معرفی و دانلود کتاب سرود کریسمس + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سرود کریسمسsubscriptionAvailable

کتاب سرود کریسمس

نوع کتاب
۴.۵(از ۶۶ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سرود کریسمس

«سرود کریسمس» در میان همهٔ داستان‌ها و رمان‌های چارلز دیکنز، اثری خوشبخت و خوش‌اقبال است. داستانی نوستالژیک برای خوانندگان غربی و شیرین و احساس‌برانگیز برای همهٔ مردم دنیا. چارلز دیکنز این داستان را در سال ۱۸۴۳ و زمانی نوشت که شهرتی جهانی یافته بود. خوش‌اقبالی کتاب یکی ناشی از شهرت نویسنده بوده و دیگر، فیلم‌ها و کارتون‌ها و نسخه‌های مصور بسیاری که براساس آن تولید و به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. البته دیکنز بیش از هر چیز با رمان‌های «الیور توئیست» و «آرزوهای بزرگ» به موفقیت رسید: «اسکروج خیلی خسیس بود. گناهکار پیری که خیلی حریص و طمع‌کار بود! مثل سنگ چخماق که هیچ فلزی با برخورد با آن جرقه‌ای تولید نمی‌کند، سخت و برّنده بود. آدمی مرموز، تودار و منزوی بود. از سرمای درونش صورت پیرش یخ زده، بینی نوک‌تیزش بی‌حس، گونه‌هایش پرچین‌وچروک، راه‌رفتنش دشوار، چشمانش سرخ ولب‌های باریکش کبود شده بود. موقع صحبت هم با صدایی خشن و حالتی زیرکانه حرف می‌زد. انگار شبنمی سرد روی سر، ابروها و چانهٔ لاغرش را پوشانده بود. همیشه و همه‌جا این سرما را به همراه داشت؛ حتی چلهٔ تابستان هم دفترش سرد بود و کریسمس هم یک درجه گرم‌تر نمی‌شد. گرما و سرمای بیرون تأثیر چندانی روی اسکروج نداشت. نه گرمی هوا به او گرما می‌بخشید و نه هوای سرد به سرمای او می‌افزود. بادی با شدتی بیش از او نمی‌وزید و برف و بارانی مصمم‌تر از او نمی‌بارید. هوای نامساعد و طوفانی هم نمی‌توانست او را از پا درآورد. شدیدترین برف و باران و تگرگ هم فقط به‌این‌دلیل می‌توانستند به برتری خود به او ببالند که سخاوتمندانه می‌باریدند اما، اسکروج هرگز سخاوتی از خود نشان نمی‌داد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سرود کریسمس و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سرود کریسمس
عنوان انگلیسی:A Christmas carol
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:چارلز دیکنز
مترجم:وجیهه آیت‌اللهی
انتشارات:بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۵/۰۶/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۸.۱۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۲۵۳۲۸۶۲
تعداد صفحه‌ها:۱۷۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۵۵۰۰۰ تومان
برچسب:داستان انگلیسی، مجموعه کریسمس

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

_echo_
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۱/۰۳

این کتاب مخصوص حال و هوای برفی این روزاست.❄ 📘 اسکروج، یه مرد پیر، خسیس، سرد و منزوی که آب از دستش نمیچکه و لبخندی به صورتش نمی نشینه و برقی توی چشماش نیست. مثل معنی اسمش صخره ای سخته. توصیفات چارلز...بیشتر

۱
کتاب باز
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

سرود کریسمس کلاسیکیه که خوندنش برای همه لازمه. شگفت انگیزه که یکنفر تو اون زمان تونسته داستانی به این زیبایی خلق کنه. من درگیری ذهنی برام پیش اومده که قیافه روح کریسمس سال بعد چه شکلیه. فک کنم به خاطر...بیشتر

۱
eradatiano
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۶

سلام هرچند بنده نسخه چاپی رو خوندم و درمورد این ترجمه نمی تونم نظر بدم یه توضیح کلی بدم: کتاب بر محور یه شخصیت خشک، خسیس و بد خلق به اسم اسکروچ می چرخه که از قضا ثروتمنده و همه زندگیش شده...بیشتر

