معرفی و دانلود کتاب رویاهای مدفون + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب رویاهای مدفون
off
٪۷۰

کتاب رویاهای مدفون

نوع کتاب
۴.۱(از ۳۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ربکا راس، اطلسی خرامانی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رویاهای مدفون

کتاب رویاهای مدفون نوشتهٔ ربکا راس و ترجمهٔ اطلسی خرامانی است. انتشارات آذرباد این رمان معاصر انگلیسی را منتشر کرده است.

درباره کتاب رویاهای مدفون

کتاب رویاهای مدفون (DREAMS LIE BENEATH) برابر با یک رمان معاصر و انگلیسی است. داستان چیست؟ نفرینی جدید سرزمین «آزنور» را درنوردیده است. هر ماه نو، جادو از کوهستانی در نزدیکی، به بیرون رسوخ کرده و کابوس‌ها را زنده می‌کند. فقط افسون‌گران و جادوگران که نقش محافظان هر قلمرو را دارند، بین مردم و بدترین کابوس‌هایشان قرار گرفته‌اند. «کلمنتین مدیگان» آماده است تا وظیفهٔ محافظت از شهرستان کوچک خود را بر عهده بگیرد، اما وقتی دو جادوگر دیگر او را به چالش می‌طلبند، کلمنتین خواه‌ناخواه به دل نزاعی ۱۰۰ساله کشیده می‌شود. او به‌دنبال انتقام است، اما وقتی مخفیانه خود را به «فیلان»، یکی از آن دو جادوگر جوان و خوش‌قیافه نزدیک می‌کند، رازها یک‌به‌یک سر از خاک درمی‌آورند. کلمنتین حالا ناچار است برای مبارزه با نفرینی که سرزمین را در بر گرفته، با رقیب خود متحد شود؛ نفرینی که به نظر می‌رسد همیشه به‌دنبال اوست. گفته شده است که کتاب رویاهای مدفون روایتگر سرنوشت دختری است که در دنیای پر از کابوس‌های زنده، پر از تهدید و پر از افرادی که خود را پشت نقاب پنهان کرده‌اند، به‌دنبال گرفتن حق خود و در ادامه نجات اطرافیان است. کلمنتین مدیگان با وقایعی روبه‌رو می‌شود که در پشتشان حقایقی بسیار عمیق‌تر پنهان شده است؛ حقایقی که قدمتی ۱۰۰ساله دارند و به او نشان می‌دهند شاید حتی تمام عمرش در دروغی بزرگ گذشته است.

خواندن کتاب رویاهای مدفون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر انگلستان و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب رویاهای مدفون

«شامگاه فرارسید.

داشتم خود را برای وقایع پیش‌رو آماده می‌کردم. صورتم را شستم، موهایم را بافتم و تارهای سرخش را پنهان کردم. زیرپیراهنی‌ای تمیز، دامنی شطرنجی و شکم‌بندی سیاه به تن کردم. این‌ها لباس‌هایی بودند که بیش از دیگر لباس‌هایم در آن‌ها احساس راحتی می‌کردم. جوراب‌هایم را تا زانو بالا کشیده و چکمه‌هایم را به پا کردم. خنجرم را در مخفیگاهش جا دادم و بعد غذایی را که بر روی میزم پدیدار شده بود، خوردم. نان جو، گوشت کبابی مرغ و آبی از جویبار کوهستان که هنوز سرد بود.

آن شب من یکی از اولین افرادی بودم که به سالن رسیدم.

برادران وسپر نیز آنجا حاضر و به یکی از میزهای سه‌پایه تکیه زده بودند. مصرانه از نگاه به لینوکس پرهیز کرده؛ اما چشمانم به سمت فیلن کشیده شد. او داشت به من نگاه می‌کرد. سه نفس عمیق کشیده، بعد چشم از او گرفتم و به سمت دیواری در سالن رفتم.

هر دقیقه که می‌گذشت نگرانی‌ام بیشتر و بیشتر می‌شد. ریشهٔ نگرانی‌ام احتمال زنده شدن کابوس فیلن بود؛ اما احتمال کابوسی از کابوس‌های والدینم، ایمونی و حتی مازارین هم وجود داشت که می‌توانست هویتم را افشا کند. اینکه نمی‌دانستم خواب مرا دیده‌اند یا نه، پریشانم می‌کرد.

