با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب مردمان فرودست اثر فئودور داستایفسکی

دانلود و خرید کتاب مردمان فرودست

۴٫۳ از ۲۶ نظر
۴٫۳ از ۲۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مردمان فرودست  نوشته  فئودور داستایفسکی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مردمان فرودست

«مردمان فرودست» اولین رمان فئودور داستایفسکی، نویسنده برجسته روس است. این رمان در قالب مجموعه‌ای از نامه‌ها بین سال‌های ۱۸۴۵-۱۸۴۴ نوشته شده است. این رمان آنقدر دو منتقد بزرگ و صاحب‌نام روس بلینسکی و نگراسوف را به شوق آورد که اعلام کردند ستاره درخشانی در عالم ادبیات متولد شده است. ماکار دوشکین، کارمند نسخه‌بردار یک اداره دولتی بی‌اهمیت است. او شغل واقعی خودش را قربانی شدن می‌داند. او فردی صدیق، با وجدان، خحالتی و گوشه‌گیر است؛ از زد و بند و دسیسه‌هایی که همکارانش به‌کار می‌برند، کناره می‌گیرد. اما در نهایت آنان با او دشمنی می‌کنند. شکنجه دادن او منشا انرژی، تفریح و کانون و محور زندگی اداری آنان می‌شود. دوشکین خود را در میان آنان، یک موش بیچاره توصیف می‌کند. دوشکین سرخورده از این اوضاع و ناتوان از مقابله با بدسیرتی همکارانش برای تسکین خود کاری می‌کند. قلم برمی‌دارد و می‌نویسد. او همچنان‌که بار دلش را برای دوست یا محبوبی به اسم واروارا آلکسیونا خالی می‌کند، کم‌کم می‌فهمد که حرفی برای گفتن دارد. سبک نوشتاری نامه‌ها بسیار معمولی است، گاه با تکرارهای فراوان، جمله‌های شکسته بسته، اما پراحساس، سرشار از محبت و عاطفه. داستایفسکی با همین رمان اولش پدیده جدیدی را به دنیای روانشناسی معرفی کرد. و آن تجزیه و تحلیل و روان‌کاوی ذهن بود. او با تجزیه و تحلیل و روان‌کاوی ذهن خودش و آن‌چه در آن به‌صورت صدها شخصیت متفاوت، با اخلاق‌ها و روحیه‌های گوناگون وجود داشت، سبک جدیدی را در عالم نویسندگی ایجاد کرد که سرمشق و راهنمای بسیاری از نویسندگان جهان پس از خودش شد. سبک احساسی و چهارچوب طبیعت‌گرای نامه‌ها بهانه‌ای است برای تحقیق و بررسی ضمیر ناخودآگاه آدم‌ها. در نامه‌های این دو نفر بسیاری مطالب پنهان و ناگفته می‌مانند، اما گاه، انگار ناآگاهانه پرده از روی احساس‌های بیان نشده کنار زده می‌شود و خواننده را منقلب می‌کند. طبیعی بود که با وجود چنین ظهوری از داستایفسکی، پایان کارش «برادران کارامازف» باشد که همچون نگینی بی‌همتا برای همیشه بر قله ادبیات جهان می‌درخشد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹)
yazdaan
۱۳۹۹/۰۷/۲۲

شاید بگم نزدیک شیش ,هفت دفعه مینی سریاله جنایت و مکافات رو دیدم و دودفعه هم کتابشو خوندم,و هردفعه هم بیشتر جذب کاراکترا و روانشناسی داخل کتاب میشدم... داستایفسکی نویسنده ای با قدرت کالبدشکافی روح بشر,و آشکارکننده خلقیات و رفتارهای آدمی

- بیشتر
Fāřñäż
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

این کتاب اولین رمان داستایوسکی و در قالب مجموعه نامه های بین دو نفر هست، فقط میشه گفت: عالی هست. ترجمه فوق العادست.

AS4438
۱۳۹۹/۰۷/۱۱

عالی، کتابی بانام بیچارگان وترجمه ای دیگرهست، اما؛ این کجا وآن کجا! این کتاب واقعا" خواندنیست.

