
کتاب زندگی کاری
معرفی کتاب زندگی کاری
کتاب زندگی کاری نوشته آدام گرانت با ترجمه بنفشه شریفیخو توسط نشر میلکان منتشر شده است. این کتاب با زیرعنوان «راهنمایی برای داشتن تجربه کاری بهتر» به بررسی چالشها و فرصتهای محیط کار مدرن میپردازد. نویسنده که روانشناس سازمانی است، با بهرهگیری از پژوهشهای علمی و روایتهای واقعی از شرکتها و افراد موفق، تلاش کرده است تصویری تازه و کاربردی از دنیای کار ارائه دهد. زندگی کاری به موضوعاتی چون فرهنگ سازمانی، فرسودگی شغلی، نقش احساسات در محیط کار، مرزهای کار و زندگی، علاقهی شغلی و مهارت مذاکره میپردازد و با مثالهایی از ورزش، هنر، کسبوکار و زندگی روزمره، راهکارهایی برای معنادارتر و رضایتبخشتر کردن تجربهی کاری پیشنهاد میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زندگی کاری
کتاب زندگی کاری اثر آدام گرانت با نگاهی روانشناسانه و پژوهشمحور به محیط کار، ساختارها و روابط انسانی در سازمانها میپردازد. این کتاب با روایت داستانها و مثالهایی از شرکتهای بزرگ، ورزشکاران، مدیران و کارمندان عادی تلاش کرده است تا مفاهیم پیچیدهای مانند فروتنی، کار عاطفی، مرزگذاری بین کار و زندگی، علاقهی شغلی و مذاکره را به زبان ساده و ملموس توضیح دهد. ساختار کتاب بهگونهای است که هر فصل به یکی از چالشهای رایج محیط کار اختصاص یافته است و با تحلیل علمی و ارائهی راهکارهای عملی، مخاطب را به بازاندیشی در باورها و رفتارهای کاری دعوت میکند. زندگی کاری نهتنها به مشکلات فردی مانند فرسودگی یا نارضایتی شغلی میپردازد بلکه به پویاییهای جمعی، فرهنگ سازمانی و نقش رهبران در شکلدهی به تجربهی کاری نیز توجه دارد. آدام گرانت در این کتاب مرزهای سنتی میان موفقیت فردی و جمعی را به چالش کشیده و اهمیت مهارتهای نرم، همدلی و یادگیری مستمر را برجسته کرده است.
خلاصه کتاب زندگی کاری
کتاب زندگی کاری مجموعهای از ایدهها و روایتها دربارهی بهبود تجربهی کاری است. نویسنده با بررسی نمونههایی از تیمهای ورزشی، شرکتهای موفق و افراد گوناگون، نشان داده است که موفقیت پایدار بیشتر از آنکه به استعداد فردی وابسته باشد، به فروتنی، همکاری و فرهنگ گروهی بستگی دارد. در فصل اول افسانهی تیمهای پرستاره نقد شده و اهمیت نقش بازیکنان مکمل و فروتنی در موفقیت جمعی برجسته شده است. فصل دوم به کار عاطفی و مدیریت احساسات در محیط کار میپردازد و تفاوت میان تظاهر به احساسات و تجربهی واقعی آنها را بررسی میکند. نویسنده تأکید کرده است که نمایش عمیق احساسات و ایجاد ارتباط اصیل با دیگران هم برای کارکنان و هم برای مشتریان ارزشمند است. فصل سوم به مرزهای کار و زندگی اختصاص یافته و با مثالهایی از افراد موفق، چالشهای اتصال دائمی، اعتیاد به کار و اهمیت استراحت و مرزبندی را تحلیل کرده است. فصل چهارم با نقد شعار «علاقهات را دنبال کن» نشان داده است که علاقهی شغلی اغلب نتیجهی تلاش و یادگیری است نه نقطهی شروع. نویسنده توصیه کرده است که بهجای جستوجوی علاقهی ثابت، باید کنجکاوی و مهارت را پرورش داد و از رویکرد آزمونوخطا برای ساختن مسیر شغلی بهره گرفت. فصل پنجم به علم مذاکره پرداخته و با روایت تجربههای واقعی، مهارتهای مذاکره، اهمیت خلق ارزش مشترک و نقش ذهنیت مشارکتی را توضیح داده است. در مجموع کتاب زندگی کاری با ترکیب پژوهشهای علمی و داستانهای واقعی، راههایی برای ساختن محیط کاری سالمتر، معنادارتر و انسانیتر پیشنهاد کرده است.