به‌محض اینکه به پدرم فکر کردم، در سالن پدیدار شد. یکی از بهترین لباس‌هایش را پوشیده و آمادهٔ مبارزه بود. فقط یک نگاه لرزان به او انداختم، سپس هردو یکدیگر را نادیده گرفتیم.

نورا و الیویت نیامدند و به گمانم تصمیم داشتند آن شب در امنیت اتاقشان بمانند.

از آن‌سوی پنجره‌ها ناپدید شدن آخرین پرتوهای خورشید را تماشا کردم و وقتی‌که دیدم دوک بر طبق خواسته‌ام پا در سالن گذاشت متعجب شدم. لیوانی آب در دست داشت، به سمت لینوکس و فیلن رفت و چندکلمه‌ای با آن‌ها صحبت کرد.

شاید فقط آمده بود تا مرا آزار دهد؛ اما بعد از آن‌سوی سالن چشم در چشمم دوخت و لیوانش را به سمت من بالا برد.

درست پیش از آنکه سالن را ترک کند برایش سری خم کرده و ادای احترام کردم. ظاهراً هیچ عهد و پیمانی به‌سختی سنگ نبود.

فیلن متوجه نگاه‌هایمان شد. فقط به این خاطر که لحظه‌ای از زیر نظر گرفتن من دست برنمی‌داشت؛ و من هم نمی‌توانستم جلوی خود را گرفته و او را زیر نظر نگیرم. لباس‌هایش به‌خوبی بر تنش نشسته بود. شلواری به رنگ شتری و چکمه‌هایی که تا زانو بالا می‌آمدند. جلیقه‌ای که بر رویش حالات ماه گلدوزی شده بود، به همراه کروات و کتی سیاه و شمشیری که آویخته بر پهلویش دیده می‌شد. موهای تیره‌اش را درست همان‌طور که دوست داشتم روی شانه رها کرده بود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رویاهای مدفون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:رویاهای مدفون
عنوان انگلیسی:DREAMS LIE BENEATH
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:ربکا راس
مترجم:اطلسی خرامانی
انتشارات:انتشارات آذرباد
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۱۱/۱۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۸.۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۷۳۱۴۶۳۲
تعداد صفحه‌ها:۴۲۴ صفحه
قیمت کتاب:۳۰۳۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

فرفری موی غزل‌ساز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۹

مگه قشنگ‌تر از داستان‌های فانتزی و دنیای قشنگی که خلق می‌کنن داریم؟ داستان خیلی قشنگی داشت. حتی قسمت عاشقانه‌ی داستان برای منی که خیلی به این ژانر علاقه ندارم دوست‌داشتنی بود. پایان داستان هم خوب بود. روند داستان در عین...بیشتر

۰
شیوا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۰۴

داستان جالبی بود... کابوس هایی که یک شب در هر ماه، به واقعیت تبدیل می شنو جادوگرانی که وظیفه شون از بین بردن این کابوس هاست... و دختری که برای انتقام گرفتن از رقیبش، راهی عجیب و پر ریسک انتخاب...بیشتر

۰
Sophie
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۳

تصور کنید توی دنیایی زندگی می‌کنید که کابوس هاتون واقعی میشن‌. هرماه توی یک شب، باید توی خونه تون بمونید. درها و پنجره هارو قفل کنید و طلسم بزارید برای اینکه رویاها و کابوس هاتون پیداتون نکنن‌. اون بیرون اما...بیشتر

۰
athena roshan
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۱

در شب ماه نو نباید در کوچه و خیابان پرسه بزنید . . . تو خونهاتون بمونید و درب و پنجره ها رو ببندید . . . کابوسها به واقعیت تبدیل میشن . . . بله کاملا با جزئیات اتفاق میفتن، باران ممکنه...بیشتر

۰
ʍεʆίηα
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۹

ایین کتاب فانتزی جالبی داشت در کل.من فکر میکردم یکم هیجان انگیز تر باشه.ولی خوب بود و بخونیدش.

