کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو) آنجی سپکوفسکی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو)

کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو)

معرفی کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو)

کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو) نوشته‌ی آنجی سپکوفسکی با ترجمه‌ی سینا طاوسی مسرور داستان گرالت اهل ریویا، ویچر و هیولاکشی جهش‌یافته است که در جهانی آکنده از جادو، جنگ، تعصب و سیاست سرگردان است. این کتاب که نشر آذرباد آن را منتشر کرده است مجموعه‌ای از چند داستان به‌هم‌پیوسته است که در آن گرالت میان قراردادهای پولی، وجدان شخصی و سرنوشت‌های پیچیده‌ی دیگران گرفتار می‌شود. فضای اثر ترکیبی از ماجراجویی، خشونت، طنز تلخ و گفت‌وگوهای پرکشمکش است و شخصیت‌ها در مرز میان انسانیت و هیولا بودن حرکت می‌کنند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو)

کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو) نخستین جلد از مجموعه‌ای است که آنجی سپکوفسکی در آن جهان ویچرها را بنا کرده است؛ جنگجویانی جهش‌یافته که در کودکی آموزش دیده‌اند تا در برابر هیولاها، جادو و نفرین‌ها مقاومت کنند. این جلد از چند داستان نسبتاً مستقل تشکیل شده که با فصل‌های میان‌پرانتز مانند «صدای منطق» به هم متصل شده‌اند و به‌تدریج گذشته و حال گرالت اهل ریویا را روشن می‌کنند. در کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو) داستان‌هایی مانند «ویچر» و «ذره‌ای حقیقت» دیده می‌شود که در آن‌ها گرالت با استریگا، لشی، خون‌آشام‌ها، جادوگران و کاهنه‌ها روبه‌رو می‌شود و هر بار مجبور است میان کشتن، نجات‌دادن یا کنارکشیدن یکی را انتخاب کند. سپکوفسکی در این کتاب از افسانه‌ها، اسطوره‌ها و قصه‌های آشنا الهام گرفته و آن‌ها را به‌شکل تازه‌ای بازآفرینی کرده است؛ برای نمونه ماجرای استریگا در ویزیم، هم‌زمان هم یک داستان شکار هیولا است و هم روایتی از گناه، سیاست درباری و مسئولیت پادشاه. کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو) علاوه‌بر نبردهای فیزیکی، بر گفت‌وگوها و جدل‌های اخلاقی تکیه دارد؛ از گفت‌وگوی گرالت با دژسالار و پادشاه فولتست درباره‌ی استریگا تا بحث‌های او با کاهنه‌ی معبد ملیتل در الندر. در خلال این داستان‌ها، رابطه‌ی گرالت با شخصیت‌هایی مانند ننکه، یولا و اشاره‌هایی به ینفر، لایه‌های عاطفی و ذهنی او را آشکار می‌کند و نشان می‌دهد پشت ظاهر سرد و حرفه‌ای ویچر، انسانی گرفتار سرنوشت و انتخاب‌های دشوار ایستاده است.

خلاصه داستان حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو)

کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو) مجموعه‌ای از ماجراهای گرالت اهل ریویا است؛ ویچری که برای کشتن هیولاها پول می‌گیرد اما مدام با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که مرز میان هیولا و انسان را مخدوش می‌کند. در داستان «ویچر» گرالت برای شکستن نفرین استریگا، دختر پادشاه فولتست، باید شبی کامل را در کاخ متروک و سردابه‌ی مقبره بگذراند و میان کشتن یا نجات‌دادن موجودی که هم قربانی است و هم قاتل تصمیم بگیرد. در فصل‌های «صدای منطق» گرالت پس از زخمی‌شدن در ویزیم به معبد ملیتل در الندر می‌رود، زیر نظر کاهنه‌ی سالخورده ننکه درمان می‌شود و در گفت‌وگو با او و دختر جوانی به نام یولا با مسئله‌ی سرنوشت، ایمان و معنای کار ویچرها روبه‌رو می‌شود. داستان «ذره‌ای حقیقت» نیز با کشف دو جسد در حاشیه‌ی جنگل آغاز می‌شود و گرالت را به تعقیب موجودی ناشناخته و ورود به فضایی شبیه قصه‌های کلاسیک اما واژگون‌شده می‌کشاند.