چرا باید کتاب زندگی کاری را بخوانیم؟
زندگی کاری با رویکردی پژوهشمحور و روایتمحور، به دغدغههای واقعی محیط کار پرداخته و راهکارهایی برای عبور از روزمرگی، فرسودگی و چالشهای ارتباطی ارائه داده است. این کتاب با مثالهای متنوع و تحلیلهای روانشناختی، به خواننده کمک میکند تا باورهای رایج دربارهی موفقیت، علاقه شغلی و فرهنگ سازمانی را بازنگری کند. ویژگی شاخص این اثر، توجه به مهارتهای نرم مانند فروتنی، همدلی، مذاکره و مرزبندی است که در بسیاری از کتابهای مدیریتی کمتر به آنها پرداخته شده است. همچنین، زندگی کاری با ارائهی راهبردهای عملی و قابلاجرا، مسیرهایی برای معنادارتر کردن کار و بهبود روابط کاری پیشنهاد کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که با چالشهایی مانند فرسودگی شغلی، نارضایتی از محیط کار، دشواری در مرزبندی کار و زندگی یا سردرگمی در مسیر شغلی خود روبهرو هستند. همچنین برای مدیران، رهبران تیم، علاقهمندان به روانشناسی سازمانی و افرادی که بهدنبال بهبود مهارتهای ارتباطی و مذاکره در محیط کار هستند، مناسب است.
درباره آدام ام. گرانت
آدام ام. گرانت، متولد ۱۳ اوت ۱۹۸۱، نویسندهی آمریکایی در حوزهی علم عامهپسند و استاد روانشناسی سازمانی در مدرسهی وارتون دانشگاه پنسیلوانیاست. او در وست بلومفیلدِ میشیگان و در خانوادهای با پدری وکیل و مادری معلم به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانیاش را در حومهی دیترویت گذراند. در سالهای رشد به ورزش شیرجهی تختهفنری پرداخت و حتی رویای بسکتبالیست حرفهای شدن داشت؛ چنانکه در سال ۱۹۹۹ بهعنوان ورزشکار آلامریکن در رشتهی شیرجه شناخته شد. گرانت تحصیلات دانشگاهی خود را با دریافت مدرک کارشناسی از کالج هاروارد آغاز کرد و سپس کارشناسی ارشد و دکترای روانشناسی سازمانی را از دانشگاه میشیگان گرفت. گرانت در دوران تحصیلات تکمیلی با همسرش آلیسون ازدواج کرد و صاحب دو دختر و یک پسر شد. گرانت در دوران دانشجویی مدتی بهطور حرفهای شعبدهباز بود؛ تجربهای که بعدها به توانایی او در روایتگری و ارتباط با مخاطب عمق بیشتری بخشید. پیش از ورود جدی به دانشگاه بهعنوان مدیر تبلیغات در انتشارات Let’s Go فعالیت کرد و رکوردهای فروش متعددی بر جای گذاشت. مسیر دانشگاهی او از سال ۲۰۰۷ با استادیاری رفتار سازمانی در دانشگاه کارولینای شمالی در چپلهیل آغاز شد و پس از انتشار مجموعهای از مقالات علمی در سال ۲۰۰۹ به مدرسهی وارتون پیوست. او در ۲۸سالگی جوانترین استاد دارای کرسی دائم در تاریخ وارتون شد و از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ به انتخاب دانشجویان، بهترین استاد دانشگاه بود. اندیشهها و پژوهشهایش در سال ۲۰۲۳ او را در رتبهی دوم اثرگذارترین متفکران مدیریت جهان از سوی Thinkers50 قرار داد.
گرانت روانشناس سازمانی است؛ کار او این است که علمِ شخصیت، ارتباط، فرهنگ و تغییر را به زبانی روشن و کاربردی به زندگی کاری پیوند بزند. کتابهای پرفروش او از جمله «بده و بستان»، «نوآوران»، «گزینهی ب» (با همکاری شریل سندبرگ)، «دوباره فکر کن» و «پتانسیل پنهان» میلیونها نسخه فروش رفته و به دهها زبان ترجمه شدهاند و بارها در فهرست بهترینهای سال رسانههایی چون آمازون، اپل، فایننشال تایمز و والاستریت ژورنال قرار گرفتهاند. نوشتهی ویروسی او دربارهی «رخوت» پرخوانندهترین مقالهی نیویورکتایمز در سال ۲۰۲۱ شد. او میزبان پادکستهای Re:Thinking و WorkLife است که دهها میلیون بار دانلود شدهاند و سخنرانیهای تد او میلیونها بازدید داشتهاند. گرانت همچنین با سازمانها و نهادهایی مانند گوگل، NBA، بریجواتر و بنیاد گیتس همکاری مشاورهای داشته است. گرانت برای نیویورکتایمز دربارهی کار و روانشناسی مینویسد، در هیئتهای مشورتی مختلف خدمت میکند و از سوی مجمع جهانی اقتصاد بهعنوان رهبر جوان جهانی برگزیده شده است. در عرصهی کسبوکار، او همبنیانگذار شرکتی است که با پلتفرم نرمافزاری Givitas به سازمانها کمک میکند اصول «بده و بستان» را اجرا کنند و در هیئتمدیرهی Lean In و شورای مشورتی خلاق EXILE Content نقش دارد. گرانت بنیانگذار مجموعهی سخنرانی Authors@Wharton و همبنیانگذار Wharton People Analytics است و با چهرههایی چون سوزان کین، مالکوم گلدول و دن پینک باشگاه Next Big Idea را اداره میکند؛ طرحی که سودش صرف دسترسی کودکان مناطق کمبرخوردار به کتاب میشود. پژوهشهای پیشگامانهی او به بهبود عملکرد و کاهش فرسودگی شغلی در میان مهندسان، معلمان و فروشندگان و افزایش رفتارهای ایمنی در میان پزشکان، پرستاران و نجاتغریقان منجر شده و جوایز متعددی از نهادهایی چون انجمن روانشناسی آمریکا دریافت کرده است. او با بیش از میلیونها دنبالکننده در شبکههای اجتماعی و خبرنامهٔ ماهانهٔ رایگان GRANTED، همچنان به انتشار ایدههای تازه دربارهی انگیزش، معنا، سخاوت و خلاقیت در کار و زندگی ادامه میدهد.
