معرفی و دانلود کتاب بام‌نشینان + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بام‌نشینانsubscriptionAvailable

کتاب بام‌نشینان

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۲۱ رأی)
انتشارات: 
نشر پیدایش

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بام‌نشینان

کتاب بام نشینان نوشتهٔ کاترین راندل و ترجمهٔ نیلوفر نیکزاد است و نشر پیدایش آن را برای نوجوانان منتشر کرده است.

درباره کتاب بام نشینان

بام نشینان رمانی پرحادثه برای نوجوانان، همراه با مفاهیم و ارزش‌های زندگی و خانواده است.این اثر دربارهٔ زندگی نوزادی است که مردی او را از یک سانحهٔ دریایی نجات می‌دهد و سال‌ها بعد، برای یافتن گذشته‌ٔ او همراهش به فرانسه می‌رود. پس ماجرای زندگی «سوفی» از وقتی آغاز می‌شود که مردی عجیب ولی دوست‌داشتنی او را با خود به خانه‌اش می‌برد. «چارلز» و سوفی تصمیم‌ می‌گیرند به پاریس سفر کنند و به‌دنبال گذشته‌ٔ سوفی بگردند. آنجاست که سوفی با دنیای بام‌نشینان آشنا می‌شود و این نکته‌ٔ مهم را در زندگی‌اش کشف می‌کند که وقتی کوچک‌ترین احتمالات را نادیده نگیریم، گاهی غیرممکن‌ها هم اتفاق می‌افتند. بام‌نشینان بچه‌هایی هستند که دوست ندارند روی زمین زندگی کنند. زندگی روی زمین به آن‌ها خیلی سخت گرفته است و پرورشگاه با وجود مأمورهای امنیت، جایی مناسب برای زندگی آن‌ها نیست. این بچه‌ها چیزی از بچگیشان نمی‌فهمند. آن‌ها خیلی باهوشند، از توریست‌ها زبان یاد می‌گیرند، با هر چیزی که گیرشان می‌آید خودشان را سیر می‌کنند و تا جای ممکن لباس‌های تیره می‌پوشند که به چشم نیایند، ولی آماده هستند که به سوفی کمک کنند.

خواندن کتاب بام نشینان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به همهٔ نوجوانان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب بام نشینان

«صبح اولین تولد

نوزادی توی یک جعبه ویولن‌سل، وسط کانال پیدا شد.

او تنها موجود زنده‌ای بود که در کیلومترها آب دیده می‌شد. تنها چیزی که به چشم می‌خورد یک نوزاد بود و تعدادی میز و صندلی و اسباب و نوک دماغهٔ یک کشتی که داشت توی اقیانوس ناپدید می‌شد.

صدای موسیقی در محوطهٔ کشتی پیچیده بود. موسیقی چنان بلند و دلنشین بود که هیچ‌کس متوجه نشد آب دارد از زیر فرش‌ها بیرون می‌زند. حتی بعد از اینکه صدای جیغ و فریاد وحشت‌زدهٔ مسافرها بلند شد، نواختن ویولن‌ها همچنان ادامه داشت. بعضی از جیغ‌ها درست با نت دوی بالای سازها هماهنگ شده بودند.

این بچه به لطف گرمای موسیقی یک سمفونی از بتهوون، صحیح و سالم وسط کانال پیدا شد. او کیلومترها از محل حادثه دور شده بود و آخرین نفری بود که نجات پیدا کرد. کسی که او را داخل قایق نجات کشید یکی از مسافرهای همان کشتی بود. او یک‌جورهایی محقق بود و این تخصص محقق‌هاست که به همه‌چیز خوب توجه می‌کنند. او متوجه شد که این نوزاد، دختربچه‌ای است با موهایی روشن مثل رعد و برق آسمان و لبخندی معصومانه شبیه آدم‌های خجالتی.

اگر آن شب صدایی داشت و می‌توانست حرف بزند، یا نور ماه و سیاهی شب تارهای صوتی داشتند تا تصویر آن مرد را توصیف کنند، چنین می‌گفتند: مردی با صورت باریک، قیافهٔ اشرافی، ابروهای کمانی و دست و پاهای کشیده. او چارلز ماکسیم بود.

چارلز بچه را طوری بغلش گرفته بود که انگار کوزهٔ سوراخی است و آب دارد از آن چکه می‌کند. اما کاملاً مصمم به نظر می‌رسید. چارلز تصمیم گرفت بچه را پیش خودش نگه دارد.

