معرفی و دانلود کتاب زندگی ناممکن + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب زندگی ناممکن
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب زندگی ناممکن

نوع کتاب
۳.۵(از ۶۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مت هیگ، مهسا صباغی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زندگی ناممکن

کتاب زندگی ناممکن نوشتهٔ مت هیگ و ترجمهٔ مهسا صباغی است. انتشارات میلکان این رمان انگلیسی را منتشر کرده است. این رمان اثری دیگر از نویسندهٔ کتاب پرفروش «کتابخانهٔ نیمه‌شب» است.

درباره کتاب زندگی ناممکن

مت هیگ در کتاب زندگی ناممکن (The Life Impossible) داستانی از شخصیتی به نام «گریس وینترز» را روایت کرده است؛ شخصیتی تنها و ناامید که به جادو و نیروهای خارق‌العاده‌ٔ طبیعت اعتقادی نداشت، اما این وضعیت تا زمانی ادامه پیدا کرد که گریس وینترز برای کشف راز مرگ دوستش وارد جزیره‌ای زیبا شد. گریس وینترز زنی ۷۲ساله است که به‌تازگی شوهر خودش را از دست داده و زندگی روزمره‌‌اش با غم‌های بسیاری درگیر است. روزی گریس وینترز متوجه می‌شود که دوست بسیار قدیمی‌اش فوت کرده و یک هدیه‌ٔ عجیب را برای او به ارث باقی گذاشته؛ چه هدیه‌ای؟ یک خانه‌ٔ زیبا در جزیره‌ای حیرت‌انگیز به نام «ایبیزا» که در اسپانیا واقع شده است. او راهی جزیزه می‌شود تا بفهمد نیت دوستش از چنین هدیه‌ای چه بوده است.

خواندن کتاب زندگی ناممکن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر انگلیس و علاقه‌مندان به قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره مت هیگ

مت هیگ در سال ۱۹۷۵ در شفیلد انگلستان به دنیا آمد. او رمان‌نویس و روزنامه‌نگار است. مت تحصیلاتش را در دانشگاه هال در رشتهٔ زبان انگلیسی و تاریخ به پایان برد. او آثار داستانی و غیرداستانی بسیاری برای کودکان و بزرگسالان نوشته است. مت هیگ در ۲۴سالگی به افسردگی شدیدی مبتلا شد، اما توانست آن را پشت سر بگذارد و به زندگی باز گردد. رمان «کتابخانه نیمه شب» و کتابی به نام «کتاب آرامش» از آثار او هستند.

بخشی از کتاب زندگی ناممکن

«من کلمهٔ «پیشگو» را هم به جست‌وجوی گوگلم اضافه کردم و فقط یک لینک دیگر یافتم که مربوط به فهرست غرفه‌های بازار لاس دالیاس بود. بنابراین، دوباره فقط اسم خالی او را جست‌وجو کردم.

چند مطلب مختلف پیدا کردم. بیشترشان دربارهٔ خوانندگی او در هتلی به نام بوناویستا در سانتا اولالیا بودند که مربوط به سال‌ها پیش بود. عکسی از کریستینا وجود داشت که او را در کلوپ شبانه‌ای به اسم کو در سال ۱۹۸۶ نشان می‌داد. عکس دیگری او را کنار فِرِدی مرکوری نشان می‌داد که در آن‌جا بسیار ذوق‌زده به نظر می‌رسید. اما مشخص بود که این عکس هم دقیقاً در همان شبی گرفته شده که عکس قاب‌شدهٔ روی دیوار گرفته شده بود. ظاهراً این جشن تولد چهل‌ویک‌سالگی فِرِدی مرکوری در پایکس هتل بود. کریستینا هم جزء چند هنرمند محلی بود که آن شب برنامه اجرا کرده و آواز خوانده بودند. توی این یکی، کریستینا کلاه بولر کوچکی به سر داشت. ظاهرش توی این عکس مرا یاد شخصیت سالی بولز در فیلم کاباره می‌انداخت. متوجه شدم این‌جا همان مکانی است که گروه موسیقی پاپ وَم! چند سال پیش موزیک ویدئوِ کلوپ تروپیکانا را در آن فیلم‌برداری کرده بودند. زندگی هیجان‌انگیزی به نظر می‌رسید.

