
کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان)
معرفی کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان)
کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان) نوشتهی برندون سندرسون و با ترجمهی یاسمن میرزاپور ادامهی ماجراهای جهان روشاری و شوالیههای تابناک است. این جلد، بخش نخست کتاب سوم مجموعهی استورملاین بهشمار میآید و نشر آذرباد آن را منتشر کرده است. داستان در میانهی جنگی کهن، طوفانی بیپایان و بیداری دشمنان باستانی پیش میرود و همزمان به گذشتهی شخصیتها و ریشهی هدمها سرک میکشد. تمرکز این بخش بیش از هرچیز بر اتحاد پادشاهیها، شکلگیری دوبارهی محفل تابناکها و پیامدهای تصمیمهای خونین گذشته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان)
کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان) سومین حلقه از زنجیرهی بلند ماجراهای روشاری است که برندون سندرسون در آن، همزمان دو مسیر را پیش میبرد: نبرد اکنون و رازهای گذشته. روایت با پیشدرآمدی از نگاه اشونای آغاز میشود؛ جایی که دیدار نخست مستمعان و انسانها، بردهداری پارشمنها و گفتوگوی هولناک او با پادشاه گاویلار، زمینهی قتل شاه و آغاز جنگ را روشن میکند. همین فصل، نگاه تازهای به واقعهای میدهد که در جلدهای پیشین فقط از زاویهی انسانها دیده شده بود. در ادامه، کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان) خواننده را به اوریتیرو، برج_شهر افسانهای، میبرد؛ جایی که دالینار کولین پس از رسیدن طوفان ابدی و بیداری خلأسازان، باید از دل رؤیاهایش با خدای مردهی شرافت و پدر طوفان سر دربیاورد که دشمن واقعی کیست و چگونه میتوان در برابر او ایستاد. او در رؤیاها و مکاشفهها با نامهایی چون اشمئزاز، مخربان و قهرمان دشمن روبهرو میشود و مأموریتی ناممکن بر دوشش گذاشته میشود: متحدکردن تمام روشار. در بخشهای بعدی کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان) ساختار داستان میان زمان حال و گذشته جابهجا میشود. از یکسو، در اوریتیرو باید با مرگ ناگهانی تورول سادیاس، تنش میان پرنسهای اعظم، ساماندادن به لشکرهای خسته، تقسیم مسئولیتها و تبدیل برج به شهری زنده روبهرو شد. از سوی دیگر، فلشبکهای سیوچند سال قبل، چهرهی جوان و بیپروا و خوندوست دالینار را نشان میدهد؛ فرماندهای که در اوج فتوحات گاویلار، با جنگ، غارت، گروگانگیری و شکار آدمکشها سر و کار دارد و هنوز فاصلهی زیادی با «فروزندهی امروز» دارد. کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان) در فصلهای متعدد پیش میرود و هر فصل با نقلقولی از دیباچهی سوگندسِتان آغاز میشود؛ متنی درونداستانی که خودِ دالینار آن را مینویسد و لحن اعترافگونه و گاه متهمپذیرش، لایهی دیگری به روایت میافزاید. این ساختار، همزمان هم داستان جنگ و سیاست و توطئه را جلو میبرد و هم بهتدریج تصویر کاملتری از گذشتهی آلثکار، هدمها و نقش شوالیههای تابناک ارائه میدهد.
