با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب تندباد اثر حسین سلیمانی‌نژادoff

کتاب تندباد

نویسنده:لوران گودهمترجم:حسین سلیمانی‌نژادانتشارات:نشر چشمهسال انتشار:۱۳۹۷تعداد صفحه‌ها:۱۳۹ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۰از ۲ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر چشمه

سال انتشار۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها۱۳۹ صفحه

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر

معرفی کتاب تندباد

«تندباد» رمانی درباره وفاداری به قلم لوران گوده فرانسوی است که در پانزدهم اوت ۲۰۱۰ در انتشارات اکت‌سود چاپ شد. گوده نویسنده‌ای است که در هر یک از آثارش به گوشه‌ای از جهان سر می‌زند و با پرداختن به رویدادها، آداب‌ورسوم، تاریخ، عقاید و مصیبت‌هایی که انسان خواسته یا ناخواسته با آن‌ها درگیر است، پنجرهٔ دنیای متفاوتی برابرِ چشمان ما باز می‌کند. او در این اثر به امریکا پا می‌گذارد و قهرمانانش را از نیواورلئان و لوئیزیانا انتخاب می‌کند، شخصیت‌هایی که خود را رودرروی تندبادِ کاترینا در اوت ۲۰۰۵ می‌بینند و خط سرنوشت‌شان در تصویری از آخرزمان با هم تلاقی می‌کند. با شروع توفان در جنوب ایالات متحده، اکثر محله‌های مرفه‌نشین تخلیه شده‌اند، اما ساکنان سیاه‌پوستِ بخش‌های فقیر در خانه‌های خود مانده‌اند چون نه وسیله‌ای برای فرار دارند و نه تمایلی، چرا که زندگی برای آن‌ها در جای دیگر بی‌معناست. «سال‌های سال است که کنار هم زندگی می‌کنیم، ساعت‌های درازِ زندگیِ بربادرفتهٔ خود را با هم تقسیم می‌کنیم و نیازی به حرف زدن نداریم. سال‌های سال است که هم را می‌شناسیم، از کوچک‌ترین واکنش‌های یکدیگر باخبریم و لازم نیست به هم چیزی بگوییم. سال‌های سال است که یاد گرفته‌ایم پیکری واحد باشیم، مقابلِ حرکات دیگران واکنش نشان دهیم و افکارشان را بخوانیم، برای همین وقتی ولمن ناله‌کنان روی زمین افتاد می‌فهمیم چه خبر است، می‌فهمیم اتفاقی دارد می‌افتد که تصمیم‌گیرنده‌اش هیچ‌یک از ما نیست ولی همگی در آن شرکت خواهیم کرد.» گوده، که پس از فاجعه کاترینا بسیار منقلب شده بود، شروع به گردآوری عکس‌ها و مقاله‌هایی از روزنامه‌های آن روزها کرد تا داستانش را شکل دهد. او در این داستان بسیار از تمثیل‌های کتاب مقدس و تورات استفاده کرده اما خودش اظهار می‌کند، همه آنها اتفاقی بوده است.

نظرات کاربران

شلاله
۱۳۹۸/۰۶/۰۳

سومین کتابی که از لوران گوده خواندم . توصیف این کتاب در یک کلمه : باشکوه

نرگس
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

افتضاح؛ نه منطق روایی، نه شخصیت پردازی، نه باورپذیری؛ هیچ

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱)
دلم می‌خواهد دنیا ببیند که من، ژوزفین لینک استیلسون، عصبانی‌ام، صد سال خشمِ فروخورده‌ام و هر جا می‌روم شرمساری و سرکشی را مانند دنبالهٔ بلندِ لباسی با خودم می‌کشم.
شلاله