با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب دوئل و چند داستان دیگر اثر آنتوان چخوفoff

کتاب دوئل و چند داستان دیگر

نویسنده:آنتوان چخوفمترجم:مهدی افشارانتشارات:انتشارات مجیدسال انتشار:۱۳۹۵تعداد صفحه‌ها:۴۰۰ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۷از ۱۰ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها۴۰۰ صفحه

دسته‌بندی
داستان کوتاه۱ مورد دیگر
معرفی نویسنده
عکس آنتوان چخوف
آنتوان چخوف
روس | تولد ۱۸۶۰ - درگذشت ۱۹۰۴

آنتوان پاولویچ چخوف، در سال ۱۸۶۰، در شهر تاریخی و بندریِ «تاگانروگ» در جنوب روسیه به دنیا آمد و در سال ۱۹۰۴، درگذشت. با گذشت یک قرن از زندگی این نویسنده، او هنوز هم یکی ...

معرفی کتاب دوئل و چند داستان دیگر

آنتوان چخوف از مردم فقیر روسیه بود. در نوزده سالگی برای ادامه تحصیل به مسکو رفت و همزمان با نگارش داستان‌های کمیک برای مجلات مردم‌پسند به خانواده‌اش کمک مالی می‌کرد.در دهه ۱۸۸۰ او را به عنوان نویسنده داستان‌های تخیلی می‌شناختند، در حالی که در ملک کوچکش نزدیک مسکو به طبابت هم می‌پرداخت. کم کم به نمایش‌نامه‌نویسی هم رو آورد اما پس از نوشتن دو شاهکارش، سه خواهر و باغ البالو دست از نمایش‌نامه نویسی کشید.یازده داستان این کتاب از میان داستان‌های کوتاه سال‌های بلوغ آنتوان چخوف برگزیده شده‌اند که در مجموعه‌ای به اسم «معلم روسی» به چاپ رسیده بودند.در این مجموعه ما با موضوعاتی مثل توهمات رمانتیک درباره عشق، تباهی و ورشکستگی در ازدواج به خاطر امور جزئی خانوادگی و عوام‌زدگی روستاایی روبه‌رو هستیم که همه این پیام را برای مخاطب دارند: با نان خالی نمی‌شود زندگی کرد.داستان دوئل بلندترین داستان این مجموعه است.جوانی زنی تنها اما شوهردار را می‌فریبد و با خود به قفقاز می‌برد. در این بین شخصی به اسم فن کورن که یک جانورشناس است مقابل جوان داستان قرار می‌گیرد و می خواهد در یک دوسل او را از بین ببرد؛ دوئل نافرجام می ماند اما جوان داستان دچار تحول روحی می‌شود.«بعد از آن‌که آفتاب غروب کرد و تاریکی همه‌جا گسترده شد، سرانجام اضطراب به‌سراغش آمد، ترس از مرگ نبود، چون به‌هنگام غذاخوردن و ورق بازی، کاملا متقاعد شده بود دوئل نتیجه‌یی نخواهد داشت؛ ترس از چیزی ناشناخته بود، از حادثه‌یی جدید در زندگی‌اش که قرار بود فردا رخ دهد و وحشت از فرا رسیدن شب. می‌دانست آن شب، شبی طولانی و بی‌خواب خواهد بود و خود را می‌دید که نه‌تنها به فن‌کورن و نفرت او نسبت به خودش می‌اندیشد، بلکه درمورد انبوه دروغ‌هایی فکر خواهد کرد که بر فراز آن ناچار بود راه خود را بگشاید و قدرت و توان آن را نداشت از آن‌ها دوری گزیند. مثل آن بود که به‌ناگاه بیمار شده باشد. در یک‌لحظه شوقش برای بازی ورق فرونشست و در جمع ناآرام شد و از آنان خواست به او اجازه دهند به خانه برود. می‌خواست برای رفتن به بستر شتاب بورزد و آرام بخوابد و افکارش را برای شبی که در پیش بود، آماده گرداند. ششکوفسکی و رییس ادارهٔ پست او را در خانه دیدند، سپس به خانه فن‌کورن رفتند تا دربارهٔ دوئل بحث کنند.»

نظرات کاربران

Arian
۱۴۰۰/۰۱/۰۹

کتاب دوعل چخوف فوق العاده است اما خب باید بدونی از چه کتابی خوشت میاد اما این کتاب یک روایت بی نظیره از یک مرد خیلی خفن(از نظر من :))که یکسری اتفاقات براش میوفته که خیلی جذاب بود برای من

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱)
سامویلنکو با صدای بلند گفت: "کربلایی سلام، چه‌طوری عزیز؟ ما یه‌خرده اون‌طرف‌تر می‌شینیم. برامون سماور و چندتا صندلی بیار، باشه؟ یه‌خرده دست بجنبون." کربلایی سر تراشیده‌اش را به تأیید تکان داد
mina