هرچه بیشتر دربارهٔ کریستینا تحقیق می‌کردم، بیشتر به او افتخار می‌کردم. یک صفحهٔ اینستاگرامی انگلیسی‌زبان به نام «نوستالژی‌های ایبیزا» از او و یکی از دوستانش نام برده بود که در سال ۱۹۸۱ در کلوپی به نام گلوری اجرا کرده بودند.

این عکس دقیقاً همان کریستینایی بود که من از زمان‌های قدیم به یاد داشتم؛ فقط کمی آرایش بیشتری کرده بود و مویش هم پف‌دارتر به نظر می‌رسید. عکس دیگری از او در دیاریو وجود داشت که در آن مویش کمی سفید شده بود. او در کنار دو نفر دیگر ایستاده بود و باهم یک پلاکارد بزرگ را در دست گرفته بودند. روی پلاکارد نوشته بود: «نفت بی‌نفت.» متن به زبان اسپانیایی بود. بنابراین، آن را توی مترجم گوگل کپی کردم و متوجه شدم که در سال ۲۰۱۴ اعتراضاتی در ایبیزا علیه یک شرکت نفتی اسکاتلندی به راه افتاده بود که قصد داشتند در خلیج ایبیزا نفت استخراج کنند. در ادامه خواندم به دلیل شدت اعتراضات این شرکت هرگز موفق نشد برنامه‌هایش را عملی کند. ده‌هزار نفر به طرف ایبیزا تاون راهپیمایی کرده بودند. همین تعداد هم یک بار در اعتراض به تأسیس یک زمین گلف در کالا دی هورت تجمع کرده بودند. در مطلب دیگری هم به کریستینا اشاره شده بود که با اعتراضات علیه تأسیس هتلی در کالا یونگا ارتباط داشت.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زندگی ناممکن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:زندگی ناممکن
عنوان انگلیسی:The Life Impossible
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:مت هیگ
مترجم:مهسا صباغی
انتشارات:انتشارات میلکان
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۰۸/۲۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۸.۰۳ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۲۵۴۸۴۲۱
تعداد صفحه‌ها:۴۰۰ صفحه
قیمت کتاب:۳۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

atiyehghm
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۰۵

کتابش شبیه سایر کتاب های دیگه‌ی مت هیگه و با یک داستان خیالی بهمون یادآوری میکنه که چه حقایق ساده‌ای در زندگی هست که گاها ازشون غافلیم. داستان زندگی یک پیرزن هفتاد و دو ساله رو تعریف میکنه که به واسطه‌ی...بیشتر

۰
کاربر 2321037
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۳۰

میتونم بگم با تمام وجود عاشقشم و از وقتی این کتاب رو خوندم که دو هفته‌ای میشه، آرامش خاصی گرفتم و امید به زندگیم حسابی بالا رفته. باورم نمیشه ولی انگار من فقط باید این کتاب رو میخوندم تا حالم...بیشتر

۰
amusic1983
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۹/۰۶

داستان خوب شروع شد. ولی هر چه جلوتر رفت مخصوصا از وسطهای کتاب، تبدیل به رمان کودک و نوجوان شد. و بعد تبدیل به فیلمنامه های درجه چند هالیوودی! مدل آخرالزمانی. چند کتاب از مت هیگ خوندم‌ و جالب بودن...بیشتر

