
کتاب دختر بی نام
معرفی کتاب دختر بی نام
کتاب دختر بی نام (An Anonymous Girl) نوشته گریر هندریکس و سارا پکانن، در مورد زن جوانی از اهالی نیویورک است که به عنوان شرکتکننده به پژوهشی روانشناختی دعوت میشود، اما این پژوهش اخلاقی کمکم به بازی پیچیده و مرموز و آزاردهندهای تبدیل میشود. رمان به سراغ مضامینی چون هویت، قضاوت، رازهای شخصی و مرزهای اخلاقی رفته و شخصیتهایی خلق کرده که هر کدام با چالشهای درونی و بیرونی فراوانی درگیرند. مینا وکیلینژاد این داستان را برای انتشارات کتاب مرو ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دختر بی نام
دختر بی نام اثری است که در فضای پرهیاهوی نیویورک، زندگی زنی جوان به نام جسیکا را دنبال میکند؛ زنی که شغلش گریموری است و هر روز با آدمهایی از طبقات و دغدغههای مختلف روبهرو میشود. داستان با دعوتی مرموز برای شرکت در یک پژوهش اخلاقی آغاز میشود؛ پژوهشی که توسط روانپزشکی برجسته به نام دکتر شیلدز برگزار میشود و شرکتکنندگان را با پرسشهایی عمیق دربارهی انتخابها و رازهایشان مواجه میکند. هندریکس و پکانن با نگاهی موشکافانه، مرزهای میان حقیقت و دروغ، اعتماد و تردید، و انگیزههای پنهان انسانها را به چالش میکشند. در کتاب روایت اولشخص جسیکا با بخشهایی از نگاه دکتر شیلدز درهمتنیده میشود و فضای تعلیق و ابهام را تا انتها حفظ میکند. دختر بی نام نهتنها داستانی معمایی و روانشناسانه ارائه میدهد، بلکه به لایههای پنهان روابط انسانی و تأثیر تصمیمات فردی بر سرنوشت شخصیتها میپردازد.
خلاصه داستان دختر بی نام
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان با آگهی عجیبی آغاز میشود که از زنان جوان برای شرکت در تحقیقی دربارهی اخلاق دعوت میکند. جسیکا، گریمور مستقل و ساکن نیویورک، به دلیل نیاز مالی و کنجکاوی تصمیم میگیرد به جای دوستش تیلور در این پژوهش شرکت کند. او وارد فضایی میشود که در آن باید به پرسشهایی صریح و گاه ناراحتکننده دربارهی زندگی شخصی، دروغها، خیانتها و رازهایش پاسخ دهد. هر چه پیشتر میرود، متوجه میشود که این آزمون صرفاً یک نظرسنجی ساده نیست و دکتر شیلدز، روانپزشک مرموز، با دقتی وسواسگونه رفتار و پاسخهای او را زیر نظر دارد. جسیکا درگیر بازی ذهنی پیچیدهای میشود که مرز میان حقیقت و دروغ، اعتماد و سوءظن را برایش مبهم میکند. همزمان با پیشرفت آزمون، او ناچار میشود با بخشهایی از گذشته و انتخابهایش روبهرو شود که حتی برای نزدیکترین افراد زندگیاش هم ناشناخته ماندهاند. روایت با جزئیات زندگی روزمره، روابط دوستانه و خانوادگی جسیکا و تأثیر این تجربه بر هویت و نگاهش به خود و دیگران پیش میرود. در این مسیر، جسیکا با پرسشهایی دربارهی مسئولیت، فداکاری، قضاوت و مرزهای اخلاقی مواجه میشود و کمکم درمییابد که شرکت در این پژوهش، پیامدهایی فراتر از انتظارش دارد.
چرا باید کتاب دختر بی نام را بخوانیم؟
کتاب با طرح پرسشهایی دربارهی هویت، انتخابهای اخلاقی و رازهای شخصی، مخاطب را به تأمل دربارهی قضاوتهای روزمره و انگیزههای پنهان انسانها دعوت میکند. پرداختن به دغدغههای زنان جوان در جامعهی شهری و نمایش پیچیدگیهای روابط انسانی نیز از ویژگیهای شاخص این اثر است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن دختر بی نام را به علاقهمندان به داستانهای روانشناختی، معمایی و اجتماعی پیشنهاد میکنیم؛ همچنین به کسانی که دغدغهی شناخت خود، مرزهای اخلاقی و تأثیر انتخابهای فردی بر زندگی را دارند.
جوایز و افتخارات کتاب دختر بی نام
- نامزد جایزهی بهترین داستان معمایی و تریلر جوایز گودریدز در سال ۲۰۱۹
- رتبهی ۱ لیست پرفروشترین کتابهای نیویورکتایمز
- کتاب منتخب آمازون در بخش رمانهای تعلیقی، تریلر و معمایی
- کتاب منتخب هفتهی مجلهی پیپل
بخشی از کتاب دختر بی نام
«بسیاری از زنها میخواهند دنیا به شکلی خاص به آنها نگاه کند. ایجاد این تغییر و تحولات هم وظیفۀ من است؛ با جلسات چهل و پنج دقیقهای در هر نوبت.
وقتی کارم تمام میشود مراجعهکنندگانم متفاوت به نظر میرسند. اعتمادبهنفس و نشاطشان بیشتر میشود و حتی شادترند.
اما راه چارهای که به آنها نشان میدهم اغلب موقتی است. آدمها همیشه دوباره به چیزی که قبلاً بودند برمیگردند.
تغییر واقعی به ابزارهایی بیش از آنچه من بلدم با آنها کار کنم نیاز دارد.
عصر جمعه است و ساعت بیست دقیقه مانده به شش؛ اوج ساعت شلوغی. همچنین این ساعت زمانی است که آدمها اغلب میخواهند در بهترین حالت خود دیده شوند؛ بنابراین همیشه این ساعت از روز را از برنامۀ شخصیام خط میزنم.
وقتی درهای قطار مترو در ایستگاه آستور پلیس باز میشود، اولین کسی هستم که پیاده میشوم. مثل همیشه در پایان یک روز طولانی، بازوی راستم از سنگینی کیف تیرۀ لوازم آرایشم درد میکند.
کیف را به پشتم میاندازم تا بتوانم از راهروی باریک رد شوم. فقط همین امروز پنجمین باری است که از ورودی مترو رد میشوم. برنامۀ روزانهام به صورت خودکار آپدیت میشود و با عجله از پلهها بالا میروم.»
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۴۹۸ صفحه
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۴۹۸ صفحه