چرا باید کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو) را بخوانیم؟

کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو) ترکیبی از نبرد با هیولاها، سیاست درباری، طنز تلخ و بحث‌های اخلاقی است. این کتاب نشان می‌دهد شغل ویچر فقط شمشیرزدن نیست، بلکه تصمیم‌گیری در موقعیت‌هایی است که هیچ پاسخ ساده‌ای ندارند. خواننده در خلال ماجراها با جهانی پرجزئیات، جادو و شخصیت‌های خاکستری روبه‌رو می‌شود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو) به علاقه‌مندان فانتزی تیره، داستان‌های پرهیجان همراه با جادو و هیولا، و کسانی که از روایت‌های اخلاقی پیچیده و شخصیت‌های چندوجهی لذت می‌برند پیشنهاد می‌شود. همچنین به مخاطبانی که به جهان ویچر در قالب‌های دیگر علاقه‌مند شده‌اند.

بخشی از کتاب حماسه ویچر (کتاب اول، آخرین آرزو)

«بعدها، گفته شد که مرد از شمال آمده بود، از دروازه‌ی طناب‌بافان. پیاده می‌آمد و اسب بارکش خود را با افسار می‌کشید. نزدیک‌های عصر بود و دکه‌های طناب‌بافان، زین‌سازان و دباغان بسته و خیابان‌ها خلوت بود. هوا گرم بود اما مرد کتی مشکی روی شانه‌هایش انداخته بود که نظرها را به خود جلب می‌کرد. او لحظه‌ای جلوی مسافرخانه‌ی ناراکورت پیر ایستاد، به صداها گوش فرا داد. طبق معمول، در این ساعت، مسافرخانه شلوغ بود. مرد غریبه داخل نشد. اسبش را به پایین خیابان هدایت کرد، به سمت مسافرخانه‌ی کوچک‌تری به نام روباه. این مهمانسرا محبوبیت خاصی نداشت و تقریباً خلوت بود. صاحب مسافرخانه سرش را از پشت بشکه‌ای خیارشور بیرون آورد و غریبه را برانداز کرد. تازه‌وارد که هنوز کت بر تنش بود، ساکت و بی‌حرکت جلوی پیشخوان ایستاده بود. - چی بیارم؟ غریبه گفت: «آبجو.» صدایش خوشایند نبود. مسافرخانه‌دار دستش را با پیش‌بند پارچه‌ای پاک کرد و یک لیوان سفالی برایش آورد. غریبه سن زیادی نداشت اما موهایش تقریباً سفید بود. زیر کتش یک جلیقه‌ی کهنه‌ی چرمی پوشیده بود که با بند روی گردن و شانه‌هایش بسته شده بود. وقتی کتش را درآورد افراد دوروبرش متوجه شدند شمشیری حمل می‌کند که البته به‌خودی‌خود موضوع غیرطبیعی‌ای نبود، تقریباً هر مردی در ویزیم یک سلاح همراه خود داشت اما هیچ‌کس شمشیرش را مثل یک کمان یا تیردان به پشتش نمی‌بست. غریبه کنار مشتری‌های دیگر که پشت یک میز بودند ننشست. همان‌جا جلوی پیشخوان ایستاده بود و به مسافرخانه‌دار خیره شده بود. هرازگاهی محتویات لیوانش را مَزه‌مَزه می‌کرد. - برای شب یه اتاق می‌خوام.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۳۱۹٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۵

تعداد صفحه‌ها

۳۷۶ صفحه

حجم

۳۱۹٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۵

تعداد صفحه‌ها

۳۷۶ صفحه

قیمت:
۱۳۱,۲۵۰
۳۹,۳۷۵
۷۰%
تومان