آوادوتاگیتا، «سرود رستگاری»، یک متن از مکتب فلسفی کهن ودانته (از مکاتب فلسفی ششگانه کهن هند) است. این متن منظوم به داتاتریا (Dattatreya)، داتا فرزند اَتْری، نسبت داده شده است که او را صورت تجسد یافته یزدانی و نماینده تثلیث (برهما، ویشنو، و شیوا) در نظر میگیرند. هیچ مدرک و شاهد تاریخی درباره زندگی این شخص وجود ندارد با این همه قدمت او و اثرش را دوهزار سال تخمین زدهاند. برخی از پوراناها، یا متون اساطیری (کتب پیشینگان که تعدادشان به ۱۸ عدد میرسد)، ذکری از او به میان آوردهاند. در بین آنها مارکاندیا بیشترین شرح را در باره او دارد؛ اما حتا این هم آمیخته است به افسانه و تازه به هیچ رو آگاهیبخش نیست.
اطلاعات موجود از مارکاندی هم محدود است. او ز پدر و مادری بسیار پارسا زاده شد، اتْری نام پدر و اناسویا نام مادر او بود؛ در اوان حیات به جنگاوری شناخته بود، و خیلی زود دل برکنْد و ترک علائق گفت و خود را وقف یوگا کرد، تا به رستگاری رسید و به آوادوتا تبدیل شد.
در ذهن هندو، داتاتریا مظهر وارستگی و نمونه چنین شکوفایی و شناختی است. شناختی که فراتر است از دوئی و نادوئی. سراینده این آوادوتاگیتا هر کسی بوده باشد، باید مردی بوده باشد با برترین ادراک روحی و معنوی. یک واصل بهحق.
آوادوتا (آ نشان نفی که در زبانهای آریایی مشترک است و دو نیز با عدد دو فارسی یکی است)، آنکه از دوئی و نادوئی رهیده، به معنی جان وارسته است.
کتاب حاضر پس از پیشگفتار و هشت فصل کوتاه درباره خدایان و فلسفه و عرفان هندی، وارد متن سرود رستگاری میشود که هشت بهره (فصل) دارد. در این هشت فصل مباحث عمیق عرفانی، فلسفی، الهی و اخلاقی هند بیان شدهاند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب سرود رستگاری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
این متن بنابر گزارش ویکی پدیا مربوط می شود به سده های نهم و دهم میلادی مصادف با قرون دوم و سوم هجری. هفت فصل نخست آن هویتی کهن تر از فصل آخر آن دارند و فصل آخر احتمالا بعداً...بیشتر
۲. فرزانه کسی است که هشیاریاش آسیب ندیده از شهوات، آن که مسلط است بر خود، با آهستگی است و پاک، و بیچیز، آن که فارغ است، کمخوار است، آرام است و پایدار، و پناهیده در من.
Pouyan
۳
دم واپسین: دم مردن. در هند، بر اساس باوری که در بهگودگیتا بیان شده معتقدند که اندیشه آخرین در ذهن میرنده هستی آتی او را تعیین میکند. بازگشت مجدد او بر اساس فکر دم واپسین او تعین پیدا میکند. ترک علائق و کشتن آرزو از همین روی لازم میشود. این، البته، در مورد کسی که به دانش خود دست یافته صادق نیست.
Elahe.G
۲
تو را نه مادری است، نه پدری، نه فرزندی، نه دوستی، نه خویشاوندی. تو را نه خوشایند است و نه ناخوشایند. این تاسه و هراس از چیست در ذهن تو؟
Pouyan
۱
نه وداهایند، نه جهانها؛ نه خدایانند، نه قربانها. قطعآ نه مراتبی هست، نه مراحل زندگانی، نه خانمان، نه تولد. نه راه دود است و نه راه نور. تنها حقیقت برین هست، برهمن همگون.
Pouyan
۱
جسته از دام امید و رسته از آئینهای پالاینده، مرد رستگار غریق در مطلق است. چنین، برخاسته از سرهستی، اوست حقیقت، پاک و بیآلایش.
marziation
۱
۱۹. حقا که حقیقتی، بر کنار از تغییر، آرمیده و یکتا، از خمیره آزادی. نه تو را وابستگی است و نه بیزاری. دریغا که در رنج و شکنجی به آرزومندی چیزها.
marziation
۱
خود نه در بند آفرین نکوست و نه نفرین نکوهیده. مرا نشاید کردوکار این سرایی یا آن سرایی. هستی را پاکی به یکسان میبرازد، پاکی پاک و پاکیزه. چرا تو که همانا همگانی، به دل گریانی؟
Disney frczen
۱
تو یگانهای با دورترین ستاره و کوچکترین تیغه علف.
Elahe.G
۱
خوشخویان (ساتویک) ستاینده خدایانند؛ تندخویان (راجاسیک) ستاینده منشها و نوابغند؛ بدخویان (تاماس) ستاینده اشباحند و ارواح.
بهگودگیتا
Marty foreboding
۱
حتا از یگانگی و وحدت نمیتوان در مورد خود سخن گفت، از آنجا که متضمن چندگانگی است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این متن بنابر گزارش ویکی پدیا مربوط می شود به سده های نهم و دهم میلادی مصادف با قرون دوم و سوم هجری. هفت فصل نخست آن هویتی کهن تر از فصل آخر آن دارند و فصل آخر احتمالا بعداً...بیشتر
ترجمه خوبی ندارد.