۱
کاربر 7240539
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۹

کتابهای مت هیگ بسیار جالب توجه‌ن پاراگرافهای خوبی داره اما اواسط داستان بسیار کسل کننده میشه از کتابخانه نیمه شب خیلی ضعیفتره ولی همچنان امیدبخش و بنظرم کتابهای مت هیگ را نه که فقط خوند باید مزه مزه کرد

۰
sara
۱۴۰۳/۰۹/۰۱

خیلی خیلی از کتاب خانه نیمه شب ضعیف تر بود

۰
مهرداد علوی نیا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۰

کتاب خوبی به نظر رسید البته میشد روایتها را خاص‌تر کرد

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
۱۴۰۳/۰۹/۱۹

نمیدونم چطور باید قضاوت کنم یا چقدر این داستان انگیزشی هست و آیا واقعا مشکلات اینگونه حل میشه یا نه. ولی آخر کتاب میبینی موریس مشکلش با پول حل شد پس زیاد نمیشه شعار داد

۰
1ta
۱۴۰۴/۱۲/۱۹

بخاطر کتابخانه نیمه شب شروعش کردم ؛ دوست داشتم کتابی با اون محتوا بخونم ولی انتظارامو برآورده نکرد شروع خوبی داشت ولی از اواسطش دیگه نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم .درسته کتابخانه نیمه شب هم داستان خیالی بود ولی پتانسیل...بیشتر

۰
Fatemeh.yousefnezhad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۳۱

به طور کلی خوندن این کتاب من رو یاد این شعر از سهراب سپهری می اندازه؛ به چه می اندیشی عشق اینجاست خدا هم اینجاست لحظه ها را دریاب زندگی در فردا نه همین امروز است🦋

۰
Yuka
۱۴۰۴/۱۱/۱۴

نظر شخصی من بعد از خوندن کتاب ب دوستان عزیزم بخاطر نویسنده ش شروع ب خوندنش نکنید آخرش پشیمون میشین خیلی ضعیفه

۰
dayan
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۶

به اندازه کتابخانه نیمه شب ، نه حرفی برای گفتن داشت نه جذاب بود

۰
Fatemeh's
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۴

از این کتاب انتظار بیشتری داشتم ولی خب ارزش یکبار خوندن رو داره 💗

۰
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۲

داستان شروع خوبی داشت تا دو سوم کتاب هیجان و کشش لازم رو داشت اما یک سوم نهایی رو جون کندم تا خوندم البته این که خوشم نیومد سلیقه ای هست و ممکنه خیلی هم بپسندن دیگه یه جورایی خسته کننده...بیشتر

۰
حنای
۱۴۰۵/۰۱/۲۹

قلم امیدبخش نویسنده ، خواننده رو همراه میکنه در دل اعماق داستان ، در تمامی مکان ها و زمان ها و درک تمام احساساتی که بی وقفه جریان داره.

۰
فـــــــرشـــــــتـــــــــ‍ـــ‌ه
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۶

با تجربه ی بسیار خوبی که از خوندن کتابخانه ی نیمه شب داشتم تصورم این بود که بازم قراره مت هیگ احوالات من و دگرگون کنه اما نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد که تا نیمه ی کتاب روند کند و...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