خلاصه داستان استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان)
در استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان) کانون اصلی روایت بر دو محور میچرخد: مأموریت دالینار برای متحدکردن جهان و بازخوانی گذشتهی خونین او. در زمان حال، پس از رسیدن طوفان ابدی و بیداری پارشمنها، اوریتیرو به تنها پناهگاه بزرگ انسانها تبدیل شده است. دالینار در رؤیاهایش با شرافت و پدر طوفان گفتوگو میکند، با چهرهی اشمئزاز و مخربان روبهرو میشود و درمییابد که هدم تازهای در راه است و قهرمان دشمن نزدیک میشود. او باید پرنسهای اعظم پراکنده، لشکرهای خسته و پادشاهیهای بیاعتماد را زیر یک پرچم جمع کند. همزمان، فلشبکها دالینار جوان را نشان میدهند؛ جنگجویی که در فتوحات گاویلار شهرها را به آتش میکشد، با تاکتیک پتک و سندان دشمن را خرد میکند، از گروگانگیری غیرنظامیان ابایی ندارد و در میانهی خون و آتش، آدمکشی نابغه را به خدمت میگیرد. این گذشتهی خشن، در کنار مرگ سادیاس و تنشهای تازه در اوریتیرو، پرسش اصلی کتاب را شکل میدهد: کسی با چنین پیشینهای چگونه میتواند نماد اتحاد و سوگندهای تازه شود؟
چرا باید کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان) را بخوانیم؟
استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان) همزمان هم ادامهی یک حماسهی بزرگ است و هم بازکردن پروندهی شخصیترین رازهای دالینار. این جلد، تصویر جنگ را از سطح نبرد و جادو به سطح سیاست، اتحاد، بردهداری و مسئولیت فردی میبرد و نشان میدهد پشت هر سوگند، چه گذشتهای پنهان است. برای دنبالکردن مسیر هدم تازه و فهمیدن ریشهی دشمن، این بخش نقطهی عطف مجموعه است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان) به کسانی پیشنهاد میشود که دو جلد پیشین مجموعهی استورملاین را خواندهاند و به دنبال ادامهی ماجرا هستند، به علاقهمندان جهانسازی مفصل، داستانهای چندروایتی، نبردهای حماسی، و کسانی که دوست دارند سیر سقوط و دگرگونی یک فرمانده جنگجو را از نزدیک دنبال کنند.
بخشی از کتاب استورم لایت (کتاب سوم، قسمت اول، سوگندستان)
«دالینار به حاشیهٔ بالکن رفت و دستانش را به دیوارهٔ حفاظتی کوتاه سنگی صیقلی تکیه داد. بقیه پشت سرش جمع شدند. در طول راه پرنس اعظم آلادار نیز به آنان پیوسته بود؛ یک مرد آلثی موقر تاس با پوست برنزهٔ تیره. دخترش می او را همراهی میکرد؛ یک زن کوتاه و زیبا در دههٔ بیست با چشمان کهربایی و صورتی گرد که موهای سیاه پرکلاغی آلثیاش کوتاه و دور صورتش ریخته بود. ناوانی جزئیات مرگ سادیاس را با صدای آرام به آنها اطلاع داد. دالینار دستش را در هوای سرد تکان داد و به بیرون بالکن اشاره کرد. «چی میبینید؟» خدمهٔ پل جمع شدند تا به بیرون بالکن نگاه کنند. در میانشان مرد هردازی حضور داشت که حالا یک دستش را با استورملایت دوباره رشد داده و دو دست داشت. مردان کالادین شروع به نمایش قدرتهای دوندگان باد کرده بودند، هرچند ظاهراً آنان فقط "سلحشور" بودند. ناوانی میگفت این عنوانِ نوعی کارآموزِ تابناکها بود که زمانی مرسوم بوده؛ مردان و زنانی که قابلیتهایشان به اربابشان (یک تابناکِ کامل) وابسته بود. افراد پل چهارم با اسپرن خودشان پیوند برقرار نکرده و باآنکه شروع به نمایش قدرتهایشان کرده بودند، با پرواز کالادین به آلثکار برای هشدار به خانوادهاش در مورد طوفان ابدی، تواناییهایشان را از دست دادند. مرد هردازی گفت: «چی میبینم؟ ابر میبینم.» خدمهٔ پل دیگری گفت: «یه عالمه ابر.» دیگری افزود. «و چند کوه. شبیه دندون هستن.» مرد هردازی پاسخ داد. «نه، شبیه شاخن.» دالینار به میان حرفشان پرید. «ما بالای طوفانها هستیم. ممکنه تندبادهایی که باقی دنیا باهاش روبهرو هستن رو بهسادگی فراموش کنیم. طوفان ابدی برمیگرده و خلأسازها رو با خودش میآره. ما باید فرض کنیم که این شهر و لشکرهامون بهزودی تنها پایگاه نظم خواهند بود که در دنیا باقی مونده. این حرفهٔ ماست؛ وظیفهٔ ماست که رهبری رو به دست بگیریم.»»
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۹۷۰ صفحه
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۹۷۰ صفحه