بخشی از کتاب زندگی کاری
«ستارهمحوری باعث میشود از نقش بازیکنان مکمل غافل شویم. مکملها همان ورزشکارانیاند که اگرچه صفحهٔ آمار درخشانی ندارند، آن دسته کارهای اساسیای را انجام میدهند که باعث بهبود عملکرد تیمها میشود. همان گونه که مایکل لوئیس اشاره میکند، این بازیکنان اغلب دستکم گرفته میشوند و ارزش آنها در پس معیارهایی که توجه ما را به خود جلب میکنند، پنهان میماند.
پس از آن فصل اول ناامیدکننده، میامی هیت سعی نکرد مشکلات خود را با اضافهکردن ابرستارهای دیگر حل کند. بهجایش آنها شین بتیه را به خدمت گرفتند. مایکل لوئیس در مجلهٔ نیویورکتایمز شین را «ابرستارهٔ بدون آمار» توصیف کرد؛ زیرا تأثیر او بر عملکرد تیم را نمیشد با آمار و ارقام سنجید. او نه امتیاز زیادی کسب میکرد و نه توپهای برگشتی زیادی میگرفت؛ اما حضورش در زمین احتمال برد تیمش را بیشتر میکرد. حضور شین باعث میشد همتیمیهایش کارآمدتر شوند و پرتابهای بهتر و دفاع هوشمندانهتری داشته باشند. بهعلاوه، حضور شین عملکرد دفاعی تیم حریف را نیز ضعیفتر میکرد.
رویکرد شین ساده اما عمیق بود. هدفش این بود کاری کند هر ثانیهای که روی نیمکت نشسته، مربیانش از خودشان بپرسند: «چطور میخوایم این بازی رو بدون حضور شین ببریم؟» او تمام کارهایی را انجام میداد که هیچکس دیگری
میلی به انجامشان نداشت: شیرجهزدن برای توپهای سرگردان، گرفتن خطای حمله، بازگشت سریع به دفاع، برقراری ارتباط مداوم و تبدیلشدن به مشتاقترین همتیمی. اینها کارهایی بودند که شین از عهدهٔ کنترلشان برمیآمد و متعهد شده بود که در آنها بهترین باشد. او نه ازلحاظ جسمانی قویترین بود، نه ازنظر مهارت فنی، اما شکافهایی را پر میکرد که دیگران نادیده میگرفتند.
این تمایل به پذیرفتن نقشهای کمزرقوبرق باعث شد ستارههای میامی هیت جایگاه خود را پیدا کنند. لبران جیمز رهبر گروه شد و وید و باش با حمایت از او به انسجام تیمی کمک میکردند. نتیجه: دو قهرمانی پیاپی لیگ حرفهای. شین نیازی نداشت بهترین بازیکن گروه باشد یا حتی سومین بازیکن برتر تا بتواند ارزش واقعی بیافریند.
هوش دفاعی شین افسانهای بود. اگرچه نمیتوانست کوبی برایانت را صرفاً با تواناییهای جسمانیاش مهار کند، میتوانست کاری کند پرتابهای کمدقت انجام دهد و برای هر امتیاز بیشتر تلاش کند. این نقشآفرینیهای ظریف بهندرت به صدر اخبار راه پیدا میکنند؛ اما اغلب تفاوت بین برد و باخت را رقم میزنند.»
حجم
۳۰۳٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۰ صفحه
حجم
۳۰۳٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۰ صفحه