با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
زنی میان ما

دانلود و خرید کتاب زنی میان ما

۳٫۹ از ۱۴۵ نظر
۳٫۹ از ۱۴۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب زنی میان ما  نوشته  گریر هندریکس  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب زنی میان ما

«زنی میان ما» اثر مشترک گریر هندریکس و سارا پکانن، یک داستان پیچیده و هیجان انگیز عاشقانه را روایت می‌کند. ونسا (نلی) و ریچارد زن و شوهری جوانند که ظاهرا زندگی عاشقانه و خوبی دارند اما ریچارد با زن دیگری هم در ارتباط است. یک مثلث عشقی اما نه از نوع همیشگی آن که تصور کنید تمام ماجرا را تا به آخر حدس خواهید زد. این کتاب در لیست پرفروش های ۲۰۱۸ نیویورک تایمز قرار دارد.

داستان دو راوی و دو زمان دارد. یکی دانای کل که زمان گذشته و رابطه ریچارد و ونسا را روایت می‌کند و دیگری ونسا که زمان حال را روایت می‌کند، گاهی از گذشته و از خاطراتش با ریچارد می‌گوید و گاهی در حال توصیف صحنه‌هایی است که از رابطه ریچارد با رقیبش می‌بیند:

«او تنها کسی بود که نلی صدایم می‌کرد...باورم نمی‌شد کسی مثل ریچارد این‌قدر به من علاقه‌مند باشد. وقتی کتش را درآورد بوی مرکباتی پیچید که پس‌از آن همیشه من را یاد او می‌انداخت. وقتی هواپیما پایین می‌آمد از من شماره‌تماس خواست. موقعی که داشتم شماره‌ام را می‌نوشتم دستش را آورد و به موهایم کشید. پشتم تیر کشید. این حرکتش مثل یک بوسه، صمیمی بود.

گفت «خیلی خوشگلن. هیچ‌وقت کوتاهشون نکنین.» از آن روز به بعد-تا گردباد عشقمان در نیویورک و مراسم عروسی در فلوریدا و سال‌هایی که در خانهٔ جدید ریچارد در وست‌چستر سپری شد-من همیشه نلی او بودم.»

ونسا یا همان نلی متعجب و مبهوت است که چرا همسرش با وجود عشق میانشان وارد رابطه دیگری شده‌است، غافل از این که دردسرها و سرگردانی‌ها و عذاب‌هایش ریشه‌ای عمیق‌تر از رابطه او و ریچارد دارد. گریر هندریکس و سارا پکانن در این داستان پیچیدگی‌های مخفی ازدواجی رشک‌برانگیز و حقایقی خطرناک از زندگی را برملا می‌کنند که به نام عشق شاید بارها آنها را انکار کرده‌ایم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹۷)
S O M A Y E , R
۱۳۹۹/۱۰/۰۲

خوب نبوددد

mohaddese
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

کتابش خوب بود ولی اخرش خوب تموم نشد خیلی باید بادقت خوند حجم مطالبی ک میگه سنگینه توی داستان گم میشی

Zeynab Hh
۱۳۹۹/۰۹/۲۸

خیلی دوسش داشتم

Ari
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

اونقد دوسش داشتم که در وصف نمیگنجه...

malih motevasseli
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

داستان خیلی زیبایی است ولی درکش برای بعضی ها سخته😊داستان قشنگی به نظر من بخونید☺ممنونم از نویسندش

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸۱)
جیغ در گلوی نلی شکست
سیّد جواد
وقتی به کلمه‌های نامزدش نگاه می‌کرد نفسی که از صبح در سینه‌اش سنگینی می‌کرد رها شد.
سیّد جواد
آفتاب کم‌رمق موقع بیدار شدنم باعث شد خیال کنم بیرون، هوا گرم است.
سیّد جواد
درمورد سال فارغ‌التحصیلی صراحت نداشت و اگر لازم بود دروغ گفت.
سیّد جواد
اصلاً به چشم نمی‌آیم
ربکا
امروز ده جلسه برای اولیا و مربیان بهارهٔ کلاس سه‌ساله‌ها داشت.
سیّد جواد
امشب درمورد این زنگ‌خورها با او صحبت می‌کرد.
سیّد جواد
موهایم را سشوار می‌کشم و متوجه می‌شوم ریشهٔ موهایم معلوم شده.
سیّد جواد
الان که دستیار فروش ساکس در طبقهٔ سوم برچسب طراحی هستم حقوقم به پورسانتی که می‌گیرم بستگی دارد.
سیّد جواد
وقتی دختربچه بودم و مادرم به چیزی احتیاج داشت که من خیال می‌کردم «روزهای خاموشی» است به خاله‌شارلوت که خواهر بزرگ‌تر مادرم بود زنگ می‌زدم.
سیّد جواد

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۰۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۵/۲۴
تعداد صفحات۴۰۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۵/۲۴