کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست نجیب محفوظ + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست

کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست

نویسنده:نجیب محفوظ
انتشارات:نشر حکمت کلمه
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست

کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست نوشته نجیب محفوظ و ترجمه غلامرضا جعفری توسط نشر حکمت کلمه منتشر شده است. این اثر شامل دو نمایشنامه از نویسنده‌ی سرشناس مصری است که با نگاهی انتقادی و فلسفی به مفاهیمی چون میراث، مرگ، زندگی و روابط انسانی می‌پردازد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست

کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست دو نمایشنامه‌ را در خود جای داده است. هر دو نمایشنامه در فضایی نمادین و با زبانی گفت‌وگومحور، به بررسی روابط خانوادگی، کشمکش‌های اخلاقی و معنای زندگی و مرگ می‌پردازند. نجیب محفوظ در این آثار، با بهره‌گیری از عناصر سنتی و مدرن، شخصیت‌هایی را خلق می‌کند که درگیر بحران‌های هویتی و اخلاقی‌اند. فضای داستان‌ها اغلب در خانه‌های قدیمی یا مکان‌هایی انتزاعی می‌گذرد و شخصیت‌ها در مواجهه با گذشته، میراث خانوادگی و پرسش‌های بنیادین درباره‌ی سرنوشت و اختیار قرار می‌گیرند. این نمایشنامه‌ها در دوره‌ای نوشته شده‌اند که محفوظ به پختگی فکری و هنری رسیده بود و دغدغه‌های فلسفی و اجتماعی‌اش را با زبانی نمایشی بیان می‌کرد. ترجمه‌ی غلامرضا جعفری تلاش کرده است تا لحن و فضای خاص آثار محفوظ را به فارسی منتقل کند و مخاطب را با جهان ذهنی نویسنده آشنا سازد.

خلاصه کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

در نمایشنامه‌ی میراث، داستان در اتاق انتظاری در خانه‌ی یک پیرمرد وارسته آغاز می‌شود. پسر و همسرش پس از سال‌ها دوری به خانه بازمی‌گردند تا درباره‌ی میراث پدر گفت‌وگو کنند. فضای خانه سنگین و پر از نشانه‌های گذشته است. خدمتکاری وارد می‌شود و خبر می‌دهد که پدر پیش از مرگ، میراثی برای پسر گذاشته است، اما این میراث تنها پول و ثروت نیست، بلکه مجموعه‌ای از کتاب‌ها و آموزه‌های معنوی نیز هست. کشمکش میان ارزش‌های مادی و معنوی، سوءظن‌ها و حضور شخصیتی مرموز که خود را کارآگاه معرفی می‌کند، داستان را به‌سمت تعلیق و تردید پیش می‌برد. در نهایت، شخصیت‌ها با پرسش‌هایی درباره‌ی هویت، گناه، بخشش و معنای واقعی میراث روبه‌رو می‌شوند. 

در نمایشنامه‌ی مرگ و زندگی با اوست، صحنه در فضایی انتزاعی و میان اشباح و سایه‌ها می‌گذرد. جوانی سرگردان و دختری مهربان، درگیر گفت‌وگوهایی درباره‌ی گناه، سرنوشت، امید و ناامیدی‌اند. شخصیت‌هایی مانند پزشک، مردی درشت‌هیکل و گدایی نابینا وارد می‌شوند و هر یک با دیدگاه‌ها و رفتارهای متفاوت، جوان را به چالش می‌کشند. مضمون اصلی این نمایشنامه، جدال میان مرگ و زندگی، جست‌وجوی معنا و تلاش برای رهایی از سرنوشت محتوم است. گفت‌وگوها گاه فلسفی و گاه طنزآمیز پیش می‌روند و شخصیت‌ها در مرز میان واقعیت و خیال، با پرسش‌های بنیادین درباره‌ی وجود و اختیار دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

چرا باید کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست را خواند؟

کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست با دو نمایشنامه‌ی متفاوت، فرصتی برای مواجهه با دغدغه‌های فلسفی و اجتماعی در قالبی نمایشی فراهم می‌کند. خواننده با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که هر یک نماینده ی بخشی از جامعه و ذهنیت انسان معاصرند. تقابل ارزش‌های مادی و معنوی، جست‌وجوی هویت و معنای زندگی و پرداختن به مرزهای مرگ و زندگی، از جمله موضوعاتی هستند که در این اثر به آن‌ها پرداخته شده است. علاقه‌مندان به ادبیات نمایشی و آثار اندیشمندانه، می‌توانند از خواندن این کتاب برداشت‌های تازه‌ای درباره‌ی انسان و جهان پیرامونش داشته باشند.

خواندن کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب برای علاقه‌مندان به نمایشنامه، دوستداران آثار فلسفی و اجتماعی و کسانی که به‌دنبال خواندن متونی درباره‌ی هویت، مرگ، زندگی و میراث فرهنگی هستند، مناسب است؛ همچنین برای دانشجویان و پژوهشگران رشته‌های ادبیات نمایشی و مطالعات فرهنگی قابل‌استفاده است.

بخشی از کتاب میراث و مرگ و زندگی با اوست

«خانه مثل قبر ساکت است. دستی بزن تا بفهمند کسی آمده. از این چیزها بدش می‌آید؛ هنوز اخلاقش را به یاد دارم. [سکوتی کوتاه.] خانه‌تان قدیمی است و ترک گچ‌های دیوار انگار از عهد عتیق باقی مانده. طوری از این گچ‌ها صحبت می‌کنی انگار خودت توریستی. اصلت را فراموش نکن. مدب باش» یعنی ما قرار بود مدب باشیم. [سکوتی کوتاه.] جرا دنبال من فرستاده؟ بالاخره هر چه باشد پدر توست. فکر می‌کردم گذشته برنمی‌گردد. امروز تمام می‌شود و دیروزها برمی‌گردند؛ اما مرد گناهکار و ناامیدی؟ تصور می‌کنی که یک روز پدرت صدایت کند و تو را ببخشد؟ رو به مرگ هم باشد و مرا ببیند، برای کشتنم عزرائیل را کنار می‌زند. [جوان در لحظاتی از سکوت تبسمی می‌کند.] بعد از آن همه دوری و جدایی دعوتش چه معنی دارد؟ تک فرزندش هستی، و هر قلبی یک نوع گرفتار است؛ از کجا معلوم شاید تورا...

نظری برای کتاب ثبت نشده است