۰
~parizad~
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۸

ابتدای داستان سیر معمولی داشت ولی هر چی به آخر نزدیک میشد بهتر شد و پایان بندی نسبتا خوبی داشت ، هیجان و جذابیت آخرای داستان بهتر بود ، صفحات آخر هم انگار خلاصه شده بود

۰
𝓐𝓵𝓪 𝓢𝓪𝓻𝓻𝓪𝓶𝓲
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۶

بچه ها میگم ارزش خرید داره؟ تک جلدیه؟

۰
مارابه سخت جانی خود این گمان نبود
۱۴۰۵/۰۲/۱۳

یک فانتزی جدیدی داشت برای من حداقل والبته که خیلی جالب ☺️ در مورد اینکه در شب اول هر ماه کابوس یکی از افراد شهر زنده میشه و نگهبان شهر وهمکارش باید اون کابوس رو شکست بدن محوریت اصلی داستان هم...بیشتر

۰
مه‌تاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۳۱

درسته اولش یکم کنده اما دست اخر رو غلتک میافته و باعث میشه یه نفس بخونیش

۰
SpringGentle
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۸

کتاب موضوع جالبی داشت بااینکه گاهی سیرکتاب آروم بود اماکسل کننده نبود وکشش داشت کتاب خوب پیش میرفت اماپایان کتاب رو دور تند افتاد یهو تموم شد یکم میتونست نویسنده کارکنه روپایان کتاب.دوسه جایی ازکتاب واقعا غافلگیرم کرد. ترجمه خوب وروان...بیشتر

۰
کاربر 9577594
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۶

کتاب خوبیه و اینکه توی کست باکس هم کتاب صوتی داره که اونم خوبه

۰
N
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۲

عالی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

F
۸
اینکه گاهی ترس رو به دلت راه بدی چیز بدی نیست. ترس حدومرز رو به یادت می‌آره، بهت نشون می‌ده از چه خط قرمزهایی نباید عبور کنی... که چه درهایی رو باید بسته نگه‌داری
blair🎀🍒
۷
کسی متوجه قدرت رؤیا نیست، نه در عالم خواب و نه در عالم بیداری، مگر اینکه امکانش از او گرفته شود.
blair🎀🍒
۶
فهمیدم چقدر مهمه که تو رو به‌عنوان خودت بشناسن و نه به‌عنوان کسی که تظاهر می‌کنی هستی. فراموش کرده بودم دیده شدن، حتی با وجود همهٔ کم‌وکاستی‌ها چه حس خوبی داره. می‌خواستم منو ببینی
blair🎀🍒
۵
گاهی برخی چیزها پیش از ساخته‌شدن باید ازهم‌گسسته شوند تا بشود آن‌ها را به چیزی مستحکم‌تر تبدیل کرد.
فرفری موی غزل‌ساز
۳
اینکه گاهی ترس رو به دلت راه بدی چیز بدی نیست. ترس حدومرز رو به یادت می‌آره، بهت نشون می‌ده از چه خط قرمزهایی نباید عبور کنی... که چه درهایی رو باید بسته نگه‌داری.
فرفری موی غزل‌ساز
۳
گاهی کابوس‌ها مسخره هستن؛ اما بیشتر اوقات... درونی‌ترین رازها و خصوصیاتمون رو افشا می‌کنن. امیالمون، ترس‌هامون، خواسته‌ها و نقشه‌هامون رو. حتی گذشته‌مون.
فرفری موی غزل‌ساز
۲
کابوس‌ها معمولاً بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف افراد را نمایان می‌کردند، خواب‌ها دَر به روی قلب، ذهن، روح و رازها می‌گشودند.
فرفری موی غزل‌ساز
۱
کسی متوجه قدرت رؤیا نیست، نه در عالم خواب و نه در عالم بیداری، مگر اینکه امکانش از او گرفته شود.
sophie
۱
نفرین شب ماه نو چنان در زندگی‌هایمان اثر داشت که تصور زندگی در دنیایی که کابوس‌هایش هیچ قدرتی در برابرمان نداشته باشند برایم تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسید؛