جملات زیبا از متن کتاب مردمان فرودست | طاقچه
تصویر جلد کتاب مردمان فرودستsubscriptionAvailable

کتاب مردمان فرودست

۴.۲(از ۴۵ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۹۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

آدم می‌تواند یک عمر زندگی کند، بی‌آن‌که بداند چنین کتاب‌هایی وجود دارند، کتاب‌هایی که تمام زندگی‌تان را مثل کف دست نشان‌تان می‌دهند
Mohammad
۳۷
فقط کتاب‌هایی را می‌خوانم که انگار خودم آن‌ها را نوشته‌ام، انگار کم و بیش آن‌چه را در دل داشته‌ام، در آن‌ها آورده‌ام، آن‌گونه که بوده، خوب یا بد، همه چیز را به آن شکلی که بوده به‌طور کامل به مردم نشان داده‌ام، با همهٔ جزئیات
Mohammad
۳۱
دوست داشتن را بلدم و می‌توانم دوست داشته باشم، اما فقط همین، کار دیگری از دستم ساخته نیست
Mohammad
۲۵
آدم می‌تواند یک عمر زندگی کند، بی‌آن‌که بداند چنین کتاب‌هایی وجود دارند، کتاب‌هایی که تمام زندگی‌تان را مثل کف دست نشان‌تان می‌دهند.
Mohammad Javad
۱۹
افکاری هم که در سر دارم کمی عجیبند، انگار آن‌ها هم جایی‌شان درد می‌کند،
Rey
۱۴
امکانِ در آرامش زندگی کردن در گوشه‌ای، برای هیچ کس وجود ندارد که نه کسی مزاحمش شود و نه او مزاحم کسی، هیچ‌کس در کارها و زندگی‌ات مداخله‌ای نکند، کسی نخواهد بفهمد در خانه‌ات چه می‌کنی
Mohammad Javad
۸
چرا، واقعا چرا برای بعضی‌ها پیش از زاده‌شدن، سرنوشت برای‌شان خوشبختی را باید رقم بزند و برای عده‌ای دیگر دنیا، سرای بی‌نوایی و تیره روزی باشد؟ این واقعیت هم وجود دارد که خوشبختی بیش‌تر وقت‌ها به کسانی رو می‌آورد که سزاوارش نیستند.
مهسا نوری
۷
خاطره‌ها چه تلخ باشند و چه شیرین، آدم را زجر می‌دهند، یا دست کم برای من این‌طور است؛
*Eli*
۶
کبوتر قشنگم، تسلادهندهٔ کوچک نازنینم
Saeid
۶
دوست داشتن را بلدم و می‌توانم دوست داشته باشم، اما فقط همین، کار دیگری از دستم ساخته نیست
نجمه
۵
خاطره‌ها چه تلخ باشند و چه شیرین، آدم را زجر می‌دهند
Aseman
۵
تیره‌روزی بیماری‌ای مسری است. بیچاره‌ها و تهیدست‌ها باید از یکدیگر بپرهیزند تا بیش‌تر از این بیچاره و تهیدست نشوند.
AS4438
۴
از قلب پاک و فرشته‌وارتان مطمئنم
Saeid
۳
در ذهنم، لبخند دلپذیر شما، فرشتهٔ من، لبخند چنان دلنواز و مهربانانه‌تان کاملا درخشان است
Saeid
۳
پشت میزم کار می‌کنم، می‌خوابم، بیدار می‌شوم، می‌دانم که شما آن‌جا توی اتاق‌تان به من فکر می‌کنید، مرا از یاد نمی‌برید
Saeid
۳
چرا سرنوشت بی‌رحم باید این همه به شما سخت بگیرد؟
AS4438
۲
ادبیات نگو، مربا بگو، شیرین و دلچسب، قشنگ مثل گل‌ها، باور کنید، صفحه‌ها را که باهم جمع کنید، یک دسته گل می‌شوند
نجمه
۲
آدم در جایی که به آن عادت دارد خود را خیلی راحت‌تر احساس می‌کند: حتا اگر بدبخت باشد، باز بهتر است.
Tiyara_banani
۲
با تمام وجود دوست‌تان دارم
Saeid
۲
ادبیات نگو، مربا بگو، شیرین و دلچسب، قشنگ مثل گل‌ها، باور کنید، صفحه‌ها را که باهم جمع کنید، یک دسته گل می‌شوند.
Aniki
۲
ادبیات یک تابلو است، یعنی دیدگاهی خاص، یک تابلو و یک آینه. بیان احساس‌ها، انتقادی ظریفانه، سرمشقی مستند برای اخلاق.
Mohammad Javad
۱
آه وارنکا، وقتی بچه‌ای در فکر فرو می‌رود، خوشم نمی‌آید، صحنهٔ ناخوشایندی است. عروسکی پارچه‌ای روی زمین افتاده. دخترک با آن بازی نمی‌کند و انگشتش را روی لب‌هایش گذاشته از جایش تکان نمی‌خورد. صاحب‌خانه آب‌نباتی به او داده، آن را گرفته، اما نخورده است. خیلی غمناک است، وارنکا، این‌طور نیست؟
Zeina🌸💕
۱
دوست داشتن را بلدم و می‌توانم دوست داشته باشم، اما فقط همین، کار دیگری از دستم ساخته نیست
Zeina🌸💕
۱
اما زمانی هم می‌رسد که آدم قلبش از شعلهٔ گیج کننده‌ای سرشار است.
نجمه
۱
پوکروفسکی بیش‌تر وقت‌ها کتابی به من می‌داد. من هم ابتدا برای این‌که خوابم نبرد، بعد با دقت و سرانجام آزمندانه آن‌ها را می‌خواندم. ناگهان چشم اندازهای جدید فراوانی جلو دیدگانم گسترده شدند، چشم اندازهایی که تا آن موقع کوچک‌ترین اطلاعی از آن‌ها نداشتم. فکرهایی جدید، احساس‌هایی تازه، ناگهان همچون شطی گسترده و پرآب در دلم جاری شدند.
نجمه
۱
بیش‌تر وقت‌ها آدم بدون هیچ دلیلی به نابودی خودش می‌کوشد، خود را از خاک، از تکه‌ای چوب خشک پست‌تر می‌کند.
Aseman
۱
نگاه کردن به گذشته، خیلی ساده آدم را می‌ترساند. و گذشته چنان دردناک است که فقط با به‌یاد آوردنش، قلب آدم ریش می‌شود.
Tiyara_banani
۱
خیلی وقت‌ها پیش می‌آید که آدم در احساس‌هایش سردرگم می‌شود و حتا به جنگ آن‌ها می‌رود. اما زمانی هم می‌رسد که آدم قلبش از شعلهٔ گیج کننده‌ای سرشار است.
Tiyara_banani
۱
ادبیات یک تابلو است، یعنی دیدگاهی خاص، یک تابلو و یک آینه. بیان احساس‌ها، انتقادی ظریفانه، سرمشقی مستند برای اخلاق.
Tiyara_banani
۱
روح من، گنج من، آهوی من
Saeid
۱