معرفی و دانلود کتاب سقوط سیاه + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سقوط سیاهsubscriptionAvailable

کتاب سقوط سیاه

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
مارکوس سدویک، آرزو احمی
انتشارات: 
نشر پیدایش

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سقوط سیاه

«صبحگاه باید فکر کنی شاید تا شب زنده نباشی، شبانگاه باید فکر کنی شاید تا صبح زنده نباشی.» «سقوط سیاه» نوشته مارکوس سدویک(-۱۹۶۸) نویسنده، موسیقی‌دان و تصویرگر بریتانیایی است. این کتاب دنباله کتاب پیشین او «روزهای مرده» است که داستانی فانتزی برای کودکان و نوجوانان است. «سقوط سیاه» داستان پسری پانزده ساله و همراهش، ویلو و ارباب جدیدش کپلر است که در دوران بعد از مرگ ارباب پیشین پسرک، والریان رخ می‌دهد. پسر که خطرات والرین را پشت سرگذاشته، هنوز به آرامش نرسیده است. همزمان که شهر یخ‌زده است، پسر دستگیر می‌شود و به کاخ فردیک فرستاده می‌شود. پسر در آنجا دنیایی از ثروت و جلال می‌بیند اما طولی نمی‌کشد که در می‌یابد در زیر آن‌همه زیبایی، دنیایی از دیوانگی و خشونت خوابیده است که سرشار از رازهای هولناک است... در بخشی از کتاب می‌خوانیم: امپراتور که ظاهراً تنهاست، روی تختش نشسته و در فکر فرو رفته است. دست سفیدش را آرام و با تنبلی بالا می‌آورد. با صدای تیز و مسخره‌ای می‌گوید:«ماکسیم. لعنتی، ماکسیم، کجایی؟» از میان سایه‌های پشت تخت موجودی بلندقد و سنگین‌وزن بیرون می‌آید، پوشیده در ردای سرخ تیره‌ای که روی گرد و غبار کف مرمری دربار کشیده می‌شود. ماکسیم می‌گوید: «اعلی‌حضرت.» خسته است، اما مراقب است فردریک اثری از این خستگی در وجودش نبیند. دستش را روی سر تراشیده‌اش می‌کشد. فردریک می‌گوید: «اومدی.» اما احساسی در صدایش نیست. «اومدی.» ماکسیم می‌گوید: «اعلی‌حضرت.» آماده است تا دستور امپراتور را اجرا کند. ـ ماکسیم، چند سال از عمر من مونده؟ ماکسیم پیش از جواب دادن مکث کوتاهی می‌کند تا ببیند چند بار این مکالمه را با امپراتور کرده است و بعد، مأیوسانه فکر می‌کند که چند بار دیگر باید این مکالمه را بکند. ـ اعلی‌حضرت، ما می‌دونیم که شما بدون شک عمر طولانی و باعزتی خواهید داشت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سقوط سیاه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابسقوط سیاه
موضوعداستان کودک و نوجوانان، فانتزی
نویسندهمارکوس سدویک
مترجمآرزو احمی
انتشاراتنشر پیدایش
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۴/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۲۷ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۹۶-۳۷۸-۹
تعداد صفحه‌ها۳۱۲ صفحه
قیمت کتاب۲۲۵۰۰۰ تومان
برچسبداستان انگلیسی، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۸، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کتاب باز
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

مارکوس سدویک عزیز.... تا موقعی که ما رو دیوونه خودت کنی، دست بر نمیداری نه؟ کتاب خوبی بود....

۰
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۲۷

کتاب «سقوط سیاه» رمانی نوشته ی «مارکوس سجویک» است که نخستین بار در سال 2004 به انتشار رسید. در این دنباله ی هیجان انگیز و تشویش آور بر رمان «کتاب روزهای مرده»، «پسر» از زندگی سابق خود به عنوان خدمتکار...بیشتر

۰
ز.م
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۹

جالب بود از جلد اول قشنگ تر ، منسجم تر ، و در انتها پایانی زیبا تر و مشخص تر و امید بخش تر داشت.

۰
Zeynab Babaei
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۱۹

واقعآ که لذت بردم بسیار زیبا و جذاب بود😄

۰
مائده📚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۲

❤️🤌🏻😍خیلی دوست داشتنی و قشنگ

۰
معصومه کاووسی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۳

خوب بود

۰
Ghaasedak E
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۲

داستان تخیلی کوتاه و خوبی بود، دور از حواشی و اضافات.

۰
کاربر 8698783
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۶

داستان قشنگی داره ، تا آخرشو نخوندم و در حال خوندنش هستم ولی تا اینجاش خیلی بد نبوده ، داستانش جذابیت های خاص خودشو داره و ترسناک نیست . این کتاب ادامه ی کتاب روز های مرده هست ،

۰
Maahi_Zar
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۸

قشنگ بود، ولی بی سر و ته تموم شد

۰

بریده‌هایی از کتاب

سَمَر
۳۲
می‌خوام بدونی که دوستت دارم.
فرزانه
۸
با خودش می‌خواند: فرار نمی‌کنی؟ آن گاه که قایقت آماده‌ی بادبان کشیدن است. می‌ایستی و با باران مواجه می‌شوی؟ صبح باید فکر کنی شاید تا شب زنده نباشی، شب باید فکر کنی شاید تا صبح زنده نباشی. پس پیش از آنکه وقت سقوط در سیاهی برسد، بچرخ، عزیزم، بچرخ.
novelreader032
۰
چیزی یادش آمد. حس کرد همه‌ی اینها را قبلاً دیده بود. یک بار برای ولرین تعریفش کرده بود، ولرین هم گفته بود که اسمی فرانسوی دارد، دژاوو.