amusic1983
۱۱۶
مردم می‌گویند عشق کمیاب است. من خیلی مطمئن نیستم. به نظر من آنچه کمیاب است عشق نیست، بلکه چیزی بهتر از آن است. درک متقابل. اگر طرف مقابلت تو را درک نکند، عشق معنایی ندارد. او فقط عاشق تصوری است که از تو توی ذهنش دارد. او عاشق عشق است، نه عاشق تو. بنابراین، درک‌شدن مهم‌تر است. نه‌تنها درک‌شدن، بلکه وقتی کسی تو را درک کرد، قدر تو را هم بداند. این چیزی است که اهمیت دارد.
F.Amini
۳۲
تو بدون شک باعث خوشحالی او می‌شدی، فقط با بودنت.
sarin
۳۲
لحظه‌ای که احساس درماندگی می‌کنی اغلب همان لحظه‌ای است که به حقیقت پی می‌بری. وقتی که همه‌چیز اشتباه است، نیاز داریم به ته خط برسیم تا بالأخره تغییری رخ بدهد. ما گاهی باید احساس کنیم گیر افتاده‌ایم تا بالأخره دست بجنبانیم و راهی برای خروج پیدا کنیم. وقتی همه‌چیز آسان است، نمی‌توانیم به قدرت واقعی خودمان پی ببریم. تا زمانی که رادیو خراب نباشد، ارزش واقعی موسیقی را نمی‌فهمیم. گاهی باید همه‌چیز را خراب کنیم تا بدانیم چطور می‌شود درستشان کرد.
محسن م.تراکمه
۲۵
وقتی یک کودک می‌میرد، دو جور اندوه انسان را عذاب می‌دهد. اندوه از دست رفتن کسی که بود و اندوه از دست رفتن کسی که می‌توانست باشد.
amusic1983
۱۹
در زندگی شخصی‌مان دنبال این هستیم که بفهمیم چه اتفاقی قرار است بیفتد. می‌خواهیم بدانیم عاشق خواهیم شد یا سالم خواهیم ماند یا به‌موقع فارغ‌التحصیل می‌شویم، شغل خوبی پیدا می‌کنیم یا حقوق بازنشستگی کافی دریافت می‌کنیم. ما مسیر ساده و هموار را می‌خواهیم. دلمان می‌خواهد همه‌چیز از قبل مشخص باشد. می‌خواهیم مطمئن بشویم که همه‌چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود. می‌خواهیم داستان زندگی‌مان لو برود، آن هم با کمترین اسرار ممکن. اما کجای این جالب است؟ این را از بهترین پیشگوی جهان بشنو: هیچ‌وقت نمی‌توان داستان زندگی را لو داد. همیشه یک اثر مشاهده‌گر وجود دارد. همیشه متغیری ناشناخته وجود دارد و این متغیر ناشناخته اغلب خودت هستی. توصیهٔ من به تو این است: با آغوش باز به استقبال ناشناخته‌ها برو.
F.Amini
۱۹
آنهدونیا. این واژه تا حالا به گوشت خورده؟ معنایش ناتوانی در احساس لذت است.
فـــــــرشـــــــتـــــــــ‍ـــ‌ه
۱۷
هرچه سنت بالاتر می‌رود، ترک الگوهای قدیمی دشوارتر می‌شود.
F.Amini
۱۴
مشکل اصلی زندگی همین است، مگر نه؟ این‌که سعی می‌کنیم بدون رهاکردن گذشته به‌سوی فرداهای جدید قدم برداریم. باید بدانی چه‌چیز را دودستی بچسبی و چه‌چیز را رها کنی بدون این‌که خودت را نابود کنی
فـــــــرشـــــــتـــــــــ‍ـــ‌ه
۱۳
اما زمانی که همهٔ آدم‌ها از معجزهٔ یکسانی بهره‌مند می‌شوند، دیگر ارزشش را نمی‌فهمند و آن را جزء بدیهیات می‌شمارند.
amusic1983
۱۱
هیچی تصادفی نیست، نه زندگی و نه مرگ. حتی خود تصادفی‌بودن هم تصادفی نیست. حتی این حقیقت که من و تو این‌جا داریم خاک رو به گیاه تبدیل می‌کنیم هم تصادفی نیست. همهٔ این‌ها به هم مربوطن. همه‌چیز بخشیه از این کل. این تاروپود پر از نقش‌ونگار هستی. بهشت جای دیگه‌ای نیست. آدم‌هایی که از دستشون داده‌یم هم جای دیگه‌ای نرفته‌ن. ما به اون‌ها متصلیم. رشته‌های هستی از ما عبور می‌کنن. منظورم رو می‌فهمی؟»