معرفی و دانلود کتاب انگور فرنگی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب انگور فرنگیsubscriptionAvailable

کتاب انگور فرنگی

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۲ رأی)
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب انگور فرنگی

«انگور فرنگی» اثر آنتوان چخوف (۱۹۰۴-۱۸۶۰) نویسنده مشهور روس دربردارنده چند داستان کوتاه است. عنوان داستان‌ها عبارتند از: «چاق و لاغر»، «حربا»، «شوخی»، «سرگذشت ملال انگیز»، «انگور فرنگی»، «سر به هوا» و ... . در داستان «حربا»می‌خوانید: در میدان بازار، سگی عابری را گاز می‌گیرد و افسر نگهبانی، سعی در بررسی دقیق پرونده دارد. افسر در ابتدا، کسانی که حیوانات ولگرد را در خیابان رها می‌کنند مقصّر می‌داند. امّا وقتی به او می‌گویند که سگ متعلّق به یک سرتیپ است، تغییر عقیده می‌دهد و فرد مصدوم را متهّم می‌کند. بدین گونه، با شنیدن نظرات گوناگون درباره سگ، هر لحظه عقیده افسر تغییر می‌کند و مانند حربا به رنگی جدید درمی‌آید. این داستان، یکی از داستان‌های معروف دوره نخست نویسندگی آنتوان چخوف است و نکته‌سنجی و ظرافت دید نویسنده در آن مشهود است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب انگور فرنگی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابانگور فرنگی
عنوان انگلیسیThe lady with the dog and other stories
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهآنتوان چخوف
مترجمعبدالحسین نوشین
انتشاراتنشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۰/۰۷/۱۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۳۷ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۷۴۲۵۵۳
تعداد صفحه‌ها۲۰۳ صفحه
قیمت کتاب۳۶۰۰۰ تومان
برچسبداستان روسی، بهترین‌های ادبیات داستانی
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی انگور فرنگی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Ati
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۰

انگور فرنگی، مجموعه‌ای است از داستان‌های کوتاه چخوف. یک ویژگی اساسی چخوف این است که عواطف انسانی را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد. من باب مثال؛ نمایاندن تب تند یک هوس و سردشدن زودهنگام آن در داستان «سربه‌هوا» یا حالات جوانی و...بیشتر

۰
کاوه
۱۳۹۶/۰۷/۱۷

داستانهای کوتاه از نویسنده بزرگ جهان آنتوان چخوف.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Ati
۱۷
به قدری حقیر و ناچیزند که اگر امروز بمیرند، فردا نبودن‌شان به چشم کسی نمی‌آید.
Omid Souri
۳
«فریب خشنودی سازنده، گرامی‌تر از تاریکی حقیقت است.»
Ati
۳
حتا یک آدم نسبتاً قابل توجه را هم ندیده‌م، همه‌اش یک مشت آدمایی که ادعاهای پوچ‌شان گوش فلک را کرده...
معین
۲
او نسبت به من لطف و محبت خاصی دارد و هم‌صحبتی‌اش با من فقط برای آن است که دلخوش‌ام کند. و من پاداش‌اش را این‌طور می‌دهم که خیره به او نگاه می‌کنم و گویی می‌خواهم هیپنوتیزش کنم و مدام به او تلقین می‌کنم: «برو... برو... برو...» ولی نیروی هیپنوتیزم‌ام در او بی‌اثر است و او می‌نشیند و می‌نشیند و می‌نشیند...
Ati
۲
به من بگو چه می‌خواهی تا بگویم که هستی.
معین
۱
غالباً پسربچه و دختر بچه‌ی موبور و پاره‌پوشی را می‌بینم که هر دو از پرچین به بالا می‌خزند و به سر تاس من می‌خندند. در چشم‌های درخشان‌شان چنین می‌خوانم: «کچله را نگاه کن!» به دشواری می‌توان گفت که این دو بچه یگانه کسانی هستند که هیچ ملاحظه‌یی برای شهرت و مقام رسمی من ندارند.
معین
۱
و حالا خود را مورد این آزمایش قرار می‌دهم: «چه می‌خواهی؟» من می‌خواهم که زنان و فرزندان و دوستان و شاگردان ما به جای نام و شکل ظاهری و برچسب‌های ما، ما را چون انسان‌های معمولی دوست بدارند.
Ati
۱
بهتر است آدم پنج سال وقت را از دست بدهد، تا آن‌که بعد تمام زندگی به کاری مشغول باشد که دوست ندارد.
Ati
۱
ولی من دارم پایان را خراب می‌کنم. دارم غرق می‌شوم، پیش تو می‌آیم، از تو کمک می‌خواهم، و تو به من می‌گویی: غرق شو، حقت همین است.
Ati
۱
او نسبت به من لطف و محبت خاصی دارد و هم‌صحبتی‌اش با من فقط برای آن است که دلخوش‌ام کند. و من پاداش‌اش را این‌طور می‌دهم که خیره به او نگاه می‌کنم و گویی می‌خواهم هیپنوتیزش کنم و مدام به او تلقین می‌کنم: «برو... برو... برو...» ولی نیروی هیپنوتیزم‌ام در او بی‌اثر است و او می‌نشیند و می‌نشیند و می‌نشیند...