نجمه
۱۴۰۰/۰۱/۲۶

داستانی لطیف، پر احساس و غم انگیز. شاید سرگذشتی شبیه شخصیت های داستان نداشته ام، اما از آنجا که جوهر وجود آدم ها یکی است، چند روزی دیوار به دیوار خانه شان زندگی کردم و همراهشان رنج کشیدم.

mat!n
۱۳۹۹/۰۶/۱۰

با این کتاب زندگی کردم،گریستم،بغض کردم و درد کشیدم.

خانم‌ مهندس کتابخون
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

عالی بود کتابهای داستایوفسکی یکی از یکی بهتره...

amin azadi
۱۴۰۰/۰۸/۲۳

با توجه به اینکه اولین کتاب داستایوفسکی بزرگ بود قابل قبول بود ولی گاهی خیلی خسته کننده میشد ولی با داستایوفسکی باید خود را و ذهن خود را سپرد به نویسنده و لذت برد از کنکاش ذهنی شخصیت های داستان

- بیشتر
hedayat Homa
۱۴۰۰/۰۵/۰۲

کتاب خیلی خوبی بود ، با این که اولین اثر داستایوفسکی است بسیار قوی وجذاب است من آثار دیگری از ایشان مطالعه کرده ام که رد پای جهان بینی درست در همه ی آنها مشهود است بدون شک آثار داستایوفسکی

- بیشتر
کاربر ۲۴۰۴۸۲۸
۱۴۰۰/۰۲/۰۲

قلم ساده و روان و احساسی خیلی خوبه این کتاب ، معمولی در عین حال عمیق

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۰)
آدم می‌تواند یک عمر زندگی کند، بی‌آن‌که بداند چنین کتاب‌هایی وجود دارند، کتاب‌هایی که تمام زندگی‌تان را مثل کف دست نشان‌تان می‌دهند.
محمدبن‌علی
افکاری هم که در سر دارم کمی عجیبند، انگار آن‌ها هم جایی‌شان درد می‌کند،
vafa
خیلی وقت‌ها پیش می‌آید که آدم در احساس‌هایش سردرگم می‌شود و حتا به جنگ آن‌ها می‌رود. اما زمانی هم می‌رسد که آدم قلبش از شعلهٔ گیج کننده‌ای سرشار است. اگر پا کشان به خانه برگشته‌ام، نمی‌توانم بگویم موفق شده‌ام برگردم. سردردی که به ناگهان دچارش می‌شوم، بی‌شک نشانه‌ای است.
vafa
امکانِ در آرامش زندگی کردن در گوشه‌ای، برای هیچ کس وجود ندارد که نه کسی مزاحمش شود و نه او مزاحم کسی، هیچ‌کس در کارها و زندگی‌ات مداخله‌ای نکند، کسی نخواهد بفهمد در خانه‌ات چه می‌کنی
محمدبن‌علی
دوست داشتن را بلدم و می‌توانم دوست داشته باشم، اما فقط همین، کار دیگری از دستم ساخته نیست
نجمه
تیره‌روزی بیماری‌ای مسری است. بیچاره‌ها و تهیدست‌ها باید از یکدیگر بپرهیزند تا بیش‌تر از این بیچاره و تهیدست نشوند.
AS4438
خاطره‌ها چه تلخ باشند و چه شیرین، آدم را زجر می‌دهند، یا دست کم برای من این‌طور است؛
Fāřñäż
دوست داشتن را بلدم و می‌توانم دوست داشته باشم، اما فقط همین، کار دیگری از دستم ساخته نیست
خانم‌ مهندس کتابخون
چرا سرنوشت بی‌رحم باید این همه به شما سخت بگیرد؟
AS4438
ادبیات نگو، مربا بگو، شیرین و دلچسب، قشنگ مثل گل‌ها، باور کنید، صفحه‌ها را که باهم جمع کنید، یک دسته گل می‌شوند
نجمه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۲۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۵/۰۹
شابکundefined
تعداد صفحات۲۲۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۵/۰۹