بچه تقریباً یک ساله بود. این را می‌شد از نوار قرمزرنگی که جلو لباسش زده بودند فهمید چون رویش عدد یک گلدوزی شده بود. چارلز پیش خودش گفت:‌ «این بچه یا یک سالشه یا تو یک مسابقه اول شده! و از اونجایی که معمولاً نوزادها تو مسابقات رقابتی مهارت خاصی ندارند، پس می‌تونیم فرض اول رو در نظر بگیریم،‌ این طوری بهتره.»

نوزاد با انگشت‌های کوچک و گل‌آلودش لالهٔ گوش مرد را چنگ زد. چارلز در حالی که به صورت بچه نگاه می‌کرد گفت: «تولدت مبارک کوچولوی من.»

چارلز درست همان روز برای بچه اسم هم پیدا کرد. او سوفی را برایش انتخاب کرد.

و رو به بچه گفت: «تو روز عجیب و ناراحت‌کننده‌ای داشتی پس بهتره یک اسم ساده و عادی برات پیدا کنم؛ می‌تونی مری،‌ بتی یا سوفی باشی، یا... میلدرد؛ هرچی که خودت بخوای.»

بچه درست سر کلمهٔ سوفی، لبخند زد.

ـ آهان! پس سوفی هستی.

کتش را برداشت و دور سوفی پیچید. بعد یک کالسکه گرفت و او را با خودش به خانه برد. کمی باران می‌بارید ولی برای هیچ‌کدامشان نگران‌کننده نبود. چارلز معمولاً کاری به آب و هوا نداشت و سوفی هم درست همان روز از حجم بسیار زیادی آب نجات پیدا کرده بود.

***

او تنها موجود زنده‌ای بود که تا کیلومترها در آب دیده می‌شد. تنها چیزی که به چشم می‌خورد یک نوزاد بود و تعدادی میز و صندلی و اسباب و نوک دماغهٔ یک کشتی که داشت توی اقیانوس ناپدید میشد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بام‌نشینان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببام‌نشینان
موضوعرمان، داستان خارجی، داستان کودک و نوجوانان
نویسندهکاترین راندل
مترجمنیلوفر نیکزاد
انتشاراتنشر پیدایش
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۴/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۸۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۹۶۴۵۷۱‬‬‬
تعداد صفحه‌ها۳۲۱ صفحه
قیمت کتاب۲۸۰۸۰۰ تومان
برچسبکمپین دنیای قشنگ تو - ۹۸، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۱۲/۱۱

عاااالی ملموس دوس داشتنی امیدوارم شوهر منم پدری مثل چارلز بشه بام نشینان تو این کتاب بچه هایی هستن که دوس ندارن روی زمین زندگی کنن زندگی روی زمین بهشون خیلی سخت گرفته پرورشگاه مامورهای امنیت بچه ها اونا هیچی از بچگی نمیفهمیدن بام...بیشتر

۶
Hana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۳۰

خیلی جذاب و زیبا بود. از اون کتاب هایی بود که نمی تونی تا پایان داستان زمینشون بذاری. آخر داستان همونجوری که می خاستم تموم شد. به نظرم فکر بدی هم نیست بریم رو پشت بوم زندگی کنیم! من که...بیشتر

۲
سعید جان
۱۳۹۷/۰۴/۲۴

عجب طرح جلد زیبایی

۱
KokO3AbZ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۱۰

فوق قشنگ براش کلمه مناسبیه (: از این کتابا بود که آخراش دعا می کردی یهو صفحه هاش زیاد بشه و داستان طولانی بشه . خیلی باحال بود به نظرم فکر خوبیه آدم رو پشت بوم زندگی کنه ها !

۰
Zahra
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

عالی 👌👌👌👌👌😉😉

۰
به دنبال آلاسکا
۱۴۰۲/۰۹/۱۵

همونطور که بقیه دوستان اشاره کردن کتاب سیر داستانی بسیار کلیشه ای و پیش پا افتاده ای داره. (مخصوصا پایانش😮‍💨) با توجه به تعداد نفراتی که اینجا بهش امتیاز دادن و میانگین امتیاز ها که ۴/۵ بود انتظار یه رمان خیلی...بیشتر

۰
park violet
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۰

کتاب بسیار عالی و قشنگی است با داستانی جذاب

۰
کاربر ۱۴۵۷۳۷۹
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۴

عالی من خود کتابش رو دارم♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

۳
ارغوان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۳

خیلی خوب بود و ترجمه روان باعث شده بود که محو داستان بشم ولی خب یهو تموم شد! انتظار داشتم یکم طولانی تر باشه...