۰
حسینی
۱۳۹۸/۰۸/۲۱

وقتی میخوندمش مرتب صحنه های همون کارتونی که بچگیامون ازش پخش میشد تو ذهنم مجسم میشد.شخصیت هاش اردک بودن. قشنگ بود

۳
Hanieh
۱۳۹۹/۰۹/۰۸

عاشششششق این کتابم خیلی غیر عادی دوسش دارم خیلی خوبه

۰
آسمان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۱

اولین کتاب غیر عاشقانه ای که عاشقش شدم❤ خدا رحمتت کنه دیکنز جون☺

۳
کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۷

نسخه چاپی با ترجمه ی دیگه رو خریدم. همه ی آثار چارلز دیکنز قشنگه. اتفاقات و دیالوگ هایی داره که گاهی انقدر زیبا ان که تو ذهن خواننده موندگار می شن. سبک زندگی و روابط شخصیت ها بسیار زیبا و...بیشتر

۰
motahareh
۱۳۹۷/۰۸/۲۰

فوق‌ العاده ست مگه میشه کسی این اثرو نخونده باشه؟

۵
raha
۱۳۹۷/۰۷/۱۴

خیلی قشنگ 👍👍👍

۰
🖤paria
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۰۵

من این کتاب و خیلی دوست داشتم البته من‌ نسخه ی چاپی‌ این کتاب رو خوندم... ترجمه‌ ی‌ محسن سلیمانی نشر افق... واقعا کتاب جالب و تاثیر گذاریه من‌ که لذت بردم 💙💙💙

۰
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۲

خیلی خیلییی زیبا بود⁦👌🏻🌸🌸🌸⁩ 😍😊 ،،،، داستان های چارلز دیکنز واقعا به یادماندنی و تحسین برانگیز هستن .‌‌‌... ✨⁦✍🏻⁩✨📚✨ ✨در صورت وجود غم و بیماری، هیچ چیزی مثل خنده و خوش خلقی نمی تواند موثر واقع شود....⁦ با دستانمان در زندگی بذر مهربانی...بیشتر

۰
$@D@£
۱۳۹۸/۱۰/۱۳

جالب بود ولی ترجمه‌ش زیاد خوب نبود، یه جاهاییشو اصلا متوجه نشدم

۰
Toska
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۱

من از نشر افق خوندمش ولی خود کتاب داستان کوتاه و آموزنده ای داشت که با خوندش قسمتی از روحت ب ارامش میرسید ) خیلی دوسش داشتم

