم:میلاد بشیری
انتشارات:انتشارات میلکان
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۵/۰۶
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۳۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۷۸۴۵۲۷۱
تعداد صفحه‌ها:۳۱۵ صفحه
قیمت کتاب:۲۲۵۰۰ تومان
برچسب:مجموعه پرفروش‌های نیویورک تایمز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

9finger
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۵

متاسفانه یه عده بدون خوندن کتاب خودیاری یا زحمت عمل به توصیه هاش میان و میگن که کتاب جزو کتابای زرده و ارزش خوندن نداره ببینید دوستان شما وقتی میخواین یه کتاب رو شروع کنین اول از همه باید هدفتون...بیشتر

۴
Mahdi 72
۱۴۰۰/۰۶/۰۱

جمله کلیدی این کتاب زندگی یک بازی است و اگر بتوانی صدای درون را کنترل کنی؛ زندگی ات را کنترل خواهی کرد. تو این کتاب این مفهوم به طور زیبایی شرح داده شده است.

۰
نــے‌آیش🐋
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۲

.. "هیچ شوق و انگیزه‌ای در زندگی من نبود! اما خوب می‌دانستم اگر به زانو زدن دربرابرِ ترس‌ها و احساسِ بی‌کفایتی‌ام ادامه دهم، درواقع به آن‌ها اجازه‌ داده‌ام آینده‌ام را به من دیکته کنند. تنها گزینه‌ی پیشِ رویم این بود...بیشتر

۴
shahabclick
۱۳۹۸/۰۷/۲۷

این کتاب هفته های متوالی جزو پرفروش های آمازون و .. بوده . دیوید گاگینز فوق العاده اس

۰
Saman
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۶

من این کتاب نسخه چاپیش رو دارم و دو یا سه بار خوندم این کتاب رو، بیشتر میتونم بگم به عنوان یه زندگی نامه میشه بهش نگاه کرد تا اینکه خیلی زیاد چیزی ازش یادبگیرید ولی در کل روی من...بیشتر

۰
دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۱

کودکی نویسنده کتاب، دیوید گاگینز، با فقر و تعصب و آزار جسمی همراه بود. در این کتاب، گاگینز سفر شخصی خود را از افسردگی و نفرت از خود به موفقیت نشان می‌دهد. او تکنیک‌هایی را معرفی می‌کند که خودش برای غلبه بر افکار...بیشتر

۰
mahdokht
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۹

کتاب فوق العاده بود...از خوندنش کیف کردم وواقعا دلم میخواست همون موقع بلندشم وبرای هدفام بجنگم...

۱
پوریا
۱۳۹۸/۰۸/۰۴

کتاب بسیار خوبیه

۰
melika
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۱۹

یکی از واقعی ترین کتاب هایی هست که خوندم . دور از کلیشه و جذاب

۰
آرین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۲۸

این کتاب واقعا کتاب خوب و بی نظیری هستش و من از خوندش کلی لذت بردم و انرژی مثبت گرفتم. نویسنده کتاب قشنگ توضیح میده که تو زندگیش چجوری با قدرت ذهن و تلاش از هیچ چیز به همه چیز...بیشتر

۰
Shazada Khan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۳

من مدیون کتاب‌ هستم از صفر تا قدرت های کی تصور اش دور از حقیقت بود انجام داد و زندگی پر از درد به ما آموخت چطور کنار بروم به موفقعیت وست پیدا کنیم.. تشکرر از ناشر و نوسینده

۰
مامان نقّاش
۱۴۰۱/۰۵/۲۵

با این کتاب، تشویق میشید که خودتون رو به چالش بکشید و ببینید که انسان چه ظرفیت بی‌انتهایی داره و اکثر مردم از مقدار کمی از ظرفیت شون استفاده میکنن🙃 نکته ی مهم اینه که، در پایان هر یک از فصل های...بیشتر

۰
Talieh Faezi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۴

من نسخه چاپی این کتاب خوندم بسیار خوب و آموزنده هست بنظرم

۰
Kourosh Darughe
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۲

اینستاگرام تنها نکته ی مثبتی که برا من داشت این بود (آشنا شدنم با دیوید گاگینز) این کتاب فوق العادست

۰
کوثر موسوی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۱۸

قبل از خوندن کتاب توصیه میکنم مصاحبه دیوید گاگینز رو با اندرو هیوبرمن نوروبیلوژیست مشهور ببینید ... و بعد با دید باز برید سراغ خوندن کتاب ... قبل از دیدن این مصاحبه و خوندن کتاب فقط احساس زرد بودن مطالب...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

tomorrow
۲۱۷
وقتی خسته شدید، دست از کار نکشید. هروقت کارتان تمام شد، دست از کار بکشید
sedaghat
۱۳۶
بدترین دشمنم خودم بودم!
tomorrow
۱۰۰
«همهٔ این‌ها تقصیر خودته. می‌دونم همه‌چی به‌هم ریخته. می‌دونم چه سختیایی رو تحمل کردی. من همراهت بودم احمق! کریسمس لعنتی مبارک. هیچکی برای نجاتت نمی‌آد. نه مادرت و نه حتی ویلموث. هیچکی! همه‌چی به خودت بستگی داره.»
امیربهـراد
۱۰۰
آن احساس منفی همان انگیزهٔ درونی برای تغییر است
مرضیه (مهسا)
۸۱
بدانید چرا می‌جنگید تا بتوانید در نبرد بمانید!
SGhamari
۶۹
انگیزه تقریباً هیچ‌کس را تغییر نمی‌دهد. جبران قرعهٔ بدِ تقدیرِ من فقط و فقط بر دوش خودم بود.
SGhamari
۶۵
اعتمادبه‌نفسی که برای به‌دست‌آوردنش نقشه کشیده بودم از خانواده‌ای عالی یا استعدادی خدادادی به دست نیامده بود؛ بلکه از مسئولیت‌پذیریِ شخصی ناشی شده بود و این چیزی بود که برای من احترام به خود به همراه داشت و احترام‌گذاشتن به خود، همواره راه پیشِ‌رو را روشن می‌کند.
Raymond
۶۰
باید وقتی بدترین احساس را دارید بهترین چهره‌تان را به نمایش بگذارید
Raymond
۴۴
من از زیبایی بی‌رحمانهٔ تماشای روح یک مرد که تخریب می‌شد اما دوباره برمی‌خاست تا بر تمام موانع راهش غلبه کند نیرو می‌گرفتم.
Sarina
۴۲
از گذشته‌ای فرار می‌کردم که دیگر من را تعریف نمی‌کرد و به‌سمت آینده‌ای می‌رفتم که هنوز چیز زیادی از آن نمی‌دانستم. تنها چیزی که می‌دانستم این بود که قرار بود سختی بکشم و البته هدف داشتم. و این‌که من آماده بودم.