دانلود و خرید کتاب معمای مرگ ویچی فریدریش گلاوزر ترجمه کتایون سلطانی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب معمای مرگ ویچی

کتاب معمای مرگ ویچی

معرفی کتاب معمای مرگ ویچی

کتاب معمای مرگ ویچی نوشتهٔ فریدریش گلاوزر و ترجمهٔ کتایون سلطانی است. گروه انتشاراتی ققنوس این رمان جنایی را منتشر کرده است. این اثر یکی از کتاب‌های مجموعهٔ «کارآگاه اشتودر» است. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب معمای مرگ ویچی

در جنگل‌های اطراف روستای گرتسن‌اشتاین، جسد یک فروشندهٔ محلی پیدا می‌شود. مرگ او معمایی پیچیده است: خودکشی یا قتل؟ و اگر قتل، قاتل کیست؟ آیا «اروین اشلومپف»، زندانی سابق، در این ماجرا دست دارد؟ مردم گرتسن‌اشتاین اطلاعاتی دارند، اما سکوت اختیار کرده‌اند. اروین اشلومپف، در حالی که بر بی‌گناهی خود پافشاری می‌کند، از شدت ناامیدی به خودکشی فکر می‌کند. کارآگاه اشتودر، کارآگاه وظیفه‌شناس سوئیسی، به بی‌گناهی او مشکوک می‌شود و برای کشف حقیقت، با افراد قدرتمند و بانفوذ روستا درگیر می‌شود. کتاب معمای مرگ ویچی را بخوانید تا بدانید در پشت‌پردهٔ این داستان جنایی چه گذشته است.

خواندن کتاب معمای مرگ ویچی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی جنایی و علاقه‌مندان به قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره فریدریش گلاوزر

فریدریش گلاوزر، نویسنده‌ٔ سوئیسی و متولد ۱۸۹۶ است. او به‌عنوان پیشگام رمان‌های پلیسی در زبان آلمانی شناخته می‌شود. او با پرداختن به نابرابری‌های اجتماعی و بی‌عدالتی‌ها، عمق و معنای جدیدی به ادبیات جنایی بخشید. گلاوزر، که اغلب «پدر ادبیات پلیسی آلمانی‌زبان» نامیده می‌شود، آثارش به بسیاری از زبان‌های اروپایی ترجمه شده است. به افتخار او، از سال ۱۹۸۷، جایزه‌ای به نام «جایزهٔ فریدریش گلاوزر» به بهترین رمان پلیسی/جنایی آلمانی‌زبان اهدا می‌شود. فریدریش گلاوزر در ۱۹۳۸ از دنیا رفت.

بخشی از کتاب معمای مرگ ویچی

« «دختر عمویتان شما را از برنامه‌ای که ویچی بنا بود پیاده کند باخبر کرده بود. حتی زمان انجام دادن این کار را هم دقیقاً به‌تان اطلاع داده بود. ولی شما به ویچی اعتماد نداشتید. می‌دانستید که ترسوست ... خُب حق هم داشتید! چون باجگیرها اصولاً آدم‌های ذلیل و ترسویی هستند... فکر می‌کردید که جُربزه مجروح کردن خودش را ندارد. برای همین با ماشینتان رفتید آن‌جا. دقیقاً می‌دانستید کجا باید بروید. آن موقع آگزبورگر دیگر پیش شما زندگی می‌کرد. راستی برای چه در منزلتان به‌ش جا داده بودید؟ به الن‌برگر حسادت می‌کردید؟ شما هم می‌خواستید دور و برتان مجرمی سابقه‌دار داشته باشید؟ بگذریم. دلیلش اصلاً مهم نیست. به هر حال شما با ماشینتان رفتید آن‌جا. پیش‌بینی می‌کردید که آرمین به محض شنیدن صدای ماشین از آن‌جا جیم می‌شود. واقعاً هم همین کار را کرد. بعدش به اندازه کافی فرصت داشتید که کیف‌بغلی ویچی را بجورید. مطمئناً مدرکی که با کمکش از شما اخاذی می‌کرد توی کیفش بود، نه؟ بعدش رفتید توی جنگل. تعقیب ویچی کار ساده‌ای بود. مطمئناً صدای راه رفتنش آن‌قدر بود که بشود ردش را گرفت. یکهو همه‌جا ساکت شد و دیگر هیچ صدایی نیامد. منتظر ماندید. گلوله‌ای شلیک شد. رفتید نزدیک‌تر. ویچی ایستاده بود آن‌جا، هنوز هفت‌تیر توی دستش بود، بی‌آن‌که مجروح شده باشد. نمی‌دانم بعدش چه حرف‌هایی به‌ش زدید. شک ندارم که نقشتان را خوب بازی کردید. احتمالاً دست انداختید روی شانه‌اش، دلداری‌اش دادید، کمی باهاش راه رفتید. و هفت‌تیرتان هم که توی جیبتان بود. بعدش ازش خداحافظی کردید، چند قدم ازش دور شدید، شاید حدود یک متر، و از پشت به‌ش شلیک کردید.» »

AS4438
۱۴۰۳/۱۲/۲۷

دوستداران کتابهای پلیسی جنائی این کتاب را بخوانند، خیلی هیجان نداشت ومیشد ازهمان اوائل داستان معما وماجرا را حدس زد ،ولی خواندنش خالی ازلطف نیست.

آن‌هایی که تصور می‌کنند در دنیا آدم نرمال هم پیدا می‌شود کاملاً در اشتباه‌اند. تمام آدم‌ها در بهترین حالت نیمه‌دیوانه‌اند؛ این موضوع واقعیتی بی‌چون و چراست.
AS4438
درباره دیگران قضاوت نکنید تا خود مورد قضاوت قرار نگیرید.`
AS4438
«هیچ‌وقت به قول‌های مارگیرها اعتماد نکن. این‌ها به آدم وعده ماه می‌دهند ولی وقتی با دقت نگاه کنی می‌بینی ماه که هیچ، حتی یه قرص نان کوچک هم تحویلت نداده‌اند.»
AS4438

حجم

۱۹۰٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۸۰ صفحه

حجم

۱۹۰٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۸۰ صفحه

قیمت:
۳۹,۰۰۰
تومان