۰
shs
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۳۰

عالی بود...برای شاگردای کلاس ششمیم خوندم.عاشقش شدن

۱
niki
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۶

اگر بخوام صادق باشم ، این کتاب افتضاح کاملی بود بر گنجینه ی کتاب ها ! داستان کلیشه ای و ثابتی داشت و ترجمه علاوه بر ناقص و تکه تکه بود سانسور داشت . در نتیجه متن روان نبود و...بیشتر

۰
نون
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۹/۰۷

ترجمش هیچ مشکلی نداشت. خود نویسنده هم جملات قشنگ و خلاقانه‌ای به کار برده بود بعضی جاها. ولی در کل داستان پردازی ضعیفی داشت. وجود کلیشه و شعارها هم سطحش رو پایین میاورد. فکر کنم یک کودک یا نهایتا کسی...بیشتر

۰
رها
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۳

ایده کتاب جذابه و جای کار داره اما همه چیز خیلی راحت و آسون حل میشه هیچ اوج خاصی نداشت چه موقع دعوا با بام نشینان وحشی چه موقع برخورد پلیس با این دوتا می‌دونم کتاب کودک و نوجوان هست...بیشتر

۰
💕Adrien💕
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۷

اگر ژانر مورد علاقه شما کلاسیک هست حتما بخونید❤ من اینو از طاقچه بینهایت گرفتم و خوب بود البته چون کتاب کلاسیک زیاد دوست ندارم😔

۳
Rasta (:
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۶

عالی بود من‌ واقعا از خوندنش لذت بردم یه روزه تمومش کردم امیدوارم شمام از خوندنش لذت ببرین

۰

بریده‌هایی از کتاب

نون
۱۲۸
ـ هی کوچولو، متأسفم. من بیشتر با کتاب سر کرده‌ام تا با آدم‌ها. در واقع با کتاب راحت‌تر می‌تونم کنار بیام. فهمیدنش برام آسون‌تره!
بلاتریکس لسترنج
۶۰
ـ رازت رو پیش خودت نگه دار عزیزم. هرکسی بالاخره برای خودش رازی داره. رازها باعث می‌شن آدم‌ها زیرک و مرموز به نظر بیان.
...Mehrshad.
۴۳
وقتی کسی رو خیلی دوست داری احتمال اینکه کارهای غیرمنتظره‌ای ازت سر بزنه زیاده. عشق قابل پیش‌بینی نیست.
جو مارچ
۴۰
«اونجا احساس امنیت می‌کنم. احساس می‌کنم که مهم هستم.»
Mahbubeh 1993
۲۱
«مادرها چیزی هستند که آدم‌ها بهش احتیاج دارن! درست مثل هوا و آب! حتی مامان‌های کاغذی بهتر از هیچی هستند یا مامان‌های خیالی. اونها باعث می‌شن که خستگی آدم در بره و از نو نفسی تازه کنیم.»
بلاتریکس لسترنج
۱۵
معمولاً با آدم‌ها به زبان انگلیسی، با گربه‌ها به زبان فرانسه و با پرنده‌ها به زبان لاتین صحبت می‌کرد.
بلاتریکس لسترنج
۱۴
ـ شما بام‌نشینا وقتی بزرگ بشین سرنوشت‌تون چی می‌شه؟ ماتئو گفت: «اووه. فکر کردم می‌خوای بپرسی دستشویی کجاست.» جرارد گفت: «معمولاً بیشتر برمی‌گردن رو زمین زندگی می‌کنن. ولی به هر حال زندگی‌مون همون‌طوری ساده و وحشی می‌مونه. می‌دونی؟‌ این جور زندگی وحشیانه به هرحال برای آدم‌بزرگ‌ها راحت‌تره تا ما بچه‌ها.» آناستازیا گفت: «می‌دونی، ما بام‌نشینا درست به اندازهٔ کلئوپاترا مغرور هستیم. به‌خصوص پسرامون.»
Hasti
۱۴
آن‌قدر امید در سینه داشت که جایی برای رفت و آمد هوا برایش باقی نگذاشته بود.
آفتاب
۱۲
مادرها چیزی هستند که آدم‌ها بهش احتیاج دارن! درست مثل هوا و آب!
بلاتریکس لسترنج
۱۱
ـ وقتی کسی برای آرزو کردن پول هدر می‌ده، معلومه اون‌قدر که من احتیاج به پول دارم، اون نیازی به آرزو نداره!