۰
Baran
۱۳۹۸/۰۵/۲۳

فوق العاده بود🙂📚

۰
نور
۱۳۹۷/۰۹/۲۱

بسیار عالی و دلنشین

۰

بریده‌هایی از کتاب

آسمان
۳۰
اسکروج گفت: «البته که جدی می‌گم. کریسمس مبارک؟! برای چی خوشحالی؟ چه دلیلی برای خوشحال‌بودن داری؟ توکه آهی در بساط نداری!» خواهرزاده بابی‌خیالی گفت: «شما برای چی غمگین هستید؟ چه دلیلی برای بدخلق‌بودن دارید؟ شما که پول و ثروت زیادی دارید!»
"Shfar"
۲۶
«هرجور آدمی که می‌خواد باشه، بازهم می‌گم کریسمس و سال نوی اون پیرمرد مبارک.
neda
۱۱
اسکروج درحالی‌که می‌لرزید گفت: «بگو ببینم، برای چی توی غل و زنجیری؟» روح جواب داد: «این زنجیریه که خودم حلقه‌به‌حلقه و متربه‌متر تو زندگی‌ام درست کردم. من به ارادهٔ خودم این زنجیر رو درست کردم و به ارادهٔ خودم اون رو دور خودم انداختم.
آسمان
۶
از سرمای درونش صورت پیرش یخ زده، بینی نوک‌تیزش بی‌حس، گونه‌هایش پرچین‌وچروک، راه‌رفتنش دشوار، چشمانش سرخ ولب‌های باریکش کبود شده بود.
مهتاب
۵
روح جواب داد: «انسان دنیادوست، حالا من رو باور می‌کنی یا نه؟» اسکروج گفت: «باور می‌کنم. باید باور کنم؛ اما برای چی ارواح روی زمین راه می‌رند و برای چی سراغ من اومدند؟» روح در جواب گفت: «روح هر آدمی باید بین دوستانش راه بره و سفرهای دورودرازی داشته باشه. اگه تا وقتی زنده است، روحش به چنین سفری نره باید بعد از مرگش این کار رو بکنه. اون‌وقت محکوم می‌شه به اینکه کل دنیا رو بگرده و سرگردون باشه و اون‌وقته که باید شاهد چیزهایی باشه که دیگه نمی‌تونه با کسی سهیم بشه اما تا وقتی زنده بود می‌تونست با بقیه تقسیمش کنه و باعث شادی اون‌ها بشه. آه، وای بر من!»
آسمان
۵
وای! اما اسکروج خیلی خسیس بود. گناهکار پیری که خیلی حریص و طمع‌کار بود! مثل سنگ چخماق که هیچ فلزی با برخورد با آن جرقه‌ای تولید نمی‌کند، سخت و برّنده بود.
Mozhan
۵
اما برای چی ارواح روی زمین راه می‌رند و برای چی سراغ من اومدند؟» روح در جواب گفت: «روح هر آدمی باید بین دوستانش راه بره و سفرهای دورودرازی داشته باشه. اگه تا وقتی زنده است، روحش به چنین سفری نره باید بعد از مرگش این کار رو بکنه. اون‌وقت محکوم می‌شه به اینکه کل دنیا رو بگرده و سرگردون باشه و اون‌وقته که باید شاهد چیزهایی باشه که دیگه نمی‌تونه با کسی سهیم بشه اما تا وقتی زنده بود می‌تونست با بقیه تقسیمش کنه و باعث شادی اون‌ها بشه.
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
۳
اسکروج گفت: «مسیر زندگی آدم‌ها پایان مشخصی داره که اگه خواسته باشند به‌خوبی اون مسیر رو طی کنند، باید کسی هدایت‌شون کنه. اگه مسیرهاشون از هم جدا بشه پایانش هم تغییر می‌کنه.
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
۲
پس‌ازآن، چنان دوست خوب، رئیس خوب، و انسان خوب و نیکوکاری شد که در آن شهر قدیمی یا دیگر شهرها و حتی شهرهای کوچک‌تر و منطقه‌های دیگر هم به‌خوبی از او یاد می‌کردند. بعضی از مردم از اینکه می‌دیدند او آن‌قدر تغییر کرده است، به خنده می‌افتادند و او را مسخره می‌کردند اما، او اصلا ًبرایش مهم نبود و به خندهٔ آن‌ها توجهی نشان نمی‌داد چون او آن‌قدر عاقل بود و می‌دانست هیچ کاری در این دنیا نبوده که دیگران از اول به آن نخندیده باشند. او می‌دانست که چنین افرادی دارای نوعی ضعف و ناتوانی هستند و مجبورند با خندیدن ناراحتی خود را کمتر بروز دهند. او همین که در وجودش شادی را احساس می‌کرد، برایش کافی بود. اسکروج دیگر هیچ‌وقت در عمرش با روحی مواجه نشد و از آن به بعد انسان پرهیزکاری شد. مردم هم همیشه از او یاد می‌کردند و می‌گفتند او تنها کسی است که می‌داند چطور به‌خوبی کریسمس را جشن بگیرد. چه خوب است که از همهٔ ما هم همین‌طور یاد کنند و همان‌طورکه تیم‌کوچولو می‌گفت: «خدا به همه‌مون برکت بده!»
Shamini
۲
خنده‌ای که موقع گفتن این جمله به لب داشت، خنده‌ای که موقع پرداخت پول بوقلمون کرد، خنده‌ای که موقع پرداخت پول درشکه به لب داشت، خنده‌ای که موقع دادن پول به آن پسربچه کرد، همه آغازی بود برای آن خنده‌ای که با اشتیاق روی صندلی‌اش نشسته بود و آن‌قدر خندید که اشک‌هایش جاری شد.